همزمان با فروکش کردن آتش جنگ در بخشهای شمالی غرب آسیا یعنی غزه، بخشهای جنوبی این منطقه یعنی یمن، به صحنه درگیریهای قبیلهای و نیز تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی تبدیل شده و ثبات در منطقه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران بار دیگر در آستانه برهم خوردن است. از این رو تهران طی هفتههای اخیر ضمن تاکید بر اهمیت تامین امنیت در منطقه از سوی بازیگران دخیل در این نزاع تلاش کرده است در گفتوگوهای متعددی با مقامات و مسئولان منطقهای به ویژه کشورهای حاشیه خلیجفارس از شدت یافتن درگیری در یمن پیشگیری کند. برای تهران حفظ تمامیت ارضی این کشور مهمترین اصل مورد تاکید است؛ اصلی که وزیر امور خارجه ایران در گفتوگو با همتایان خود بر آن تصریح کرده است. «سیدعباس عراقچی» در گفتوگوی تلفنی با همتایان خود از بحرین، قطر، اردن، عمان، عربستان، امارات و نیز یمن بر مهمترین دغدغهها، خطوط قرمز و اولویتهای خود در قبال درگیریهای اشاره کرد.
ضرورت حفظ تمامیت و یکپارچگی سرزمینی یمن، تاکید بر گفتوگوهای یمنی-یمنی با حضور همه گروهها و قبایل و احزاب این کشور به عنوان راهحل منطقی و نهایی حل بحران و در نهایت هشدار درباره توطئه رژیم اسرائیل برای از میان بردن امنیت نسبی در منطقه و تجزیه کشورهای مسلمان از مهمترین محورهای گفتوگوهای وزیر امور خارجه با وزرای امور خارجه کشورهای منطقه و همسایه بود.
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه هم در نشست خود با خبرنگاران موضع تهران درباره تحولات یمن را اینگونه بیان کرد: برای ما، حفظ تمامیت سرزمینی و یکپارچگی یمن یک اصل است. ما معتقدیم هرگونه روندی که تمامیت ارضی یمن را خدشهدار کند، صرفاً در راستای اغراض و مطامع رژیم صهیونیستی خواهد بود و امنیت کل منطقه را دچار مشکل کرده و کشورهای پیرامونی را با چالش مواجه خواهد ساخت. ما اعتقاد داریم که تنها راه تثبیت وضعیت در یمن و تحکیم ثبات در این کشور، از مسیر گفتوگوهای یمنی ـ یمنی میگذرد. نقشه راهی که پیشتر مورد تفاهم قرار گرفته است باید مبنای عمل باشد و تاکید کردیم که جمهوری اسلامی ایران در این مسیر، از هر کمکی که بتواند انجام دهد، دریغ نخواهد کرد.
به منظور بررسی ابعاد رویدادهای جنوب یمن و تاثیر آن بر امنیت و تحولات منطقه و نیز نقش تهران برای مقابله با گسترش دامنه تنش با «قاسم محبعلی» مدیرکل پیشین آسیای غربی وزارت امور خارجه و مدیرکل پیشین خاورمیانه عربی و شمال آفریقای وزارت امور خارجه به گفتوگو پرداختیم.
عربستان جنوب یمن را حوزه نفوذ سنتی خود میداند و امارات حوزه نفوذ اقتصادی
براساس تحلیلها و ادعاهای موجود، امارات در حال حمایت از گروههای جدایی طلب در جنوب یمن است، این اقدام ابوظبی با چه هدفی صورت میگیرد؟ اساسا چرا امارات در چند سال اخیر تلاش کرده است در کشورهایی چون سودان و یمن نقشی متفاوت با آنچه تاکنون داشته بازی کند؟
رقابتی میان کشورهای عرب خلیج فارس، مانند قطر، امارات و عربستان وجود دارد تا بتوانند برای خود در کشورهای مختلف، بهاصطلاح جایگاه و نفوذ ایجاد کنند. پس از بهار عربی، این رقابت بهشدت تشدید شده و اکنون در سوریه، سودان، یمن و تا حدودی در عراق نیز وجود دارد. عربستان سعودی، امارات و تا اندازهای عمان در قبایل سنینشین یمن حضور دارند و بخشهای زیادی هم به ایران نزدیک هستند. در جنوب این کشور، از گذشته اختلافاتی وجود داشت و پیشتر یمن به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میشد و در یمن جنوبی بخشهایی بهدنبال جدایی و استقلال، همانند گذشته، هستند. قبایلی که به دنبال جدایی از یمن و استقلال هستند به امارات متحده عربی نزدیکی دارند و بیشتر قبایل دیگر و دولت کنونی شناختهشده در یمن به عربستان نزدیک است.
عربستان اجازه نمیدهد که امارات بخشی از یمن را به حوزه نفوذ شخصی و اختصاصی خود تبدیل کند و امارات نیز در حال مقاومت است و خروج از آن منطقه را نمیپذیرددر گذشته، ائتلافی وجود داشت که این ائتلاف علیه یمن شمالی و ایران بود. پس از تحولات اخیر اما این ائتلاف تقریباً دچار اختلاف شده و اماراتیها بهدنبال افزایش نفوذ خود در آن منطقه به ویژه بخش حضرالموت هستند، که این مناطق هم بنادر مهمی در خلیج عدن و دریای عرب و هم دارای ذخایر نفتی هستند. همزمان با این تلاش ابوظبی، عربستان سعودی احساس میکند که در این حوزه نفوذ سنتی و تاریخی خود که بیشترین مرز (به طول ۱۸۰۰ کیلومتر) را هم با یمن دارد، رقیبی وارد و نفوذ پیدا کرده است و این درگیری واکنش عربستان به نفوذ امارات به این بخش است.
اماراتیها در سودان نیز همین رویکرد را دارند و در بخشهایی از قبایل جنوبی و جنوب غربی سودان از گروه واکنش سریع سودان حمایت میکنند. این بخش از سودان هم دارای طلا، نفت و هم سایر فلزات گرانبها است و احتمالاً اورانیوم نیز در آن مناطق وجود داشته باشد و به همین دلیل آنها بهدنبال نفوذ در این منطقه هستند.
رقابت میان عربستان و امارات در سودان هم وجود دارد و ارتش و دولت فعلی این کشور به عربستان، قطر و ترکیه نزدیک است، در حالی که در جنوب، امارات حضور دارد. این رقابتها همانطور که اشاره شد، در مناطق دیگر نیز وجود دارد.
در حال حاضر، در یمن، برخوردی میان عربستان و امارات ایجاد شده است. عربستان اجازه نمیدهد که امارات آن بخش را به حوزه نفوذ شخصی و اختصاصی خود تبدیل کند و امارات نیز در حال مقاومت است و خروج از آن منطقه را نمیپذیرد. باید دید که آیا این مسئله میتواند به صورت صلحآمیز حل شود یا خیر. با وجود ادعای طرف اماراتی و عربستان و هم کشورهای شورای خلیج فارس مبنی بر برادر بودن، این پرسش مطرح است که آیا واقعاً این موضوع بهصورت صلحآمیز حل میشود یا ممکن است موجب انشقاق شود و جنوبیها تحت حمایت امارات اعلام استقلال کنند.
اختلاف میان کشورهای عرب منطقه، طبیعی و مسبوق به سابقه است
در صحبتهای خود اشاره کردید که این دو کشور پیشتر در ائتلافی علیه یمن میجنگیدند و اکنون میتوان گفت در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. ارزیابی شخص شما از این رقابتی که میان این دو کشور شکل گرفته چیست؟ آیا این یک چالش عمیق و ریشهدار است یا اختلافی موقت و قابل حل محسوب میشود؟ آیا شکاف راهبردی میان امارات و عربستان قابل مشاهده است یا یمن را میتوان یک استثنا ارزیابی کرد؟
در میان کشورهای عربی همواره اختلافات وجود داشته است و این مسئله جدیدی نیست. برای نمونه، اختلافات میان عربستان سعودی با قطر و کویت نیز وجود داشته و همواره چنین اختلافاتی مشاهده میشود. ممکن است در عین حالی که حتی درگیریهایی نیز میان آنها رخ دهد اما در نهایت به نوعی به توافق و سازش میرسند و طرف قویتر، یعنی طبیعتاً عربستان، باقی میماند. ممکن است امارات حتی به نوعی با اسرائیل هماهنگی داشته باشد اما در نهایت طرف قویتر عربستان است. همانگونه که در مورد قطر نیز نهایتاً به نوعی به تفاهم رسیدند، در اینجا نیز احتمال رسیدن به تفاهم زیاد است. باید دید که آیا عربستان اجازه میدهد امارات در آنجا حضور داشته باشد یا اینکه این بخش با توجه به همسایگی و پیوندهای قبیلهای که وجود دارد، حوزه نفوذ اختصاصی عربستان باقی میماند.
این نکته را نیز باید اضافه کرد که در جهان عرب و خاورمیانه، مفهوم کشور بهدلیل ساختار قبیلهای چندان همانند کشورهای توسعهیافته اروپایی نیست. قبایل با یکدیگر پیوندهای خویشاوندی دارند و اینگونه نیست که یمن، امارات، عربستان، سوریه، عراق یا سودان بهعنوان دولت-ملت به معنای رایج در کشورهای توسعهیافته مطرح باشد.
همواره این اختلافات وجود دارد و درگیریها ممکن است برای مدتی حل شوند و سپس دوباره شکل بگیرند، تا زمانی که یا یک قدرت مسلط واقعی شکل بگیرد یا روند توسعه ایجاد شود و این کشورها هر یک دارای انسجام ملی و توان ملی شوند؛ امری که در کشورهای عربی عمدتاً وجود ندارد. به لیبی نگاه کنید، سودان نیز همینگونه است، سوریه نیز اکنون چندپاره است. تا زمانی که قدرت مسلطی مانند دوران حافظ وجود داشت، یک قدرت مرکزی قوی برقرار بود این مسائل دیده نمیشد و پوشیده بود اما اکنون در کشورهایی مانند عراق کردها در شمال حوزه اختصاصی خود را دارند. در لبنان نیز تا اندازهای همینگونه است. در یمن هم وضعیت به همین شکل است. این اختلافات در جهان عرب، بهاصطلاح، اختلافات مزمنی هستند که ادامه دارند و به این سادگی نیز حل نمیشوند، مگر اینکه، یک قدرت مسلطی به وجود بیاید که نیروهای کوچکتر را سرکوب کند و آنها را تحت کنترل خود درآورد، یا اینکه روند توسعه اتفاق بیفتد و این کشورها به کشورهای توسعهیافته تبدیل شوند و این اختلافات در سایه توسعه سیاسی و اقتصادی حلوفصل شوند.
در بحث حمایت از تمامیت ارضی یمن، موضع ایران به عربستان نزدیکتر است
ایران نسبت به تحولاتی که در جنوب یمن در حال وقوع است، ابراز نگرانی کرده و آقای عراقچی چندین تماس تلفنی با همتایان منطقهای خود داشت، این نگرانی ایران نسبت به امنیت منطقه، بجاست؟ و اینکه چرا اینقدر بر مسئله حفظ تمامیت ارضی یمن تاکید میشود؟
من گمان میکنم اگر ایران موضعی نداشته و بیطرف بماند، شاید این رویکرد به مصلحت نزدیکتر باشد و باز کردن این مسئله چندان لازم نباشد. یکی از نگرانیها یا ادعاهای کشورهای عربی این است که ایران در امور داخلی آنها دخالت میکند برای مثال این ادعا درباره بخشهای شمالی یمن هم وجود دارد که ایران از آنها حمایت میکند و این موضوع یکی از منشاهای اختلافات است. اگر ایران تا اندازهای تلاش کند که خود را در این امور کمتر مداخله دهد، شاید اثربخشی بیشتری داشته باشد. با توجه به اینکه امارات ادعاهای ارضی هم نسبت به ایران نیز دارد، شاید مناسبتر این باشد که موضعی اتخاذ شود که این وضعیت تا حدی تغییر کند و این ادعاهای امارات تا اندازهای جمع شود. در بحث حمایت از تمامیت ارضی یمن، طبیعی است که در اینجا موضع ایران به عربستان نزدیکتر باشد اما مناسبتر است که ایران جانبداری نکند و تا این روند بهصورت طبیعی طی شود و حضور ایران موجب نشود که این مسئله شکل دیگری به خود بگیرد.
در صورت تشدید بحران، آمریکا و مصر به عنوان میانجی اقدام خواهندکرد
آیا این نگاه میتواند ایران را به یک میانجی امن میان امارات و عربستان تبدیل کند؟
واقعیت آن است که به دلایلی اگر امارات و عربستان بخواهند درباره این مسئله به یک میانجی رجوع کنند، آن میانجی ایران نخواهد بود، همانگونه که در آذربایجان نیز ایران بهعنوان میانجی پذیرفته نشد. اعراب ایران را بهعنوان میانجی نمیپذیرند. اگر بحران تشدید پیدا کند، آمریکاییها، مصریها و دیگران وارد خواهند شد و طبیعتاً موضعگیری خواهند کرد. اتحادیه عرب و شورای همکاری اجازه چنین نقشی را به ایران نخواهند داد. ورود ایران باعث میشود، بهجای حل مسئله، صورت مسئله تغییر کند و دوباره عربستان و امارات بهطور غیرطبیعی به یکدیگر نزدیک شوند.
تجزیه کشورها به تقویت توازن قوا به نفع اسرائیل کمک میکند
تهران تلاشهای گروههایی در یمن برای جدایی از این کشور را تداوم طرحی میداند که رژیم اسرائیل برای تجزیه کشورهای منطقه پیگیری میکند، درباره تبعات بازی کردن برخی کشورهای منطقه در میدان اجرای این طرح چه میتوان گفت؟
اسرائیل از کوچک شدن کشورهای عربی و همسایه سود میبرد و این موضوع طبیعی است. شاید این سیاست با سیاستهای کنونی آمریکا نیز هماهنگ باشد؛ سیاستی که اسرائیل را بهعنوان یک قدرت منطقهای در نظر میگیرد که امنیت خاورمیانه به نوعی وابسته به نقش آن باشد، در کنار مصر و عربستان. اکنون امارات نیز شاید بهدنبال آن است که برای خود جایگاهی پیدا کند و وارد این بازی شود.
قدرتهای منطقهای در این منطقه حضور داشتهاند؛ اگر ترکیه را نیز اضافه کنیم، پنج قدرت منطقهای شامل ایران، ترکیه، مصر، اسرائیل و عربستان هستند. قطر و امارات نیز تلاش میکنند بهعنوان قدرتهای منطقهای مطرح شوند. البته ایران طبیعتاً بازی خاص خود را دارد که چندان با مدلی که آمریکاییها دنبال میکنند هماهنگ نیست، اما در چارچوبی که شاید دولت ترامپ بهدنبال آن است، یعنی ایجاد یک ائتلاف منطقهای که اسرائیل بهعنوان قدرت مرکزی آن باشد، امارات نیز میخواهد در این چارچوب نقشآفرینی کند.
طبیعی است که هرچه کشورهای منطقه کوچکتر شوند، این امر به تقویت توازن قوا به نفع اسرائیل کمک میکند و این تغییر موازنه به سود اسرائیل رقم میخورد. در مقابل، عربستان تنها کشور عربی است که همچنان در برابر شناسایی و عادیسازی اسرائیل مقاومت میکند، تقریباً دیگر کشوری در جهان عرب باقی نمانده است که مخالف عادیسازی روابط با اسرائیل باشد. البته عراق و عربستان وضعیت متفاوتی دارند؛ موضع عراق به شکل دیگری قابل ارزیابی است، اما از آنجا که موضع عربستان یک موضع کلیدی محسوب میشود، اهمیت بیشتری دارد.
به نظر میرسد امارات و اسرائیل در حال اعمال فشار هستند تا موضع عربستان را تغییر دهند. این وضعیت البته نه به نفع ما و نه به نفع هیچکس در منطقه نیست اما مجموعهای از رقابتها، تنشها و شکافها در منطقه وجود دارد که اسرائیل از آنها سود میبرد. از سوی دیگر، ممکن است تشدید شکافها میان عربستان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای ما نیز منافعی به همراه داشته باشد و ما نیز از آن بهرهمند شویم.
منبع: ایرنا







ثبت دیدگاه