روز جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ توافق سهجانبه دفاعی میان ترکیه، عربستان و پاکستان امضا شد که به توافق مکه شهرت یافت. توافقی که در هیاهوی جنگ آمریکا علیه ایران و تبعات منطقهای و جهانی آن مورد توجه و تحلیل گوناگون در محافل خبری، سیاسی و امنیتی قرار گرفت.
این توافق از ابعاد مختلف قابل بررسی است.
– بندهای توافق مکه و محتوای آن
– امکان و دامنه عملیاتی و اجرایی توافق
– اولویتها و نوع نگاه متفاوت و احیانا متناظر هر یک از سه عضو به توافق
– نوع نگاه توافق به دیگر کشورهای موثر منطقه نظیر ایران و عراق و البته واکنش احتمالی دیگر کشورها به این توافق
– اثرگذاری بر محیط امنیتی پیرامونی به ویژه در منطقه پرتنش غرب آسیا
– و نوع رابطه با نظام امنیتی مسلط جهانی از جمله پیمان ناتو؛ بخشی از ابعاد قابل بررسی درباره این توافق است که طبعا مورد توجه کشورها، سیاستمداران و تحلیلگران قرار خواهد گرفت.
اما در این نوشتار بنای نویسنده آن است که با نگاه به نقشه جغرافیای سه کشور و ظرفیتهای متنوع و متفاوت آنها ملاحظاتی را مطرح کند.
عکس نقشه
جمهوری اسلامی پاکستان با وسعتی معادل ۸۸۱٬۹۱۳ کیلومتر مربع و جمعیتی بیش از ۲۴۱ میلون نفر و تولید ناخالص داخلی حدود ۴۱۰ میلیارد دلاری پرجمعیتترین کشور جهان و تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است که به دلیل رقابت و تنش حیاتی با هند، ارتباط نزدیک و راهبردی با چین دارد و همزمان به دلایل مختلف از جمله اثرگذاری بر معادله قدرت در جنوب آسیا روابط نزدیک و خوبی با آمریکا برقرار کرده است.
بعلاوه نیازمندی پاکستان به منابع مالی از یک سو و نفوذ وهابیت سعودی در بخشهای از منطق قبایلی پاکستان در سالهای اخیر موجب قرابت سیاسی و امنیتی اسلامآباد و ریاض شده است به گونهای که دو کشور در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ توافقنامه امنیتی دوجانبهای را امضا کردهاند.
پادشاهی عربستان سعودی
این کشور با مساحتی نزدیک به دو میلیون ۱۵۰ میلیون متر مربع پنجمین کشور بزرگ جهان است، که بعد از ونزوئلا دومین دارنده ذخایر نفت جهان و اولین صادرکننده نفت به بازار جهانی است. بعلاوه سرمایهگذاری گسترده عربستان در سایر بخشهای مالی و صنعتی جهان این کشور را با تولید ناخالص داخلی هزار و ۳۰۰ میلیارد دلاری در رتبه نوزدهمین اقتصاد برتر جهان قرار داده است. طبعا پشتوانه عظیم مالی عربستان رقابت کشورهای مختلف را برای تعامل اقتصادی و جذب سرمایه از این کشور بر انگیخته است. با این حال جمعیت تقریبا ۳۵ میلیون نفری عربستان همچنان پاشنه آشیل این کشور در مقایسه با قدرتهای برخوردار از نیروی انسانی فعال و موثر ارزیابی میشود.
جمهوری ترکیه
ترکیه از معدود کشورهای دوقارهای جهان است که به جهت قرار گرفتن بخش کوچکی از خاکش در اروپا (بخش غربی شهر استانبول) هم آسیایی و هم اروپایی به شمار میآید و موقعیت جغرافیایی آن به ویژه در اختیار داشتن دو تنگه دریایی بسفر و داردانل این کشور را به پلی برای ارتباط غرب و شرق تبدیل کرده است.
مساحت ترکیه بیش از ۷۸ میلیون کیلومتر مربع و جمعیتش نزدیک ۸۷ میلیون نفر است.
نکته قابل توجه در ترکیه مسیر رشد قابل توجه اقتصادی است که در دو دهه اخیر و تحت مدیریت رجب طیب اردوغان طی کرده است به گونهای که تولید ناخالص داخلی این کشور را از حدود ۳۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ (آغاز نخست وزیری اردوغان) به هزار و ۶۰۰ میلیارد دلار در سال گذشته رسیده و اقتصاد این کشور را در رتبه شانزدهم جهان نشانده است.
ترکیه همچنین تنها کشور مسلمان عضو ناتو است از نگاه برخی تحلیلگران حلقه اتصال پیمان مکه به ناتو ارزیابی میشود.
فارغ از آنچه گفته شد سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان از بعد نظامی و دفاعی نیز از کشورهای مهم منطقه به شمار میآیند. ترکیه به عنوان عضو ناتو دارای دومین ارتش بزرگ این سازمان نظامی است و پایگاههای ناتو در این کشور نقش مهمی در تامین امنیت ترکیه دارند.
پاکستان نیز به عنوان کشوری اتمی در تنش طولانی مدت با هند، ارتش قوی و بانفوذی را تشکیل داده و از رقابت چین با هند به خوبی برای توانمندسازی نظامی خود بهره گرفته است.
عربستان نیز در سالهای اخیر به عنوان بزرگترین خریدار سلاح جهان به انبار بزرگ تسلیحات مدرن غربی به ویژه آمریکا در منطقه تبدیل شده است.
ضرورت منطقهسازی امنیت در غرب آسیا
توافق دفاعی مکه اگر چه هنوز نوپا و آینده آن نامطمئن و غیرعملیاتی مینماید، اما فرصتی برای همافزایی امنیتی در منطقه است.
از منظر ایجادی، ظهور توافق دفاعی مکه تا حدود زیادی نتیجه جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. جنگی که به گفته رهبر شهید انقلاب به جنگی منطقهای تبدیل شد و ایران بر پایه منطق دفاع از خود پایگاههای آمریکایی در خاک کشورهای منطقه را هدف قرار داد.
در واقع مهمترین نتیجه عملیات دفاعی ایران علیه پایگاه آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس تغییر معادله ذهنی حکام کشورهای منطقه درباره برونسپاری امنیتی و خرید امنیت از آمریکاست. به عبارت دیگر توافق امنیتی مکه را باید نشان شکست در باور امنیتی سران سعودی دانست. باوری که تا پیش از این امنیت خود را صرفا در گرو خرید گسترده سلاح و اتحاد امنیتی با آمریکا میدانست.
حال اگر توافق مکه بتواند منطقهگرایی در امنیت را به الگویی برای غرب آسیا تبدیل کند و گفتمان «امنیت هر کشور، در گرو امنیت دیگر کشورهای منطقه است» را به باور واقعی سران کشورهای منطقه تبدیل کند، میتواند سرآغاز تغییر بنیادین امنیتی در غرب آسیا باشد و پای قدرتهای فرامنطقهای را از معادلات امنیتی منطقه قطع کند. قدرتهایی نظیر آمریکا و اسرائیل که از قضا نفعشان در ناامنی و تنش در منطقه است نه آرامش و امنیت.
مخاطب اصلی توافق مکه
وزیر دفاع پاکستان خواجه محمد آصف، درست یک روز پس از امضای توافقنامه دفاعی مکه، اسرائیل را «تهدیدی» برای همه کشورهای اسلامی توصیف کرد و خواستار اتحاد کشورهای اسلامی علیه این رژیم شد.
خواجه محمد آصف همچنین با دعوت ضمنی از کشورهای مسلمان برای پیوستن به توافق مکه تصریح کرد: درهای توافق مکه به روی سایر کشورها بسته نیست، جهان اسلام باید با ایجاد ناتوی اسلامی در مقابل اسرائیل متحد شود.
در این میان تحلیلهایی درباره پیام توافق مکه علیه ایران مطرح شده است که به عقیده نگارنده کاملا خطاست. چه آنکه منافع امنیتی ایران در منطقه هیچ تعارض مشخص با منافع امنیتی ترکیه، پاکستان و حتی عربستان ندارد، و توافق مکه از جهت ظرفیت، فعلیت و تهدیدات واقعی تقابل مشخصی با منافع امنیتی ایران ندارد.
چه آنکه در عمل نیز سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان از مهمترین کشورهای اسلامی هستند که زاویه خود با اسرائیل حفظ کرده و هر یک به نوعی در معرض تهدیدهای رژیم صهیونیستی قرار دارند.
جمعبندی
توافق مکه بخشی از ثمرات دفاع قاطع ایران در برابر تحاجم آمریکایی – اسرائیلی و همراهی پایگاهای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس در این جنگ است. از این منظر که اقتدار و شهامت ایران در هدف قرار دادن پایگاهای آمریکایی در منطقه، بر امنیتساز بودن اتحاد با آمریکا خط بطلان کشید و این پرسش را پیش روی سران کشورهای منطقه قرار داد که هزینه سرسامآور نظامی و دادن زمین و پایگاه و میدان به ابرقدرت بدون منازع جهان چگونه نتوانست امنیت آنها را تامین کند و فراتر از آن این سواستفاده آمریک از این حضور نظامی به عاملی برای ناامنی این کشورها و هدف قرار گرفتن زیرساختهای نظامی مشترکشان با آمریکا تبدیل شد.
این دریافت، میتواند گام بلندی برای تغییر رویکردها در معادلات منطقهای باشد، و توافق دفاعی مکه را باید نخستین بروز واقعی آن قلمداد کرد.
طبعا از ایران و دیگر کشورهای منطقه اگر نگاهی مثبت به این توافق داشته باشند و چنانکه وزیر دفاع پاکستان تاکید کرد، با آن همراهی کنند؛ میتوان به سوی امنیت منطقهمحور در آینده امیدوار بود.
اما اگر در غفلت و احساس تقابل کشورهای منطقه، جریان صهیونیستی – که میتواند مخاطب اصلی توافق مکه باشد – ورق را برگرداند و با تحریک کشورها و وارونهنمایی واقعیتها به تقابل ساختگی امنیتی میان کشورهای منطقه دامن بزند؛ توافی دفاعی مکه را نیز باید توافقی صوری یا در خدمت تقابل بین کشورهای اسلامی ارزیابی کرد.





ثبت دیدگاه