چه زمانی صهیونیست‌ها واقعیت را درک خواهند کرد؟
  • مهر ۱۴, ۱۴۰۵ ساعت: ۱۰:۱۰
  • شناسه : 109994
    ♥0
    افزایش موارد اعتراض و طرد ساکنان سرزمین‌های اشغالی در برخی کشورهای غربی، خودداری از دعوت آنها به رویدادهای مختلف و اعتراض هیات‌های دیپلماتیک به سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل، نشانه‌هایی از تشدید مخالفت با سیاست‌های تل‌آویو است؛ با این حال برخی از صهیونیست‌ها همچنان در چارچوب روایت دروغینی قرار دارند که آنها را قربانی معرفی می‌کند و مسئولیت پیامدهای اقدام این رژیم را نادیده می‌گیرد.
    پ
    پ

    روزنامه «العربی الجدید» در یادداشتی درباره وضعیت داخلی و بین‌المللی رژیم صهیونیستی نوشت: صحنه‌های بیرون کردن اسرائیلی‌ها از کافه‌ها و رستوران‌ها افزایش یافته است. این اتفاق نه در کشورهای عربی، بلکه در کشورهای غربی رخ می‌دهد که پیش‌تر به حمایت از رژیم اشغالگر شناخته می‌شدند. صاحبان برخی اماکن با جسارت اعلام می‌کنند: «ما اسرائیلی‌ها را اینجا نمی‌خواهیم» یا «شما در این مکان پذیرفته نیستید». این صحنه‌ها خشم و ناراحتی صهیونیست‌ها را برمی‌انگیزد، اما برخلاف انتظار آنها، بسیاری از حاضران و رهگذران با آنها همدردی نمی‌کنند و حتی صاحب آن محل را محق می‌دانند. برخی نیز با تلفن همراه خود از این صحنه‌ها فیلم می‌گیرند تا این موضوع را به فضای عمومی منتقل کنند. به جز گروه‌های نزدیک به رژیم اشغالگر، آنچه رخ می‌دهد بیشتر به موضوعی برای تمسخر و استهزا تبدیل می‌شود تا محکوم کردن کسانی که اسرائیلی‌ها را صرفاً جنایتکار می‌دانند.

    با وجود همه اینها، صهیونیست‌ها همچنان از درک واقعیت خودداری می‌کنند. مشاهده دشمنی و برخورد تندی که در محیط پیرامون خود، حتی در کشورهایی که از نظر رسمی با آنها روابط دارند، موجب نمی‌شود در سیاست‌هایی که از آن حمایت می‌کنند بازنگری کنند. برعکس، این وضعیت باعث می‌شود همه کسانی را که آنها را نمی‌پذیرند، افرادی کینه‌توز نسبت به خود و رژیم صهیونیستی یا نژادپرستان و یهودستیزانی بدانند که تنها به دلیل پیشینه دینی با آنها دشمنی می‌کنند.

    آنچه برای یک صهیونیست دشوار به نظر می‌رسد، این است که عادی‌سازی روابط به معنای واقعی و فراگیر آن با محیط عربی و اسلامی، ممکن نیست. برخی دولت‌ها ممکن است تحت فشار، اجبار یا حتی بر اثر محاسبه‌ای اشتباه، توافق‌هایی را امضا کنند؛ اما هیچ توافقی، هر اندازه هزینه دستیابی به آن زیاد باشد، نمی‌تواند موجب شود فردی بیگانه احساس کند شهروندی عادی یا همسایه‌ای نزدیک است. او همچنان بیگانه باقی خواهد ماند و مانند یک شهروند عادی قادر نخواهد بود با افتخار پرچم اسرائیل را به نمایش بگذارد؛ حتی ممکن است برای پنهان کردن هویت خود، از بیان تابعیتش خودداری و پشت تابعیت و زبان دیگری پنهان شود.

    در برابر کارزارهای مخالف اقدامات رژیم صهیونیستی و برنامه‌هایی که برای یادآوری جنایت‌ها و کشتارها برگزار می‌شود و تقریباً هیچ کشوری از آنها خالی نیست، اشغالگران همچنان روایت خود را تکرار می‌کنند؛ روایتی که دیگر کسی را قانع نمی‌کند و بر این ادعا استوار است که شهروندانی بی‌گناه ناگهان در برابر «اعراب وحشی و غیرمتمدنی» قرار گرفته‌اند که از خارج آمده‌اند تا آنها را بکشند و نابود کنند.

    این روایت که رژیم صهیونیستی بیش از هفت دهه برای توجیه جنایت‌های خود و معرفی آنها به‌عنوان دفاع از خود تکرار کرده است، دیگر مردم را قانع نمی‌کند و همدلی مورد انتظار را نیز به همراه ندارد. همین وضعیت درباره ادعای «یهودستیزی» نیز صدق می‌کند؛ ادعایی که تلاش می‌کند میان کسانی که از سیاست‌های صهیونیستی انتقاد می‌کنند و کسانی که صرفاً به دلیل یهودی بودن از یهودیان نفرت دارند، تفاوتی قائل نشود.

    جدیتی که صهیونیست‌ها در بیان احساس خود درباره بی‌عدالتی و اعتراض به برخوردهای بین‌المللی نشان می‌دهند، این پرسش را ایجاد می‌کند که چگونه رژیم اشغالگر پس از تکرار طولانی‌مدت روایت‌های خود، واقعاً به این باور رسیده است که حق با تل‌آویو است و فلسطینی‌ها یا عرب‌ها جایی در این سرزمین ندارند.

    این سردرگمی زمانی از میان می‌رود که شهادت‌هایی مانند روایت ایلان پاپه، تاریخ‌نگار اسرائیلی مخالف صهیونیسم، به یاد آورده شود. او توضیح داده است که برای مدت طولانی به روایت رسمی تل‌آویو باور داشت؛ روایتی که منطقه را خالی از سکنه به تصویر می‌کشید، گویی سرزمینی خالی بوده که در انتظار بازگشت یهودیانی از سراسر جهان قرار داشته تا بار دیگر زندگی در آن جریان یابد.

    این روایت گویای واقعیت مهمی است؛ زیرا نشان می‌دهد همه صهیونیست‌ها از حجم جنایت‌هایی که کابینه‌شان مرتکب می‌شود، آگاهی یکسانی ندارند. نظام سیاسی رژیم صهیونیستی توانسته است بسیاری از آنها را از طریق رسانه، آموزش و برنامه‌های درسی در دایره‌ای محدود از روایت‌های نادرست نگه دارد؛ به‌گونه‌ای که واقعیت را وارونه ببینند و خود را قهرمان داستانی بدانند که در آن، با «مهاجمانی تروریست از خارج» روبه‌رو شده‌اند.

    با این حال، هنگامی که یک صهیونیست با جهان خارج مواجه می‌شود، این تصویر به تدریج رنگ می‌بازد. در گذشته، امپریالیسم جهانیِ حامی اشغالگری و صهیونیسم می‌توانست بر تصویر ارائه‌شده از این مناقشه تأثیر بگذارد و رسانه‌ها نیز موجب برجسته شدن روایت رسمی اسرائیل شوند، در حالی که نقض حقوق و اقدامات خشونت‌آمیز در حاشیه اخبار قرار می‌گرفت، اما با ظهور رسانه‌های دیجیتال، شرایط تغییر کرده است.

    صهیونیست‌ها همچنان بر قدرت و نفوذ خود در مراکز تصمیم‌گیری جهان و روابط نزدیک و ویژه با آمریکا تکیه دارند؛ روابطی که مانع از محاکمه یا پاسخگویی آنها می‌شود. با این حال، وضعیت تغییر کرده و اخبار مربوط به اقدامات تل‌آویو و پیامدهای آن اکنون در معرض دید و شنیدن شمار بیشتری از مردم قرار گرفته است.

    این وزن ژئوپلیتیکی که تل‌آویو به آن افتخار می‌کند و حتی گاه بیانیه‌های محکومیت را به تمسخر می‌گیرد، نتوانست مانع خروج ده‌ها هیات دیپلماتیک از سالن مجمع عمومی سازمان ملل متحد هنگام سخنرانی بنیامین نتانیاهو شود. نتانیاهو نیز با وارونه جلوه دادن واقعیت، کشورهای خارج‌شده را از نظر اخلاقی بزدل توصیف کرد.

    به گزارش ایسنا وارونه‌سازی واقعیت و قرار گرفتن در جایگاه قربانی چندان کارآمد نیست؛ زیرا حتی بر اساس معیارهای سازمان ملل متحد نیز اشغالگری مردود و غیرقانونی است. نهادهای سازمان ملل در حال حاضر بیش از گذشته بر شهرک‌سازی‌های جدید در کرانه باختری تمرکز دارند و همکاری با شرکت‌های فعال در این شهرک‌ها را به دلیل غیرقانونی بودن آنها محدود یا تحریم می‌کنند. همین اقدامات هرچند محدود، یادآور آن است که برای اشغالگری نیز حد و مرزی وجود دارد و این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.