چرا اعتماد به چتر هسته‌ای آمریکا در حال فرسایش است؟
  • دی 16, 1404 ساعت: ۱۵:۵۵
  • شناسه : 101248
    0
    تردید متحدان آمریکا نسبت به تعهدات واشنگتن، به‌ویژه در دوران ترامپ، آن‌ها را به‌سوی پیمان‌های امنیتی و هسته‌ایِ جایگزین سوق داده است؛ از جمله توافق پاکستان–عربستان و تلاش اروپا برای بازدارندگی مستقل.
    پ
    پ

    از سپیده‌دمِ عصر هسته‌ای، ایالات متحده عملاً در نقش «نگهبان» نظم هسته‌ای جهانی ظاهر شد؛ اما اکنون ستون‌های این نظم در حال ترک برداشتن است.

    از یک سو، سازوکارهای کنترل تسلیحات میان آمریکا و روسیه رو به فروپاشی رفته است و از سوی دیگر، چین با شتاب، ظرفیت‌های هسته‌ای خود را گسترش می‌دهد و توازن‌های بازدارندگی را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند.  در این میان، بازگشت دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری توانسته این گسست را سریع‌تر کند؛ زیرا متحدان و شرکای واشنگتن بیش از گذشته اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا را زیر سؤال می‌برند و خودِ آمریکا نیز در حال سنجش این پرسش است که آیا همچنان می‌خواهد رهبری جهانیِ عدم‌اشاعه را ادامه دهد یا نه.

    آغاز عصر «پساآمریکایی» در نظم هسته‌ای جهان

    در واکنش به این روندها، متحدان و شرکای ایالات متحده نخستین گام‌ها را به سوی شکل‌دهیِ یک «نظم هسته‌ای پساآمریکایی» برمی‌دارند؛ نظمی که پرسش‌های تازه و حساس‌تری را دربارهٔ گسترش، استفاده و کنترلِ مرگبارترین سلاح جهان پیش می‌کشد. در سال‌های پس از جنگ، بسیاری از رهبران جهان اشاعهٔ گستردهٔ سلاح هسته‌ای را امری اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند. جان اف. کندی در سال ۱۹۶۰ پیش‌بینی کرده بود که ظرف چهار سال، شمار قدرت‌های هسته‌ای ممکن است به ۲۰ کشور برسد. با این همه، ۶۵ سال بعد، تنها ۹ کشور در جهان سلاح هسته‌ای در اختیار دارند.

    واشنگتن با مسکو برای شکل‌دهی به رژیم عدم‌اشاعه همکاری کرد؛ رژیمی که با محوریت معاهدهٔ عدم‌اشاعهٔ سلاح‌های هسته‌ای، گسترش این سلاح‌ها را از نظر حقوقی محدود ساخت. در دوران جنگ سرد و پس از آن نیز آمریکا برای مهار اشاعه، شبکه‌ای پیچیده و چندلایه را به کار گرفت که می توان از تحریم‌ها و کنترل‌های صادراتی گرفته تا سازوکارهای پادمانی در همکاری‌های صلح‌آمیز هسته‌ای و در موارد نادر به‌کارگیری نیروی نظامی اشاره کرد.

    اما امروز، نیتِ ایالات متحده برای تداوم ایفای نقش «پشتوانه» نظم هسته‌ای جهانی به‌شدت مبهم شده است. در اروپا، متحدان آمریکا پس از مواضع دونالد ترامپ بیش از گذشته نسبت به تعهد واشنگتن به دفاع جمعی دچار تردید شده‌اند. او سال گذشته تلویحاً گفت آمریکا فقط از متحدان ناتو دفاع می‌کند که «صورتحساب‌هایشان» را می‌پردازند. دربارهٔ مادهٔ ۵ ناتو اظهار کرد «تعریف‌های متعددی» دارد و روند خروج بخشی از نیروهای آمریکایی از جناح شرقی ناتو را آغاز کرد.

    پیمان پاکستان–عربستان؛ نخستین ترکِ جدی در چتر امنیتیِ هسته‌ایِ آمریکا

    در چنین زمینه‌ای، یک روند نوظهور در حال شکل‌گیری است: متحدان و شرکای آمریکا برای تضمین امنیت خود بی‌آنکه به واشنگتن تکیه کنند به سمت توافق‌های هسته‌ای با یکدیگر می‌روند. تازه‌ترین نمونه، پیمان دفاع متقابل پاکستان–عربستان سعودی است.

    از زمان دیدار تاریخی فرانکلین دلانو روزولت و ملک عبدالعزیز بن سعود در کانال سوئز در سال ۱۹۴۵، واشنگتن و ریاض شراکتی امنیتیِ نیرومند را ساخته و در طول دهه‌ها تکامل داده‌اند. در سال‌های اخیر، عربستان دست‌کم ۱۲۹ میلیارد دلار تجهیزات نظامی از آمریکا سفارش داده. ارتش آمریکا نیز از پایگاهی هوایی نزدیک ریاض فعالیت می‌کند و در سوی دیگر، ریاض به‌طور جدی در پی دستیابی به یک توافق دفاع متقابل با واشنگتن بوده است. با این حال، این تلاش‌ها تا امروز به یک تضمین دفاعیِ روشن منتهی نشده است؛ هرچند ترامپ سال گذشته ریاض را «متحد اصلی غیرناتویی» نامید و با محمد بن سلمان یک توافق دفاعیِ راهبردی امضا کرد؛ اقدامی که همکاری امنیتی را تعمیق بخشید؛ اما تعهد صریحی برای دفاع از عربستان ارائه نداد.

    در نبودِ یک تضمین امنیتیِ روشن از سوی آمریکا ، عربستان سعودی نگاه خود را به سمت پاکستان چرخانده است؛ کشوری که سال‌ها دریافت‌کننده حمایت‌های مالیِ ریاض بوده است. در سپتامبر ۲۰۲۵، ریاض و اسلام‌آباد از اعلام یک پیمان دفاع متقابلِ راهبردی خبر دادند. یک مقام سعودی این توافق را «توافقی جامع دفاعی که از همه ابزارهای دفاعی و نظامیِ لازم استفاده خواهد کرد» توصیف کرد؛ تعریفی که به‌طور تلویحی، سلاح هسته‌ای را نیز در بر می‌گیرد. هرچند این پیمان فرماندهی یا کنترل زرادخانهٔ پاکستان را تغییر نمی‌دهد، اما به رقبای عربستان یادآوری می‌کند که این کشور دوستان قدرتمندی فراتر از آمریکا دارد.

    برای پاکستان نیز، این توافق به معنای گسترش نقش بازدارندگی هسته‌ای است؛ زیرا مقام‌های پاکستانی همواره تاکید کرده بودند که هدف زرادخانه‌شان صرفاً بازدارندگی در برابر هندِ هسته‌ای است. اکنون، به گفته دفتر نخست‌وزیری پاکستان، «هرگونه تجاوز به هر یک از دو کشور، تجاوز به هر دو تلقی خواهد شد».

    اروپا در مسیر بازدارندگی مستقل؛ بیمه‌نامه هسته‌ای برای عصر تردید نسبت به آمریکا

    در اروپا، همکاری‌های امنیتیِ شکل‌گرفته ذیل بازدارندگیِ گسترده آمریکا از سال ۱۹۴۵ تاکنون، هم به مهار اشاعه و هم به بازدارندگی روسیه کمک کرده است. در طول دهه‌های گذشته، ایالات متحده با ترتیبات اشتراک‌گذاری و استقرار هسته‌ای و نیز تعهد به مادهٔ ۵ به‌طور تاریخی ضامن هسته‌ای ناتو بوده است. با این حال، سال گذشته بریتانیا و فرانسه که هر دو عضو ناتو هستند و سلاح هسته‌ایِ مستقل در اختیار دارند از «اعلامیهٔ نورث‌وود» رونمایی کردند؛ اعلامیه‌ای که یک گروه راهبری هسته‌ای ایجاد می‌کند و دو کشور را به هماهنگی سیاست‌های هسته‌ای‌شان متعهد می‌سازد.

    لهستان، کشوری در حاشیه ناتو که خود سلاح هسته‌ای در اختیار ندارد ماه مه گذشته با فرانسه یک پیمان امنیتی امضا کرد؛ توافقی که در میانه بحث‌های رو‌به‌افزایش در ورشو درباره گزینه‌های هسته‌ای، وعدهٔ حمایت نظامی و همکاری در فناوری هسته‌ای غیرنظامی را می‌دهد. هم‌زمان، اعضای اتحادیه اروپا گفت‌وگوها درباره «بند همبستگی» اتحادیه را از سر گرفته‌اند و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان خواستار آغاز بحثی جدی درباره یک بازدارندگی اروپاییِ مستقل از آمریکا شده است.

    در حالی که ترامپ هنوز حمایت از ناتو را رسماً پس نگرفته، دولت‌های اروپایی از سرِ احتیاط به سمت ساختارهای موازی حرکت می‌کنند؛ تا اگر تعهد هسته‌ای واشنگتن کمرنگ شد، امکان خودمختاری و اتکای بیشتر به ظرفیت‌های خود را داشته باشند.

    در مجموع، این توافق‌های تازه را می‌توان نوعی بیمه‌نامه در برابر عدم‌قطعیتِ آینده سیاست خارجی ایالات متحده دانست.

    پیمان‌های هسته‌ایِ نوظهور

    محوری‌ترین پرسش در این میان، «اشاعه هسته‌ای» است: آیا این پیمان‌ها نشانه آغاز موجی تازه از اشاعه‌اند، یا از «کتابچه راهنمایی جدید» برای تقویت امنیت در دوران عقب‌نشینی آمریکا خبر می‌دهند؟

    با بستن پیمان با دولت‌های هسته‌ای، متحدان و شرکای فاقد سلاح هسته‌ای ممکن است این تضمین‌های ثانویه امنیتی را نوعی بیمه در برابر رهاشدن از سوی واشنگتن تلقی کنند. در چنین محاسبه‌ای، به‌جای پذیرش ریسک‌ها و هزینه‌های توسعه بومیِ سلاح هسته‌ای، شرکای آسیب‌پذیری مانند عربستان سعودی و لهستان ترجیح می‌دهند بازدارندگی خود را از مسیر جذب حامیان هسته‌ای تازه تقویت کنند.

    با این حال، همین پیمان‌ها می‌توانند به ایستگاه‌های میانیِ اشاعه تبدیل شوند: چارچوب‌هایی برای اشتراک فناوری هسته‌ای، یا چترهای امنیتی‌ای که به دولت‌های جدید امکان می‌دهند برنامه‌های بومی هسته‌ای را بدون هراس از حمله پیش‌دستانه پیش ببرند. حتی اگر روند به آن نقطه هم نرسد، این ترتیبات می‌توانند نقش کشور‌های غیرهسته‌ای را در «به‌کارگیری هسته‌ای» چه در سطح تصمیم‌گیری و چه در حوزه تحویل و عملیات پررنگ‌تر کنند. در حال حاضر، این پیمان‌ها با انعطاف‌پذیری طراحی شده‌اند: از یک سو، به‌سرعت مزایای بازدارندگی را افزایش می‌دهند و از سوی دیگر، می‌توانند با تغییر نیازها و جزئیات، به سازوکارهایی گسترده‌تر و پیچیده‌تر تکامل یابند.

    حتی اگر این پیمان‌ها به ظهور دولت‌های هسته‌ای جدید هم منجر نشوند، افزایش تعهدات بازدارندگیِ گسترده می‌تواند دولت‌های هسته‌ای موجود را به سمت گسترش و متنوع‌سازی زرادخانه‌هایشان سوق دهد؛ پدیده‌ای که از آن با عنوان «اشاعه عمودی» یاد می‌شود. برای نمونه، اگرچه پاکستان از نظر تاریخی دکترین هسته‌ای خود را در چارچوب بازدارندگیِ هند تعریف کرده است، اما الزام به ارائه تضمینی معتبر برای امنیت عربستان سعودی می‌تواند دستاویزی برای بزرگ‌تر کردن زرادخانه و از آن مهم‌تر توسعه سامانه‌های پرتاب با برد بلندتر فراهم کند؛ مسیری که هند نیز احتمالاً در برابر آن واکنش متقابل نشان خواهد داد.

    از سوی دیگر، حامیان هسته‌ایِ جدید ناچارند اعتبار تعهدات بازدارندگیِ گسترده خود را تثبیت کنند. سیاست‌های بازدارندگیِ آمریکا همواره این پرسش را پیش کشیده است که آیا رئیس‌جمهور ایالات متحده واقعاً حاضر است «نیویورک را با پاریس، سئول، ورشو یا توکیو معاوضه کند یا نه». حالا با ورود قدرت‌های هسته‌ای دیگر به این میدان، همان تردیدهای کلاسیک درباره «اعتبار» و «اراده» دوباره تکرار خواهد شد.

    برای مثال، اسلام‌آباد چگونه رقبای منطقه‌ای ریاض را متقاعد می‌کند که در صورت ضرورت، واقعاً گزینه استفاده از سلاح هسته‌ای برای دفاع از عربستان را در محاسبات خود خواهد گنجاند؟ پاسخ می‌تواند از مسیرهایی مانند سیگنال‌دهی هسته‌ای، رزمایش‌های مشترک یا حتی استقرارهای پیش‌دستانه در آینده دنبال شود. اما همین اقدامات، حتی در زمان صلح، خطر محاسبه نادرست را افزایش می‌دهد؛ و در شرایط بحران یا درگیری، این درهم‌تنیدگی‌های تازه می‌تواند مسیر را به سوی تصاعد ناخواسته هموار کند.

    منبع: فرارو به نقل از فارن پالسی

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.