از زمان بازگشت طالبان به قدرت، شاهد روند نگرانکنندهای از امتیازدهی بودهایم. از تداوم شناسایی رسمی و غیررسمی (De facto) این گروه در دولتهای سیزدهم و چهاردهم تا واگذاری دفتر اقتصادی در چابهار و حتی سپردن سفارت افغانستان در تهران و کنسولگری افغانستان در مشهد به طالبان همگی نشان از یک الگوی رفتاری واحد دارند درحالی که حافظه سیاسی و مردمی ایران، وقایع تلخی چون کشتار در مزار شریف، تضییع حقوق اقلیتها و رفتارهای ایدئولوژیک طالبان را به وضوح به یاد دارد.
مشکل اصلی اینجاست که دستگاه دیپلماسی، امتیازات سیاسی و اقتصادی را از مفاوضات استراتژیک جدا کرده است. ما شاهد هستیم درحالی که برای طالبان فرش قرمز پهن میشود و امکانات دیپلماتیک فراهم میگردد، در حوزه حیاتی امنیت آبی هیچ اهرم فشاری برای گرفتن حقابه رودخانههای هیرمند و هریرود از این امتیازات استخراج نشده است.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: تلاش برای توسعه تجارت با همسایه، در شرایط تحریم، نباید به قیمت تضعیف موضع ملی تمام شود. آن هم در شرایطی که سطح تنش میان افغانستان و پاکستان به سطح بالایی رسیده و جغرافیای پاکستان، موقعیت مناسبی برای تجارتِ تجار افغانستان و تأمین کالاهای اساسی نیست. موفقیت در دیپلماسی آب، بسیار حیاتیتر از اجرای طرحهای هزینهبر انتقال آب یا پیشنهاد غیر کارشناسی برای خرید آب از افغانستان است. اگر امتیازات اقتصادی و سیاسی، به ابزاری برای تامین منافع ملی تبدیل نشوند، تنها میتوان نتیجه گرفت که منافع سازمانی و بخشی، بر منافع ملی ارجحیت یافته است.





ثبت دیدگاه