در دوره بوش پسر، جمهوریخواهان با سوار شدن بر قواعد و قوانین بینالمللی، هژمونی نظام تکقطبی را در دسترس میپنداشتند و در نهایت فقط به یک یا چند شوک در سیاستهای بینالمللی بسنده کردند و تلاش میکردند متحدان خود را اقناع و همراه کنند، اما در در واقع در اولین دوره ترامپ بود که جمهوریخواهان عدم تبعیت از سنتهای رایج در سیاست خارجی و داخلی آمریکا تست کردند. در واقع با خروج آمریکا از برخی سازمانها بینالمللی و عدم تبعیت الگوهای سابق تعاملی با جهان در دوره اول ترامپ ما با یک فرار به جلو از سوی آمریکا مواجهه شدیم که ویژگیهای یک بازی ناتمام و ناقص را نشان میداد ولی در دوره دوم ریاست ترامپ، خروج از ساختارهای سنتی قدرت در داخل آمریکا و عبور از همه قواعد و قوانین مبنای رفتاری ترامپ و آمریکا با شدت تمام صورت گرفت که به معنی پوستاندازی در تمام سازمانهای بینالمللی، قوانین و ماهیت آن بود و هدف را به جای نظام تکقطبی در ایجاد نظم یک دیکتاتوری جهانی با محوریت آمریکا تعریف میکرد. این در حالی بود که آمریکای ترامپ، دیگر در شرایط و توانمندیهای گذشته قرار نداشت و توازن قدرت در مقابل قدرتهای نوظهور یا قدرتهای جهانی، شکل سابق را نداشت.
رژیم صهیونی نیز که موتور محرک تفکر و اندیشه حاکمان کاخ سفید و تیم ترامپ را تشکیل میداد، در شرایط گذشته نبود و یک سیلی موجودیتی در دکترین و استراتژیهای امنیتی و نظامی در طوفانالاقصی و ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دریافت کرده بودند. ترامپ و صهونیستهای بیرمق، تنها راه ادامه استراتژی سیطره بر جهان با دیکتاتوری جهانی را با فرار به جلو و باطل کردن همه قوانین و قواعد جهانی امکانپذیر دانستند. به همین دلیل حمله به ایران که همواره از سوی تمامی روسای جمهور آمریکا یک خط قرمز تلقی میشد و حتی در شبیهسازیهای جنگی در خلیج فارس از سوی پنتاگون، به نتایج فاجعهبار نظامی رسیده بودند و راهبرد مهار و فرسایش را اولویت میدانستند، در یک راهبرد در برنامه هجومی نظامی در دستور کار ترامپ و نتانیاهو قرار گرفت. این زوج شیطانی حتی قواعد رفتاری را دوستان سنتی خود را زیرپا گذاشتند و در رویای نامگذاری و تصاحب جهان بهنام ترامپ و صهیونیستها، راهبرد خود را در دو رکن زیر دنبال کردند:
جنگ شناختی مبتنی بر اظهارت فریبکارانه و دروغگویی و پهلواننمایی و طرح بی شرمانه خواستههای طمعورزانه برای بلعیدن دیگران که بیانگر سرمستی و خودشیفتگی آسشکار بود، در کنار قتل و ویرانی و نسلکشی و عبور از همه خطقرمزهای گذشته جهانی با «تکیه بر قدرت و زور» دو رکن رفتاری ترامپ و نتانیاهو را شکل میدهد. در همین مسیر است که ترامپ زنگزور، خلیج مکزیک، کانادا، تنگه هرمز و … را به نام خود زد و تحقق رویای صهیونی اسرائیل بزرگ را در دستور فوری قرار داد. در امتداد این راه به عم خودشان آمده بودند تا ایران وتمدن مردم ایران را نابود کنند و بر غرب آسیا حاکم شوند و سند منطقه را به نام اسرائیل بزنند و برای چین و روسیه خط و نشان کشیدند و دوستان غربی خود را به قبول اطاعت کامل وادارند.
این رویاهای شیرین، امروز آنچنان تلخ و وارونه محقق شده که حتی آمریکا در مقابل ایران و دوستان عرب ترامپ در مقابل انصارالله و ارتش یمن و رژیم صهیونی در مقابل حزبالله لبنان در کابوس بهسر میبرد و «هرآنچه در جنگ شناختی بافته بودند، رشته شد.» بحران اقتصادی و مالی از بحران معیشت و انرژی در آمریکا و غرب شروع و توسعهیافته و تنگههای هرمز و بابالمندب و شاخصهای بحران در آمریکا و غرب در دست ایران و جبهه مقاومت است و ترامپ را به التماس در مقابل پوتین کشیده تا مقداری گازوئیل به آمریکا و اروپا صادر کند ولی انگلیس و حتی زلنسکی برای ترامپ، تره هم خرد نمیکنند. با اینکه ترامپ زمزمه بمب هستهای و یا مادر و پدر بمبها را برای خطو ن شان علیه ایران به میان آورده ولی میداند شیشه عمرش، در نابودی همه سرمایههای انرژی منطقه در دست ایران و یمن است. اکنون ترامپ شاید برای از دست دادن کنگره هم باید آماده باشد و نتانیاهو برای محاکمه با شکست در انتخابات کنست در اسرائیل حاضر شود. کانادا رسما در مقابل ترامپ صف کشیده و اروپا از جنگافروزی ترامپ با ایران به نقطه بحران رسیده و جنگ اجباری در اوکراین را در یک پروسه نگرانکننده دورنمای جنگ ویرانگر هستهای را نشان میدهد. در این میان، توافق مکه برای دفاع از عربستان در مقابل یمن که با فرمول ناتو و حمایت ترامپ برنامهریزی شده گرهی از کار عربستان حل نمیکند و وعدههای ترامپ و آمریکا به ترکیه به برای سیطره بر کشورهای ترکزبان به چالش جدید بین ترکیه و آذربایجان رسیده و فرانسه و اروپا، قفقاز را میدان بازی خود قرار دادهاند و کریدور زنگزور، شاید به نام کشورهای اروپایی سند بخورد. اگر در اسرائیل نتانیاهو شکست بخورد، بقیه رقبای او، کوتولههای کمرمقی هستند که نمیتوانند در قواره یک قلدر ظاهر شوند، خصوصا اینکه ارتش صهیونی و اقتصاد این رژیم و جامعه صهیونی گرفتار مسائل و چالشهای جدی است. بسیاری از اندیشکدهها و مراکز راهبردی آمریکا و غرب با صدای بلند از پایان نظم آمریکایی در غرب آسیا و جهان سخن میگویند و این را باید پایان رویای آمریکایی وصهیونی دانست. بیگمان تلاشهای مأیوسانه ترامپ و نتانیاهوئ برای تکرار دیوانهنمایی مجدد، شانس چندانی برای تغییر اوضاع در منطقه و جهان ندارد.
خیز سیطره و هژمونی جهانی و نظام تکقطبی از سوی جمهوریخواهان از دوره بوش پسر شروع شد و با ساخت یک نمایش تروریستی در 11 سپتامبر، دوره کلینتون را با بازی مبارزه با تروریسم، قواعد جهانی جدیدی تعریف کرد و تقریبا همه بازیگران جهانی را منفعل کرد و با اشغال افغانستان و عراق و گره زدن رویای قدرت برتر جهانی با صهیونیستها، حامیان دموکرات صهیونیستها را به حاشیه برد، به طوری که در دوره اوباما به سطحی از چالش با صهیونیسم بینالملل و اسرائیل رسیدند. ولی ماجراجویی پرهزینه جنگی و سیاستهای رفتاری مخاطره آمیز در جهان، آمریکا را وارد چالش بحران اقتصادی کرد.





ثبت دیدگاه