در چهار سال گذشته، سیاستگذاران در واشنگتن و پایتختهای اروپایی با یک پرسش بنیادین روبهرو بودهاند: چگونه باید به حمله تمامعیار روسیه علیه اوکراین پاسخ داد؟ متحدان ناتو صدها میلیارد دلار کمک نظامی، اقتصادی و بشردوستانه به کییف اختصاص دادهاند تا از شکست و فروپاشی آن جلوگیری کنند. کشورهای اروپایی موجهای گسترده پناهجویان را پذیرفتهاند و همراه با ایالات متحده، تحریمهای سنگینی علیه روسیه اعمال کردهاند. رهبران این ائتلاف نیز در شرایطی که تحت فشار دونالد ترامپ قرار داشتند مجموعهای از نشستها را برای یافتن راهی جهت پایان دادن به جنگ برگزار کردهاند.
اما حتی اگر این جنگ به پایان برسد؛ نیروهایی که این جنگ آزاد کردهاند از میان نخواهند رفت. چهبسا آتشبس، آغاز مرحلهای پرمخاطرهتر باشد. با خاموش شدن سلاحها، روسیه و اوکراین همچنان در وضعیت تقابلی و پرتنش باقی خواهند ماند. مسکو به بازسازی توان خود خواهد پرداخت و احتمالاً فعالیتهای خود را در سراسر اروپا تشدید خواهد کرد.
در مقابل، اروپا هزینههای دفاعی خود را افزایش خواهد داد، از سطح ادغام پیشین با روسیه فاصله خواهد گرفت و رویکردی سختگیرانهتر اتخاذ خواهد کرد. ایالات متحده ممکن است تلاش کند از این رویارویی فاصله بگیرد، اما پیوندهای اقتصادی و منافع سیاسیاش در اروپا، خروج کامل را عملاً ناممکن میسازد. نتیجه آن خواهد بود که رابطهای با حداقل تعامل و حداکثر سوءظن میان ناتو و روسیه تداوم یابد.
چنین شرایطی نسخهای برای صلح پایدار نیست؛ بلکه برعکس، بستر خطرناکی برای درگیری مستقیم میان روسیه و غرب فراهم میکند. بیاعتمادی عمیق، مسابقه تسلیحاتی مستمر، ضعف کانالهای ارتباطی، فرسایش معماری امنیتی اروپا و اقدامات تحریکآمیز کرملین، همگی سناریوهایی را محتمل میسازد که در آن یک حادثه محدود به بحرانی فراگیر در سطح قاره تبدیل شود.
از این رو، سیاستگذاران در آمریکا و اروپا نباید اجازه دهند چنین آیندهای شکل گیرد. حتی در حالی که برای پایان دادن به جنگ جاری تلاش میکنند، باید همزمان برای پیشگیری از جنگ بعدی برنامهریزی کنند. ناتو ناگزیر است بپذیرد که بازگشت به وضعیت پیش از سال ۲۰۲۲ ممکن نیست و باید سازوکارهای تازهای برای مدیریت رابطه با کرملین طراحی کند. در غیر این صورت، آمریکاییها و اروپاییها ممکن است خود را در آستانه جنگی دیگر بیابند؛ جنگی که بار دیگر اروپا صحنه اصلی آن خواهد بود.
فروپاشی معماری امنیتی اروپا پس از حمله روسیه
در بخش قابل توجهی از دوران پس از جنگ سرد، روسیه و کشورهای غربی روابطی کارکردی و مبتنی بر تعامل داشتند. پس از پایان رویارویی ایدئولوژیک و نظامیشان، دو طرف تلاش کرده اند با ایجاد شبکهای از نهادها، مجامع دیپلماتیک و برنامههای تبادل، درک متقابل را تقویت کنند و احتمال بروز درگیری را کاهش دهند.
آنها سازمان امنیت و همکاری در اروپا را بنیان گذاشتند؛ نهادی فراگیر و مبتنی بر اجماع در سراسر قاره که بر پایه مجموعهای از هنجارها و نهادهای مشترک شکل گرفته بود. سازوکارهای متعددی نیز برای تعامل و حتی همکاری میان ناتو و روسیه ایجاد شد. در کنار آن، مجموعهای از توافقهای کنترل تسلیحات و تدابیر اعتمادساز نظامی به اجرا درآمد تا ثبات راهبردی حفظ شود.
اقتصادهای اتحادیه اروپا و روسیه بهتدریج در هم تنیده شدند: اروپا انرژی ارزان و سایر مواد خام را دریافت میکرد و روسیه از سرمایهگذاری مستقیم خارجی، دانش فنی غربی و دسترسی به کالاهای مصرفی پیشرفته بهره میبرد. هر سال میلیونها نفر از طریق قطارها، گذرگاههای زمینی و دهها پرواز روزانه میان اروپا و روسیه رفتوآمد میکردند. روسیه در نظام استانداردسازی آموزشی اتحادیه اروپا مشارکت داشت، بهگونهای که مدارک دانشگاهی آن در سراسر قاره به رسمیت شناخته میشد. مسکو همچنین عضو شورای اروپا و کنوانسیونهای وابسته به آن بود.
اما با حرکت ستونهای زرهی روسیه به سوی کییف در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، این معماری فرو ریخت. شورای ناتو–روسیه بیدرنگ تعلیق و سپس منحل شد. مسکو از شورای اروپا خارج شد. سازمان امنیت و همکاری در اروپا همچنان بهطور رسمی وجود دارد، اما اکنون بیش از آنکه بستری برای همکاری باشد، به صحنهای برای تبادل محکومیتها و اتهامهای تکراری میان روسیه و اعضای ناتو تبدیل شده است. روابط اقتصادی نیز سقوطی چشمگیر را تجربه کرد. در سال ۲۰۲۴، حجم کل تجارت کالایی میان اتحادیه اروپا و روسیه حدود ۸۰ میلیارد دلار بود؛ رقمی که تنها سه سال پیش به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار میرسید.
از هماکنون میتوان با اطمینان گفت که محیط امنیتی اروپا پس از پایان جنگ اوکراین تفاوت بنیادینی با وضعیت پرتنش کنونی نخواهد داشت. ناتو و روسیه تا حد زیادی از یکدیگر جدا خواهند ماند، بیآنکه سازوکاری کارآمد برای ارتباطات میان دولتها یا جوامعشان وجود داشته باشد. آنها در فهم تصمیمهای یکدیگر با دشواری مواجه خواهند شد و نیت طرف مقابل را بهطور پیشفرض خصمانه تفسیر خواهند کرد.
اروپا در مسیر لغزش به سوی جنگی گسترده
با تیرهتر شدن مناسبات، سیاستگذاران در اروپا و روسیه بهصراحت هشدار دادهاند که مسیر کنونی میتواند به جنگ ختم شود. بازبینی راهبردی ملی فرانسه در ژوئیه ۲۰۲۵ از «خطر جنگی آشکار علیه قلب اروپا» تا سال ۲۰۳۰ سخن گفت. وزیر دفاع آلمان نیز در نوامبر اعلام کرد روسیه ممکن است تا سال ۲۰۲۹ برای حمله آماده شود و تاکید کرد «برخی مورخان نظامی» بر این باورند که اروپا «آخرین تابستان صلحآمیز خود» را پشت سر گذاشته است.
در دسامبر، مارک روته، دبیرکل ناتو، هشدار داد مسکو میتواند ظرف پنج سال آینده به یکی از اعضای ناتو حمله کند و اعضا «باید برای مقیاسی از جنگ آماده شوند که پدربزرگها یا نیاکان ما تجربه کردند». در سوی مقابل، کرملین نیز ناتو را بلوکی تهاجمی و توسعهطلب تصویر کشیده است؛ چنانکه ولادیمیر پوتین در فوریه ۲۰۲۴ به شهروندان روسیه هشدار داد این ائتلاف «در حال آمادهسازی برای حمله به سرزمین ماست.»
ایالات متحده احتمالاً داراییهای بیشتری از جمله سامانههای موشکی دوربرد هوابرد و زمینپایه به اروپا اعزام خواهد کرد. راهبردپردازان روس بر این باورند که واشنگتن در آغاز هر درگیری از چنین سامانههایی برای هدف قرار دادن رهبری و اهداف حیاتی نظامی روسیه استفاده خواهد کرد؛ سناریویی که عمیقاً از آن هراس دارند. در جریان جنگ اوکراین، کییف با بهرهگیری از سامانههای پیشرفته آمریکایی به اهداف مهم نظامی در داخل خاک روسیه حمله کرد و آسیبپذیریهای پدافندی این کشور را آشکار ساخت. از این منظر، مسکو ممکن است استقرار تسلیحات دوربرد آمریکا در اروپا را با یک حمله پیشدستانه علیه آنها پاسخ دهد.
این تنها یکی از مسیرهای لغزش بهسوی جنگ است. سناریویی دیگر میتواند از دل رزمایشهای ناگهانی روسیه آغاز شود؛ تمرینهایی که از پیش اعلام نمیشوند و بهراحتی میتوانند از سوی دیگر کشورها بهمنزله مقدمهای برای تهاجم تعبیر شوند. اعضای ناتو بهویژه بدگماناند که چنین رزمایشهایی ممکن است پوششی برای عملیات نظامی تازه باشد. در شرایطی که ارتباطات میان دو طرف به حداقل رسیده، تنشهای سیاسی بالا گرفته و نیروهای گستردهای در مجاورت یکدیگر مستقر شدهاند، برگزاری ناگهانی رزمایشی در نزدیکی کشورهای بالتیک میتواند رهبران ناتو را به این جمعبندی برساند که روسیه در حال آمادهسازی حملهای جدید است.
مسیر دیگر، گسترش جنگ از دل یک درگیری تمامعیار دوم در اوکراین است. خطر سرریز شدن این جنگ از همان آغاز تهاجم ۲۰۲۲ وجود داشته است. موارد نزدیک به بحران نیز رخ داده؛ از جمله در نوامبر ۲۰۲۲، زمانی که یک موشک پدافند هوایی به خاک لهستان اصابت کرد و دو نفر را کشت. اگر آتشبس احتمالی آینده فروبپاشد، احتمال تشدید درگیری و کشیدهشدن یک یا چند متحد همسایه به میدان، حتی بیشتر خواهد شد. کشورهای اروپایی نیز اعلام کردهاند در صورت حمله مجدد روسیه، ممکن است مستقیماً به نفع اوکراین مداخله کنند.
ایالات متحده و متحدان اروپاییاش باید پیش از هر چیز روابط خود را بر بنیانی مستحکمتر بازسازی کنند. این مسیر ساده نخواهد بود. تنشها میان دولت ترامپ و برخی دولتهای اروپایی در مقاطع مختلف تا آستانه بحران پیش رفته است. شکاف کامل میان واشنگتن و متحدانش، اروپا را در برابر تجاوز احتمالی روسیه بهمراتب آسیبپذیرتر خواهد کرد. مسکو تا حد زیادی بهدلیل حضور نظامی آمریکا در اروپا و تعهد آشکار آن به دفاع از قاره، از درگیری مستقیم با ناتو پرهیز کرده است. در غیاب این عوامل، پوتین ممکن است با احتیاط کمتری عمل کند. بنابراین، جلوگیری از شکافهای علنی در اتحاد فراآتلانتیک ضرورتی حیاتی دارد.
ممکن است برخی در دولت ترامپ اهمیت چندانی برای آینده اروپا و ترمیم این شکاف قائل نباشند. اما تصور اینکه ایالات متحده میتواند از پیامدهای جنگی میان روسیه و اروپا مصون بماند، خطاست. آمریکا بدون اروپایی امن و باثبات، نمیتواند رفاه و امنیت پایدار خود را تضمین کند. پیوندهای دو سوی آتلانتیک در تار و پود اقتصاد آمریکا تنیده شدهاند و فروپاشی ناتو بهطور جدی از وزن ژئوپلیتیکی واشنگتن خواهد کاست. اگر بازدارندگی از کار بیفتد، ایالات متحده ناگزیر به درگیری با روسیه کشیده خواهد شد.
با این حال، زمینهای برای امید وجود دارد که دو سوی آتلانتیک بتوانند به تعادلی تازه و مورد پذیرش متقابل دست یابند. اروپا بهتدریج پذیرفته است که ایالات متحده به وضعیت پیشین که در آن بار اصلی دفاع از قاره را بر دوش داشت بازنخواهد گشت. اما تا زمانی که متحدان اروپایی به سطحی از توان دفاعی خوداتکا برسند، واشنگتن باید همچنان نقشی پررنگ در امنیت اروپا ایفا کند.
اعضای اروپایی ناتو منابع مالی و ظرفیت صنعتی لازم برای ساخت ارتشهای قدرتمند را دارند و حرکت در این مسیر را آغاز کردهاند. بااینحال، این گذار زمانبر است و اگر آمریکا پیش از آمادهشدن اروپا صحنه را ترک کند، روسیه ممکن است محاسبات پرریسکتری انجام دهد.
منبع: فرارو





ثبت دیدگاه