به نظر می رسد کشورهای اروپایی با این رویکرد و سیاست توهمی و سیاسی کاری تنها وابستگی بیش از حد خود به آمریکا را اثبات می کنند تا داشتن استقلال عمل از واشنگتن.
با بهرهمندی از نظریههای ژئوپلیتیک و تجربه زیسته در نظام بینالملل، آموختهایم «خلأ قدرت» خالی نمیماند، بلکه همواره توسط رقبا پر میشود. توافق آذربایجان و ارمنستان برای احداث کریدور زنگزور با عاملیت و کارگزاری آمریکا، محصول رایزنی دیپلماتیک چندروزه و حتی چند ماه نیست، بلکه مجموعهای از مؤلفههای گوناگون طی سالها در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی زنجیروار کنار هم جمع شده و موجب شکلگیری چنین توافقی شدهاند.
آمریکا برای سال ۲۰۲۶ بودجه ای یک تریلیون دلاری (چند برابر بیش از مجموع هزینه های نظامی روسیه و چین بر روی هم) پیش بینی کرده است که نشان دهنده ۱۳ درصد افزایش نسبت به سال جاری است. این امر نشان می دهند که ترامپ برای برقرار صلح می خواهد جنگ راه بیاندازد.
امنیت و ثبات منطقه، خط قرمز ملتهاست و هیچ پروژهای که با فشار خارجی پیش برود، مشروعیت مردمی نخواهد داشت".جوهره موضوع: رسانه ها دقیق تر بنویسند و بگویند، "کریدور ترامپ" پل صلح نیست "راه نفوذ" در قفقاز است.
برای مقابله با کریدور ترامپ یا همان دالان تورانی ناتو، ایران علاوه بر فرصت بی نظیر همکاری با روسیه و چین، باید بساط شبکه نفوذ در داخل کشور که با ایجاد نبرد ادارکی و شناختی، شائبه پراکنی، ساده سازی فتنه ها و خودمقصر نمایی، مانع اجماع ملی می شوند، جمع کند.
عبدالباری عطوان با اشاره به مصوبه روز سه شنبه دولت لبنان علیه حزب الله مبنی بر مکلف کردن ارتش این کشور برای تهیه طرحی جهت خلع سلاح حزب الله گفت: سخن در اینجا درباره توطئه بزرگ در لبنان است که چه بسا به تجزیه منطقه یا شکست پروژه اسرائیلی و هژمونی آمریکا در منطقه منتهی شود.
دولت ترامپ فرصت بیسابقهای داشت تا ایالات متحده را بهسوی آیندهای بهتر هدایت کند، اما به عقیده استفان والت، استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد، ویژگیهای شخصیتی ترامپ باعث هدر رفتن این فرصت شده است.
در هیاهوی تهدیدهای لحظه آخری تعرفهای و توافقهای تجاری، آمریکاییها یک تصویر بزرگتر را نمیبینند؛ یک تغییر زمینلرزهوار در نظم جهانی در حال وقوع است.
جنگ غزه تحت سلطه دولت افراطی اسرائیل و حماس، به بنبستی انسانی و اخلاقی رسیده است. سیاستهای نتانیاهو، با تشدید گرسنگی و سرکوب، هزاران غیرنظامی را قربانی کرده و کشور را اسیر افراطگرایان ساخته است. حذف نهادهای مستقل و فریب متحدان خارجی، منجر به طولانیترین و مرگبارترین نبرد تاریخ اسرائیل و فلسطین شده است؛ درحالیکه استراتژی محاصره و گرسنگی نه امنیت آورده، نه گروگانها را بازگردانده، بلکه فاجعهای انسانی و حیثیتی رقم زده است.
بسیاری از سوری ها اکنون حسرت روزهای دولت بشار اسد را می خورند و بازگرداندن وحدت و یکپارچگی به سوریه به آرزوئی می ماند که تحقق آن به یک معجزه نیاز دارد.
در این تحلیل به ریشههای تغییر سیاست خارجی آمریکا، نقش سایر قدرتها در این تحول، و جایگاه بریتانیا و برگزیت در این چشمانداز نوین توجه خواهد شد و در نهایت، به بررسی منافع آمریکا در هر دو نظم و تمایل این کشور به تغییر احتمالی روند موجود میپردازد.