در میان قدرت های اروپای غربی (بویژه آلمان، فرانسه و بریتانیا) نگرانی توام با ترسی از تکرار تاریخ جنگ جهانی دوم این بار از سوی روسیه آنها را به تکاپو وادشته است. ولی این بار برخلاف دوره جنگ جهانی دوم، آمریکا حاضر به پشتیبانی از اروپا نیست.
سؤال مهمتر این است که در صورت بروز جنگ بین مقاومت لبنان و ارتش صهیونیستی، آیا این جنگ در محدوده لبنان محصور خواهد ماند یا ابعاد منطقه ای به خود خواهد گرفت. احتمال قوی این است که جنگ، منطقه ای خواهد شد.
لشکرکشی ایالات متحده در دریای کارائیب و تمرکز نظامی بر ونزوئلا، بیتردید تحولی جدید در مناسبات بینالمللی در آمریکای لاتین است.
در آستانه مذاکرات با رئیسجمهور چین، ترامپ به پنتاگون دستور داد تا آزمایشهای هستهای را «بر مبنای برابر» با چین و روسیه از سر بگیرد و این امر منجر به تغییر عمدهای در سیاست چند دههای ایالات متحده شد.
به نظر می رسد این انتخابات و این نتیجه کمک خواهد کرد تا ارتباط بین ایران و عراق در آینده گسترش پیدا کند. این چارچوب هماهنگی که هم پیمان ایران است در عراق بالاترین رای را آورد و این مشروعیت، یک مشروعیت سیاسی مهمی است که به سیاست های این مجموعه داده شده و مورد تایید مردم است و این به گسترش رابطه با ایران کمک خواهد کرد.
آنچه در نیویورک اتفاق میافتد، در نیویورک نمیماند. از جنبشهای مدنی دهههای پیشین گرفته تا تحرکات فرهنگی، نیویورک پیشران و شکلدهنده به تحولات در سایر نقاط آمریکا بوده است.
ونس که در جلسه ترامپ با رهبران آسیای مرکزی حضور داشت، تصمیم توکایف برای پیوستن به پیمان ابراهیم را یک «سیگنال» توصیف کرد. میتوان گفت که سیگنال مورد اشاره ونس، فقط برای رهبران کشورهایی همچون عربستان، سوریه یا لبنان ارسال نشده است، بلکه سران دیگر کشورهای آسیای مرکزی را نیز عملاً به پیوستن به پیمان ابراهیم به مثابه مقدمه اجرای گام به گام پروژه خاورمیانه جدید فرامیخواند.
روایتهای چینیها هم در مورد آمریکا رنگارنگ است. در چین، روایتی آمادگی تقابل نظامی با آمریکا را جدی میبیند و روایت دیگری همکاری با آمریکا را ضروری میداند و بین تقابل و همکاری، روایتهای دیگری نیز وجود دارد.
آمریکای ترامپ، ناراضی از موقعیت جهانی آمریکاست و میخواهد هژمونی جهانی را برقرار کند، اما این تجدیدنظرطلبی با همه آسیبها و تخریبها به هژمونی جهانی آمریکا منجر نخواهد شد.
پژوهش جدید مرکز «پیو» نشان میدهد اعتماد به دموکراسی در جهان بهویژه در آمریکا، بهشدت فرو ریخته است. بحران کنونی دیگر مدیریتی نیست، بلکه «ایمانی» است؛ مردم نهفقط از عملکرد دولتها، بلکه از خودِ قواعد بازی دموکراتیک سرخوردهاند. نهادهایی که روزی بیطرف تلقی میشدند، اکنون سیاسی و جانبدار دیده میشوند. این فروپاشی اعتماد زمینهساز صعود پوپولیسم بهویژه راستگرای انتقامجو شده است. احیای دموکراسی، نه با اصلاحات اقتصادی، بلکه با بازسازی ایمان و اعتماد عمومی ممکن است.
از سال ۲۰۱۴ کشورهای عضو ناتو واقعیتهای راهبردی و ضرورتهای ژئوپلیتیکی روسیه که ماهیت تاریخی داشته را نادیده گرفته و به این ترتیب زمینه برای ظهور چالشهای امنیتی جدید در روابط روسیه با جهان غرب ایجاد شد.