پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک روزنامه گاردین در یادداشتی نوشت حتی در صورت شکست حزب حاکم در انتخابات میاندورهای نوامبر و مواجهه با کنگرهای تحت کنترل دموکراتها، رئیسجمهور آمریکا رفتاری مانند یک «رئیس جمهور سال آخری کم اختیار (Lame Duck)» منفعل نخواهد داشت.
برخلاف تصور اولیه، ناظرانی همچون هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، و دیوید لمی، وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا، پیشبینی میکنند که بنبست احتمالی در قانونگذاری داخلی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را بیش از پیش به سوی تصمیمات رادیکال و برهمزننده در عرصه سیاست خارجی سوق خواهد داد.
در این میان، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، که واپسین حضور خود در مجمع عمومی را تجربه میکند، بارها تلاش کرده یادآور شود که واشنگتن در چارچوب ائتلاف با دیگران دستاوردهای بیشتری خواهد داشت تا در انزوا، اما این پیام با بیاعتنایی کاخ سفید روبهرو شده است.
جان بیو، مشاور ارشد سیاست خارجی چهار نخستوزیر پیشین بریتانیا، پدیده نوظهور حاصل از این شرایط را پیدایش یک «نظم بینالمللی آستانهای» توصیف میکند.
مارک لئونارد، مدیر شورای روابط خارجی اروپا، نیز تصریح کرده است که کشورها دیگر به دنبال همپوشانی کامل راهبردهای خود با استراتژی کلان آمریکا نیستند؛ بلکه دغدغه اصلی آنان مصونسازی (Hedging) و یافتن ابزارهایی برای دفاع از خود در شرایط فقدان واشنگتن است.
شکوفایی بریکس و شانگهای در برابر انفعال غرب
در شرایطی که مجموعههای سنتی تحت سلطه غرب نظیر گروه هفت و ناتو صرفاً تلاش میکنند با تعدیل دستورکارهای خود از خروج ناگهانی ترامپ یا فروپاشی علنی بگریزند، نهادهایی که واشنگتن در آنها نقشی ندارد روندی رو به رشد را طی میکنند.
نشست اخیر گروه بریکس در دهلینو به صدور بیانیهای تفصیلی با ۱۴۰ بند انجامید که محور آن مصونسازی ساختارهای اقتصادی، زنجیرههای تامین و سازوکارهای پرداخت در برابر شبکههای مالی تحت تحریم غرب بود.
به تعبیر ناورپ سینگ، تحلیلگر برجسته هندی، راهبرد جنوب جهانی حذف یکشبه دلار نیست، بلکه ساخت گذرگاههای موازی و غیردلاری برای تجارت دوجانبه در حوزه کالاهای استراتژیک از جمله نفت، گاز، کشاورزی و مواد معدنی حیاتی است تا از نظارتهای فرامرزی ایالات متحده رهایی یابند.
همزمان در نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین تصریح کرد که قاطبه کشورهای جهان سیاست مبتنی بر زورگویی و تقابل را نمیپذیرند و به دنبال جایگاهی برابر از مسیر همکاریهای بینالمللی هستند.
پکن با استفاده از این خلاء ژئوپلیتیک، نقش خود را به عنوان شریکی قابل اتکا به نمایش گذاشته است.
این دگرگونی حتی به شکلگیری ائتلافهای محدود و تخصصی انجامیده است؛ تا جایی که اندیشکده چتم هاوس به بریتانیا پیشنهاد کرده دستکم ۶ ائتلاف کوچک پیرامون صنایع ساخت زیردریایی، موتورهای هوایی و تامین مواد معدنی حیاتی با شرکای جدید پایهریزی کند.
زلزله در چتر امنیتی خلیج فارس؛ تولد «پیمان مکه»
چشمگیرترین نماد بازآرایی نظم جهانی در ۱۷ مردادماه با امضای پیمان دفاعی مکه میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی پدیدار شد.
این توافق سهجانبه که حمله نظامی به هر یک از اعضا را به منزله تهاجم به کل مجموعه قلمداد میکند، حرکتی معنادار برای رهایی از وابستگی تاریخی به چتر امنیتی ارتش آمریکا است.
تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در این زمینه تشریح کرد: کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اکنون به شدت احساس آسیبپذیری میکنند؛ زیرا تمامی تخممرغهای امنیتی خود را در سبد آمریکا قرار دادند، اما حضور نظامی واشنگتن نه تنها نقش بازدارنده ایفا نکرد، بلکه پایگاههای آن به مغناطیسی برای حملات بدل شد.
ضربات موشکی و پهپادی مداوم به این پایگاهها موجب شد تا ژنرال دیوید پترائوس اذعان کند که کارایی عملیاتی این تاسیسات از دست رفته است.
علاوه بر این، موافقت پشتپرده واشنگتن با اقدام اسرائیل در بمباران دوحه با هدف ترور سران جنبش حماس، شوکی عمیق به پایتختهای عربی وارد ساخت و این پرسش بنیادین را برانگیخت که آیا اسرائیل تهدید اصلی است یا رقبای منطقهای؟
ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، صراحتاً تاکید کرد کشورهای حاشیه خلیج فارس نمیتوانند برای حفظ امنیت خود صرفاً به ایالات متحده اتکا ورزند و خودکفایی دفاعی تنها مسیر پیشرو است.
برای ریاض که تحقق طرح سند چشمانداز ۲۰۳۰ را در گرو جذب سرمایه خارجی و تامین ثبات مسیرهای صادرات انرژی میبیند، منازعات مداوم منطقهای به مانعی بزرگ برای توسعه بدل شده است؛ این در حالی است که کشورهایی نظیر هند نیز که بیش از نیمی از نفت خام و بخش عمده گاز مایع خود را از این منطقه تامین میکنند، ناچارند بازنگری عمیقی در ترتیبات امنیتی خود صورت دهند.
مارک لینچ، استاد روابط بینالملل دانشگاه جورج واشنگتن، در مقالهای در نشریه فارن افرز خاطرنشان ساخت که با بیاعتنایی واشنگتن به مشورت با همپیمانان و ناتوانی در حفاظت از آنان در برابر تبعات ماجراجوییهای نظامی، بنیاد معامله امنیتی آمریکا با متحدانش فروریخته و بازسازی آن آسان نخواهد بود.
چالش بقا در اروپا، کانادا و شرق آسیا
همین دغدغهها در قاره سبز نیز به طرح ایده «اروپاییسازی ناتو» با محوریت قدرتهای نظامی قاره شامل آلمان، فرانسه، ایتالیا، لهستان و بریتانیا دامن زده است؛ تلاشی برای عبور از موانع برگزیت و ایجاد سنگری مشترک در برابر مسکو در شرایطی که واشنگتن اروپاییها را رقبای تجاری قلمداد میکند.
از سال ۲۰۲۲ تاکنون، لهستان بودجه دفاعی خود را ۷۱ درصد، کشورهای حوزه بالتیک ۱۳۴ درصد و کشورهای اسکاندیناوی ۱۲۶ درصد افزایش دادهاند تا وابستگی خود به تسلیحات آمریکایی را تعدیل کنند.
بحران ناشی از رفتارهای کاخ سفید همسایگان شمالی را نیز در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ مارک کارنی، نخستوزیر کانادا در نطقهای اخیر خود در داووس و پارلمان اروپا از ضرورت تشکیل بلوکی از قدرتهای متوسط برای مقابله با سیاستهای یکجانبه تجاری سخن گفت.
باب رائه، سفیر پیشین کانادا در سازمان ملل، همسایه جنوبی را هژمونی درندهخو توصیف کرد که معاهدات بینالمللی را بیارزش میشمارد.
در شرق آسیا نیز کره جنوبی و ژاپن با شرایط مشابهی مواجه شدهاند؛ تصمیم ناگهانی ترامپ برای کاهش رزمایش سالانه با سئول از ۱۱ روز به ۵ روز به بهانه هزینههای مالی و کاهش زرادخانههای نظامی ناشی از بحران خاورمیانه، بحثهای جدی پیرامون دستیابی به توان بازدارندگی هستهای مستقل را در سئول و توکیو زنده کرده است.
به گزارش خبرآنلاین کرت کمبل، معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا، مدعی است که پایههای همگرایی دو سوی اقیانوس آرام و نفوذ آمریکا در فناوری هوش مصنوعی بار دیگر بازسازی خواهد شد؛ اما ارزیابی واقعبینانه دیپلماتها حکایت از آن دارد که با پایان اعتبار تضمینهای سنتی واشنگتن، نظمی متکثر، چندپاره و غیرقابلپیشبینی در پهنه جهان در حال تثبیت است.





ثبت دیدگاه