با وجود توقف درگیریهای گسترده میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، نشانههای متعددی از احتمال آغاز دور تازهای از جنگ در خاورمیانه مشاهده میشود. ادامه محاصره دریایی بنادر ایران، تحرکات نظامی مشترک واشنگتن و تلآویو، اختلافات بر سر برنامه هستهای ایران و مواضع مقامهای اسرائیلی درباره تغییر حکومت در تهران، چشمانداز بازگشت به درگیری را تقویت کرده است.
در چنین شرایطی، آینده امنیت کشورهای عربی بهویژه دولتهای حاشیه خلیج فارس بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. وابستگی امنیتی این کشورها به آمریکا و استقرار پایگاههای نظامی واشنگتن در منطقه، اکنون با پرسشهای جدی درباره پیامدهای امنیتی و اقتصادی آن مواجه شده است.
توقف جنگ به معنای پایان بحران نیست؛ منطقه در انتظار دور تازه درگیری
جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه علیه ایران آغاز کردند، با توقف عملیات گسترده نظامی وارد مرحلهای از وقفه شده است؛ اما مذاکرات دیپلماتیک نیز به نتیجه نرسیده و طرفهای درگیر همچنان برای تحولات احتمالی آینده آماده میشوند. تحولات نظامی و سیاسی اخیر نشان میدهد که احتمال ازسرگیری حملات همچنان وجود دارد. سفر پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا به اسرائیل برای گفتوگو درباره حملات مشترک جدید، یکی از نشانههای این وضعیت است.
همزمان، منابع اسرائیلی از برنامههایی برای هدف قرار دادن تأسیسات پتروشیمی و مراکز هستهای ایران خبر دادهاند. کاخ سفید نیز اعلام کرده است که آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر حمله جدیدی به ایران انجام نخواهد داد؛ موضوعی که بر اهمیت تحولات پس از این انتخابات افزوده است.
از کودتای ۱۹۵۳ تا جنگ مستقیم؛ ریشههای تاریخی تقابل ایران و آمریکا
روابط ایران و آمریکا سابقهای بیش از هفت دهه تنش و تقابل دارد. در سال ۱۹۵۳، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سرویس اطلاعاتی بریتانیا در سرنگونی دولت محمد مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت نقش داشتند. پس از کودتا، محمدرضا شاه با حمایت آمریکا به قدرت بازگشت و واشنگتن تا انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ از حکومت او پشتیبانی کرد.
در دهه ۱۹۸۰ نیز آمریکا از عراق در جنگ با ایران حمایت کرد. پس از آن، تحریمهای اقتصادی، عملیات مخفی، حملات سایبری و ترورها به بخشهایی از تقابل میان دو کشور تبدیل شدند. دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ خارج شد، در ژوئن ۲۰۲۵ تأسیسات هستهای ایران را هدف حمله قرار داد و در فوریه سال جاری نیز با پیوستن به عملیات نظامی اسرائیل، وارد جنگ مستقیم با ایران شد. در حملات ابتدایی این جنگ، رهبر معظم ایران نیز کشته شد.
تنگه هرمز؛ موقعیت راهبردی ایران در معادلات قدرت جهانی
موقعیت جغرافیایی ایران و تسلط بر مسیرهای راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز، اهمیت این کشور را در معادلات امنیتی و اقتصادی جهان افزایش داده است. زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا در کتاب «صفحه بزرگ شطرنج» که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، ایران را یکی از پنج محور ژئوپلیتیکی مهم جهان معرفی کرده بود.
در این چارچوب، موقعیت جغرافیایی ایران در کنار نقش آن در معادلات منطقهای، میتواند بر توازن قدرت میان آمریکا، چین و روسیه تأثیرگذار باشد. همچنین احتمال شکلگیری همکاریهای راهبردی میان ایران، روسیه و چین در برابر سیاستهای آمریکا، یکی از موضوعات مطرح در ارزیابی رقابت قدرتهای بزرگ به شمار میرود.
نتانیاهو به دنبال تغییر حکومت ایران؛ تهران از دکترین تهاجمی جدید خبر داد
مواضع اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل درباره آینده تقابل با ایران نیز بر نگرانیها افزوده است. دونالد ترامپ در ۱۸ اکتبر حمایت خود را از نتانیاهو اعلام کرد و گفت آمریکا تنها در صورت حضور او در قدرت، مأموریت مقابله با ایران را به پایان خواهد رساند. نتانیاهو نیز ۲۱ اکتبر در گردهمایی انتخاباتی شهر دیمونا اعلام کرد که تنها راه پایان دادن به تهدید ایران، سرنگونی حکومت این کشور است. او همچنین گفت این دستور را به ارتش، موساد و دستگاههای امنیتی اسرائیل ابلاغ کرده است.
در مقابل، فرماندهان ایرانی از تدوین دکترین جدید نظامی خبر دادهاند که شامل حملات پیشدستانه و هدف قرار دادن پایگاههای مستقر در کشورهای همسایه است؛ پایگاههایی که برای عملیات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار میگیرند. تهران همچنین هشدار داده است که ازسرگیری حملات میتواند بحران جهانی انرژی را تشدید کند. حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز نیز در ماه جاری به بالاترین سطح خود رسیده است.
پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس؛ چالش امنیتی کشورهای عربی
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر برای کشورهای عربی، افزایش نگرانی درباره کارآمدی ترتیبات امنیتی مبتنی بر حضور نظامی آمریکا است. پایگاههای نظامی واشنگتن در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهجای آنکه در جریان جنگ مانع گسترش تهدیدها شوند، ممکن است به عاملی برای قرار گرفتن کشورهای میزبان در معرض حملات تبدیل شده باشند. همچنین سیاست تقابل با ایران و ایجاد شکاف میان کشورهای منطقه، هزینههای اقتصادی و امنیتی گستردهای برای کشورهای عربی به همراه داشته و همزمان با ادامه درگیریها در فلسطین و لبنان، بر بیثباتی خاورمیانه افزوده است.
در شرایط کنونی، مسئله فلسطین همچنان یکی از محورهای اصلی تعیین آینده روابط کشورهای عربی با اسرائیل است. ابتکار صلح عربی سال ۲۰۰۲، تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای سال ۱۹۶۷ را در برابر عادیسازی کامل روابط کشورهای عربی با اسرائیل پیشنهاد کرده بود. این چارچوب میتواند مبنایی برای بررسی راهکارهای سیاسی آینده باشد. تشکیل دو کشور مستقل، ایجاد یک کشور دموکراتیک دوملیتی یا شکلگیری کنفدراسیون از جمله گزینههای مطرح برای دستیابی به همزیستی مسالمتآمیز فلسطینیان و اسرائیلیها هستند.
پیمان امنیتی منطقهای؛ از همکاری کشورهای خلیج فارس تا مشارکت ایران
یکی از پیشنهادهای مطرح برای جلوگیری از تکرار جنگ، ایجاد یک چارچوب دائمی امنیت منطقهای با مشارکت ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، مصر، ترکیه، عراق و پاکستان است. این ساختار میتواند بر اصول عدم تجاوز متقابل، تضمین آزادی کشتیرانی و ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای استوار باشد؛ طرحی که در نهایت اسرائیل را نیز شامل شود.
به گزارش فرارو به نقل از الجزیره، در همین زمینه، قطر خواستار برگزاری گفتوگوی منطقهای میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه و پاکستان شده است. قطر، پاکستان و عمان نیز در طول جنگ، کانالهای میانجیگری با تهران را حفظ کردهاند. عربستان سعودی، امارات و قطر نیز از جمله کشورهایی هستند که با اعلام عدم استفاده از قلمرو و حریم هوایی خود برای حمله مجدد به ایران و مشروط کردن عادیسازی روابط با اسرائیل به تشکیل کشور مستقل فلسطین، میتوانند در شکلدهی به ترتیبات امنیتی آینده منطقه نقش داشته باشند.





ثبت دیدگاه