تارنمای آمریکایی هیل در نوشتاری به قلم عمران خالد کارشناس ارشد روابط بین الملل نوشت: در حالی که تیترهای خبری همچنان بر تنشها با چین، تهدیدهای تعرفهای و آخرین سیگنالهای دیپلماتیک از واشنگتن تمرکز دارند، تغییر آرامتری در سراسر قاره آمریکا در حال شکلگرفتن است.
در هفتههای اخیر، واشنگتن به سمت تعمیق روابط تجاری و سرمایهگذاری با چندین کشور آمریکای لاتین، از آرژانتین و اکوادور گرفته تا گواتمالا و السالوادور، حرکت کرده است. این توافقنامه ها در ادامه تلاش های گستردهتر اقتصادی واشنگتن برای کاهش خطرات زنجیره تأمین مطرح شده اند و در عین حال به موضوع مهم تری اشاره دارند: تغییر مواضع راهبردی که آغازگر ترسیم مجدد نقشه نفوذ آمریکا است.
سالها، بحثها بر سر قدرت جهانی پیرامون دو قطب بود: یکی دسترسی اقتصادی چین و تلاش آن برای تغییر شکل سیستمهای بینالمللی. دیگری تلاش اروپا برای واکنش به جهانی که بیش از همه آسیبپذیریهای امنیتی و انرژی در آن هویدا بود. حضور آمریکای لاتین که مدتها به عنوان منطقهای در مجاورت و نه در اولویت تلقی میشد، در این گفتگوها کمرنگ بود.
اما این وضعیت ممکن است در حال تغییر باشد. چارچوبهای تجاری جدید نشان می دهد ممکن است تفکر استراتژیک باز گردد؛ تفکری که آمریکای لاتین را در مرکز واکنش واشنگتن به تردیدهای جهانی قرار میدهد.
این چرخش ریشه در زنجیرههای تامین و مشارکت اقتصادی دارد. آمریکا آرام و بیسروصدا در حال ایجاد شبکههای جایگزینی است که وابستگی به چین برای نهادههای حیاتی را کاهش میدهد و از خطر اختلالات در زنجیره عرضه در آسیا می کاهد. واشنگتن به جای بازگرداندن همه چیز به داخل کشور، در حال انتقال پیوندهای کلیدی خود در تولید و لجستیک به کشورهای همسایه است که میتوانند هزینههای پایینتر، مسیرهای کوتاهتر و همسویی سیاسی قابل پیشبینیتری ارائه دهند.
اقتصاد؛ میدان جدید نبرد آمریکا در منطقه
الگوی نوظهور آمریکا بخشهایی از راهبردهای گذشته این کشور را البته با تفاوتهای قابل توجه بازتاب می دهد. در طول جنگ سرد، واشنگتن به دنبال مقابله با نفوذ شوروی سابق از طریق اتحادهای سیاسی و ترتیبات امنیتی بود.
امروزه، میدان نبرد اصلی، اقتصادی است. واشنگتن در حال ساخت یک کریدور زنجیره تأمین آمریکای لاتین است که میتواند از تولیدات پیشرفته، مواد انتقال انرژی و مواد معدنی حیاتی که آمریکا دیگر نمیخواهد از چین تأمین شود، پشتیبانی کند. این کریدور فقط در بحث تنوع بخشی اقتصادی نیست، بلکه نوع جدیدی از بلوک ژئوپلیتیکی در نیمکره غربی را نشان می دهد.
این همکاری برای بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین، فرصتهایی را ارائه میدهد که در روابط قبلی چنین فرصت هایی وجود نداشت. این کشورها از سرمایهگذاری، انتقال فناوری و دسترسی به بازارهای آمریکا سود میبرند. آن ها همچنین به بخشی از یک پروژه راهبردی بزرگتر تبدیل میشوند که آشکارا مورد بحث قرار نمیگیرد. در حالی که واشنگتن وابستگی خود را به چین در زمینههایی مانند نیمهرساناها ومونتاژ تجهیزات پیشرفته کاهش میدهد، آمریکای لاتین به یک جایگزین حیاتی تبدیل میشود. این امر یک پویایی قدرت جدید ایجاد میکند. واشنگتن ممکن است بیشتر به آمریکای لاتین متکی شود، اما این منطقه همچنین عمیقتر به چرخههای اقتصادی، استانداردهای نظارتی و منافع استراتژیک ایالات متحده گره خواهد خورد.
تبدیل اروپا به یک ناظر بی طرف
در همین حال، اروپا در این تغییر راهبردی، در معرض خطر تبدیل شدن به یک ناظر بیطرف است. واشنگتن و پکن در دهه گذشته نوعی از رقابت جهانی را تعریف کردهاند، اما ادغام نوظهور ایالات متحده و آمریکای لاتین میتواند یک مرکز ثقل سوم و جدید ایجاد کند.
شرکتهای اروپایی که در حال حاضر برای رقابت با سیاستهای صنعتی آمریکا و چین تلاش میکنند، ممکن است احساس کنند که از بازارهایی که زمانی تحت سلطه آن ها بوده بیرون انداخته شده اند. روابط فراآتلانتیک مدتهاست که لنگر همکاری غرب بوده است، اما تعادل اقتصادی در این همکاری در حال تغییر است.
تغییر و تحولات اخیر، پرسشهای مهمی را درباره ماهیت راهبرد آمریکا مطرح میکند. رویکرد واشنگتن به سمت کشورهای آمریکای لاتین اغلب واکنشی بوده است. اما توافقات اخیر، بیشتر شبیه مراحل اولیه یک تلاش بلندمدت برای ایجاد یک حوزه اقتصادی پایدار است که میتواند ایالات متحده را از شوکهای جهانی مصون نگه دارد. اگر این تحلیل درست باشد رویکرد جدید آمریکا صرفا یک چرخش تجاری نیست و تغییر آرام در یک استراتژی بزرگتر در آمریکا را نشان می دهد.
پیامدهای گسترده رویکرد جدید آمریکا
نویسنده این مقاله نوشت: پیامدهای این تغییر رویکرد واشنگتن بسیار گسترده است. چین ممکن است به این نتیجه برسد که دیگر نمیتواند به راحتی با ورود ایالات متحده به آمریکای لاتین، منطقهای که پکن در دو دهه گذشته دستاوردهای قابل توجهی در آن داشته است، مقابله کند. اروپا ممکن است احساس کند که افول صنعتی این قاره، آن را برای پیکربندی مجدد تجارت در سراسر نیمکره غربی مهیا نکرده است. آمریکای لاتین نیز ممکن است با چالش ایجاد تعادل بین فرصتهای جدید و خطر وابستگی بیش از حد مواجه شود.
واشنگتن این چرخش را به عنوان یک تغییر چشمگیر مطرح نکرده است. این تغییر بدون سخنرانیهای بزرگ یا تیترهای خبری رخ داده است. اما گاهی اوقات مهمترین تغییرات، آنهایی هستند که کمترین توجه را به خود جلب میکنند. اگر این مشارکتهای جدید تثبیت شوند، نیمکره غربی میتواند به محور اصلی مرحله جدیدی در برنامه راهبردی آمریکا تبدیل شود. این روند جایگزین منافع جهانی آمریکا نخواهد شد. بلکه آنها را بازتعریف خواهد کرد.
منبع: ایرنا







ثبت دیدگاه