در نوشتاری تصریح میکند: ویژگی شاخص دوره دوم ریاستجمهوری «دونالد ترامپ»، راهبردی مبتنی بر سرعت، تهاجم و ایجاد اختلال مداوم بوده که در نهایت دولت او را دچار فرسودگی و آشفتگی کرده است. آنچه در ابتدا بهعنوان تاکتیک حسابشده برای تسلط بر فضای سیاسی و خنثیسازی مخالفان معرفی میشد، در عمل به زنجیرهای از بحرانها انجامیده که کاخ سفید بهطور فزایندهای از مهار آنها ناتوان به نظر میرسد.
این روزنامه آمریکایی مینویسد: ریشه این شیوه حکمرانی به مفهومی بازمیگردد که «استیو بنن» استراتژیست پیشین کاخ سفید از آن با عنوان «سرعت دهانه» یاد کرده بود. بنن با استفاده از استعارهای برگرفته از سلاح گرم، استدلال میکرد که بمباران مداوم فضای سیاسی با اقدامات و جنجالهای متعدد، توان تمرکز و سازماندهی مخالفان را از بین میبرد. این منطق از سوی حلقه نزدیک به ترامپ پذیرفته شد و بر این باور استوار بود که سرعت و شوک میتواند جایگزین انسجام، برنامهریزی و خویشتنداری شود.
بهنوشته این مقاله، زبان و استعارههای مشابه بارها در محیط سیاسی ترامپ تکرار شده و فرهنگی را تقویت کرده که سلطه و زور را میستاید. نیویورکتایمز به استفاده از عباراتی مانند «شوک و بهت» اشاره میکند؛ اصطلاحی که با تهاجم نظامی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ گره خورده است. به گفته مقاله، این استعارهها نه بهعنوان نماد کنترل، بلکه بهعنوان نشانههایی از آشوب، زیادهروی و فقدان دوراندیشی راهبردی، بهطرزی نگرانکننده مصداق یافتهاند.
این گزارش میافزاید طی یک سال گذشته، دولت ترامپ کوشیده است با حرکت شتابان و ایجاد همزمان بحرانهای متعدد، مخالفان را در وضعیت سردرگمی دائمی نگه دارد. اما بهگفته نیویورکتایمز، همین تاکتیک به فرسودگی خودساخته انجامیده است. کاخ سفید اکنون زیر بار مجموع اقدامات خود ــ از نوسانهای سیاستی و بینظمی درونی گرفته تا تولید مداوم وضعیتهای اضطراری ــ از پا افتاده است.
نیویورکتایمز تصریح میکند برخلاف بسیاری از ریاستجمهوریها که زیر فشار بحرانهای بیرونی پیشبینینشده قرار میگیرند، دولت ترامپ عمدتاً خود خالق بحرانهایش بوده است! رسانه آمریکایی فهرستی از تصمیمها را برمیشمارد که به تشدید بیثباتی انجامیدهاند: اعمال تعرفههای دائماً متغیر، تهدید به تصاحب گرینلند از طریق فشار اقتصادی یا نظامی، پیگیری تحقیقات علیه رقبای سیاسی، تلاش علنی برای تحت فشار گذاشتن رئیس فدرال رزرو، و بیگانهسازی متحدان دیرینه آمریکا. این انتخابها تحمیلی نبودند، بلکه آگاهانه دنبال شدند.
به گزارش نیویورکتایمز، این الگو به سیاست داخلی و حوزه اجرای قانون نیز گسترش یافت. این روزنامه به استقرار نیروهای فدرال در شهرهای تحت مدیریت دموکراتها اشاره میکند؛ اقدامی که تنشها را تشدید کرد و زمینهساز رویاروییهای مرگبار در مینیاپولیس شد، از جمله کشتهشدن «رنی گود» و «الکس پرتی». مقاله تأکید میکند این رخدادها حوادثی تصادفی نبودند، بلکه پیامد قابل پیشبینی رویکردی عامدانه و تقابلی نسبت به جوامع شهری بودند.
نظریه «سرعت دهانه» بر این فرض استوار بود که دولت ترامپ ذخایر تمرکز و توجه بیشتری نسبت به منتقدانش دارد. اما در واقع، ریاستجمهوری بار مسئولیتهای منحصربهفردی دارد که چنین راهبردی را خطرناکتر میکند. برخلاف رسانهها یا مخالفان سیاسی، کاخ سفید مسئول مدیریت اقتصاد، امنیت ملی، سلامت عمومی و نظامهای نظارتی است و ناکامی در این حوزهها پیامدهای واقعی دارد که در نهایت متوجه رئیسجمهور خواهد بود.
رسانه آمریکایی مینویسد دولتهای موفق این محدودیتها را درک میکنند و با اولویتبندی، سلسلهمراتب و فرآیندهای منظم، از تمرکز رئیسجمهور حفاظت میکنند. نیویورکتایمز در این زمینه به رویکرد «باراک اوباما» رئیسجمهور پیشین آمریکا اشاره میکند که با کاستن از تصمیمهای روزمره کماهمیت، تمرکز خود را برای مسائل حیاتی حفظ میکرد. در مقابل، دولت ترامپ بهگفته مقاله، آشفتگی را فضیلت و انضباط را ضعف تلقی کرده است.
این فلسفه، به تضعیف نظاممند سازوکارهای نهادی برای پردازش اطلاعات و تصمیمگیری انجامید. در ماههای نخست، تیمهای داخلی دولت فدرال، از جمله نهادهای هماهنگکننده امنیت ملی، تضعیف یا حذف شدند و این امر رئیسجمهور را بیش از پیش در معرض تصمیمهای شتابزده قرار داد.
نیویورکتایمز سپس به تغییر فرهنگ اجرایی در نهادهای مهاجرتی میپردازد و به اظهارات «استیون میلر» معاون رئیس کارکنان کاخ سفید اشاره میکند که به مأموران مهاجرتی وعده مصونیت در برابر تخلفات احتمالی را داده و بر برخورد تهاجمی تأکید کرده بود. این پیامها رویکرد محتاطانه مرسوم در نهادهایی مانند اداره مهاجرت و گمرک را نقض کرده و راه را برای خشونت هموار ساخت.
رسانه آمریکایی نتیجه میگیرد که سبک رهبری ترامپ در سراسر دولت او نفوذ کرده است. فرهنگی مبتنی بر وفاداری افراطی و تملق شکل گرفته که در آن شایستگی جای خود را به اطاعت شخصی داده است. نیویورکتایمز جلسات کابینه را آیینهای ستایش توصیف میکند و به سخنان «لی زلدین» رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بهعنوان نمونهای از تمجید و چاپلوسیِ اغراقآمیز اشاره دارد.
در نهایت نویسنده تأکید میکند دولت ترامپ صرفاً با بحرانها دستوپنجه نرم نمیکند، بلکه خود به بحران تبدیل شده است! راهبردی که بر سرعت، سلطه و ایجاد آشوب بنا شده بود، زیر وزن خود فروپاشیده و دولتی را برجای گذاشته که در محاصره همان هرجومرج خودساخته قرار گرفته است.
منبع: ایسنا





ثبت دیدگاه