جنگ ایران فراتر از یک درگیری منطقهای، آزمونی برای نظام بینالمللی و میزان کارآمدی قواعد حقوقی در برابر موازنه قدرت بود. بحران هرمز محدودیتهای شورای امنیت و دشواری توافق قدرتهای بزرگ بر سر استفاده از زور را آشکار کرد. همزمان، جنگ نشان داد قدرت نظامی آمریکا برای ایجاد نظم پایدار کافی نیست و جهان به سمت توزیع متنوعتر قدرت میان آمریکا، چین، روسیه و دیگر بازیگران حرکت میکند.
بر خلاف ادعاهای مکرر مقامات واشنگتن مبنی بر پایان قریبالوقوع درگیری و ارزیابیهای رایج درباره دستیابی به یک توافق دیپلماتیک سریع، جنگ میان ایران و ایالات متحده وارد یک وضعیت فرسایشی و خودپایدار شده است؛ کارزاری که در آن هیچیک از دو طرف توان دستیابی به اهداف غایی خود را ندارند، اما از منابع کافی برای ادامه جنگ برخوردارند و توقف تنش را پرهزینهتر از تداوم نبرد ارزیابی میکنند.
آمریکای ترامپ، قصد دارد ایران را در محاصره دریایی و هوایی و تحت فشار اقتصادی و سیاسی شدید، همراه با تبلیغات گسترده، وادار به تسلیم شدن یا پذیرش شروط این کشور نماید. اما اهداف اسرائیل فراتر است و همه میدانیم که ایده تضعیف یا تجزیه ایران، همواره برای رهبران و مدیران و استراتژیستهای صهیونیست، در دستور کار قرار داشته است.
هنگامی که کشوری در چند جبهه همزمان تحت فشار قرار میگیرد و از پشتیبانی گسترده ائتلافی برخوردار نیست، حتی بازیگران کوچکتر نیز ممکن است محاسبات خود را تغییر دهند و از موضع تدافعی به موضع آفندی حرکت کنند.
خروج نیروهای آمریکایی از عراق و احتمال تعطیلی برخی پایگاه های واشنگتن در خلیج فارس می تواند نشانه ای از بازنگری در حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه باشد؛ به ویژه آنکه حملات ایران نشان داد تاسیسات نظامی آمریکا در منطقه می توانند به جای ایجاد امنیت، به اهدافی برای حملات موشکی و پهپادی تبدیل شوند.
وبگاه آکسیوس نوشت: مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری قطر، با وجود تلاشهای دیپلماتیک، همچنان بدون پیشرفت قابلتوجه ادامه دارد؛ اختلاف بر سر محاصره دریایی آمریکا و مطالبات هستهای واشنگتن، چشمانداز توافق را با ابهام روبهرو کرده است.
جنگ ۲۰۲۶ ایران و آمریکا اعتماد کشورهای عربی به واشنگتن را کاهش داد. دولتهای منطقه بهدنبال تنوعبخشی به شرکای امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک خود هستند. تقویت زیرساختها، تنشزدایی با ایران و توسعه هوش مصنوعی، محورهای این بازتنظیم راهبردی است.
اگرچه رئیسجمهور آمریکا در سالهای آینده همچنان در عرصه جهانی عنصری تنشزا خواهد بود، اما تحولات جهانی نشان میدهد که توانایی او برای اعمال فشار و اجبار کاهش خواهد یافت.
شبکه المیادین هدف سفر نخست وزیر رژیم صهیونیستی به ابوظبی را ترغیب امارات به ازسرگیری مشارکت در جنگ علیه یمن عنوان کرد.
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت، ادعای تقلب انتخاباتی ترامپ به رویکردی مستمر تبدیل شده است؛ رویکردی که از ۲۰۱۶ تا آستانه انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، با تلاش برای تغییر قواعد رأیگیری و دسترسی به دادههای رأیدهندگان، ادامه یافته و محل مناقشه است.
تهران میخواهد مانع از شکلگیری این تصور در واشنگتن شود که اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز در حال تضعیف است و آمریکا میتواند ضمن منزوی نگه داشتن اقتصادی ایران از طریق تحریمها و محاصره، تردد دریایی را به روال عادی بازگرداند.
رویارویی ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که برتری نظامی بهتنهایی تعیینکننده نتیجه نیست. واشنگتن با ترکیب فشار اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک در پی افزایش قدرت چانهزنی خود است و تهران تلاش میکند هزینههای جنگ را افزایش دهد. تنگه هرمز به محور اصلی اختلاف تبدیل شده و سرنوشت درگیری میتواند میان فرسایش، مذاکرات مرحلهای یا توافقی گستردهتر بر سر امنیت منطقهای حرکت کند.
ترامپ و نتانیاهو باید آماده باشند از سوی جهان و مردم آمریکا بهدلیل تحولاتی که در هرمز و بابالمندب رخ خواهد داد، تحت فشار شدیدی قرار بگیرند. اروپا_ بهویژه در حوزه انرژی_ با مشکلات جدی تر مواجه است. با فرارسیدن زمستان، آثار بحران انرژی در اروپا و سایر همپیمانان آمریکا بیشتر خودنمایی خواهد کرد ولی بهنظر میرسد که فعلا ترامپ و نتانیاهو روی دور آزمون آزموده و تکرار خطا هستند.
پیامدهای ناشی از جنگ مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، محاسبات سنتی امنیت را در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دگرگون ساخته است؛ رویدادی که حاکمان عرب را به این نتیجه رسانده که واشنگتن دیگر ضامن بیچونوچرای بقای آنان نیست و هرگونه معماری پایدار برای ثبات منطقهای، ناگزیر باید از مسیر پذیرش نقش اجتنابناپذیر تهران و مشارکت دیپلماتیک با آن عبور کند.
جنگ اوکراین و تحولات خاورمیانه نشان دادهاند که مدل سنتی قدرت نظامی، مبتنی بر تسلیحات بسیار گرانقیمت، در حال تغییر است. بازدارندگی آینده به ترکیبی از فناوری پیشرفته، تولید انبوه تسلیحات ارزان، زیرساخت انعطافپذیر، سازگاری دیجیتال، نوآوری سریع و زنجیره تأمین مقاوم نیاز دارد. آمریکا و متحدانش برای حفظ برتری نظامی باید شبکهای دفاعی، یکپارچه و قابل جایگزینی ایجاد کنند.