گسترش پیامدهای جنگ فرسایشی با ایران و عجز واشنگتن از حفاظت از شریانهای حیاتی خلیج فارس، به همراه سکوت در برابر کارزار پاکسازی قومی در غزه، به فعالسازی سه گسل بنیادین اخلاقی، راهبردی و ساختاری در سراسر منطقه انجامیده و زوال برگشتناپذیر هژمونی موسوم به «صلح آمریکایی» (Pax Americana) را با سرعتی بیسابقه رقم زده است.
مقایسه تهران با بغداد در سال ۲۰۰۳ گمراهکننده است، زیرا ایران بزرگ تر، پرجمعیت تر و منسجم تر است و از نظر نظامی برای یک رویارویی طولانیمدت آمادهتر خواهد بود.
تهدیدهای اقتصادی و سیاسی رئیسجمهور آمریکا، رهبران اروپا را به این جمعبندی رسانده که تداوم وابستگی دیرینه به واشنگتن دیگر قابل اتکا نیست و باید در مسیر «خودمختاری راهبردی» بازنگری جدی صورت گیرد.
در حالی که واشنگتن فشارها را تشدید کرده، کشورهای منطقه میکوشند مانع لغزش به سوی یک درگیری تازه شوند؛ تقابلی که پیامدهای آن میتواند کل خاورمیانه و بازار انرژی جهان را درگیر کند.
رسانه آمریکایی در گزارشی نوشت: آمریکای تحت رهبری ترامپ بیشتر شبیه افسران عصبی با ماسکهای سیاه وحشتناک است که سلاحهای خود را بیرون کشیده و گلولههای خود را به یک مرد غیرمسلح شلیک کردند، تصویری که دوستان واشنگتن را به سمت رقبا سوق میدهد.
واشنگتن بار دیگر بر رویکرد ادعایی مذاکرهمحور خود در قبال تهران تأکید کرد و هدف این گفتوگوها را رسیدگی به نگرانیهای اعلامی آمریکا دانست.
تحلیلگر آمریکایی با بیان اینکه ایران در جنگ ۱۲ روزه در موضع قدرت قرار داشت، گفت این رژیم صهیونیستی بود که از ترس شکست، به واشنگتن فشار آورد تا میانجیگر آتشبس شود.
ستوننویس وبگاه بلومبرگ در واکنش به انفعال کشورهای اروپایی در برابر قلدریهای دولت آمریکا به ریاست «دونالد ترامپ»، نوشت که اتحادیه اروپا به مظهری از ضعف تبدیل شده است.
این تجربه نشان داد تصمیم برای هستهای شدن تنها یک مسألۀ فنی نیست، بلکه تابعی پیچیده از هویت ملی، محاسبات هزینه-فایده و پویاییهای سیاسی است
وضعیت کنونی را نباید نشانه صلح پایدار تلقی کرد. آنچه مانع جنگ شده، نوعی موازنه مبتنی بر ترس و ابهام است؛ وضعیتی که در آن، طرف مقابل از ورود به تونلی تاریک با انتهایی نامعلوم پرهیز میکند.
وزارت امورخارجه آمریکا با انتشار توئیتی اعلامکرد: فرزندان و اعضای خانواده مقامات ایرانی را از آمریکا اخراج خواهیم کرد.