روزنامه نیویورکتایمز، پروژه ترامپ برای بازآرایی جامعه آمریکا بر پایه تمرکز قدرت، فشار بر دانشگاهها، رسانهها و نهادهای مدنی را جاهطلبانه اما ناکام توصیف میکند؛ مقاومتی که دادگاهها، جامعه مدنی و کاهش محبوبیت، روند فرسایش هنجارهای سیاسی را محدود کردهاند.
آیا بروکسل هم جرات چنین اقدامی را دارد و میتواند با خواستههای رئیس جمهوری آمریکا مخالفت کند؟ این روند میتواند برای اروپا پیچیدهتر باشد.
نویسنده گزارش معتقد است دونالد ترامپ که زمانی در بازاریابی سیاسی و جلب افکار عمومی مهارت بالایی داشت، در دوره دوم ریاستجمهوریاش این توانایی را از دست داده است. کاهش محبوبیت او در آمریکا و جهان، نتیجه سیاستهایی چون جنگ تجاری، فشار بر ایران و تهدید متحدان ارزیابی میشود. به باور نویسنده، ترامپ بهجای اقناع دیگران، بر زور و تهدید تکیه کرده، اما مقاومت ایران، چین، کانادا و حتی اسرائیل نشان داده این رویکرد اعتبار و قدرت بازدارندگی او را تضعیف کرده است.
جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که نه تهران توان بستن کامل تنگه هرمز را دارد و نه واشنگتن قادر به بازگشایی کامل آن است. ایران با هزینهای نسبتاً پایین توانسته عبور نفتکشها را مختل کند و آمریکا نیز برای حفظ مسیر آزاد با هزینههای نظامی و اقتصادی سنگینی روبهروست. پرداخت عوارض عبور و همکاری احتمالی ایران و عمان میتواند راهحلی عملی باشد؛ توافقی که جایگاه منطقهای ایران را تقویت و ثبات بازار انرژی را افزایش دهد.
یک منبع سیاسی در رژیم صهیونیستی گفت تلآویو در حال بازنگری در سیاستهای سختگیرانه خود در قبال سوریه است و در تلاش است تا راهی برای دستیابی به توافق امنیتی با دمشق پیدا کند.
تهدیدهای اخیر آمریکا علیه ایران، بهویژه اعلام «تحریمهای ثانویه» برای خفهکردن اقتصاد ایران، بیش از آنکه یک راهبرد تهاجمی واقعی باشد، نمایشی از ضعف و بنبست است.
شبکه «انبیسی» گزارش داد که زیرساختهای اطلاعاتی و شناسایی ایالات متحده در خاورمیانه، در نتیجه حملات ایران متحمل خسارتهایی به ارزش میلیاردها دلار شده است.
در پی سفر وزیر خارجه عمان به تهران و دیدارش با مقامات تهران، بیانیه مشترک مطبوعاتی جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان در مورد ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز منتشر شد.
گزارش شده است که ترامپ به مشاورانش گفته تمایلی به صدور دستور حملات بیشتر ندارد. واشنگتن بیش از تهران نگران گسترش جنگ است. این مسئله فقط به شرایط فعلی محدود نمیشود و میتواند بر نحوه برخورد آمریکا با ایران در آینده نیز تأثیر بگذارد.
فارن افرز با بررسی کارنامه ۴۷ ساله سیاست فشار آمریکا علیه ایران، جنگ اخیر را نقطه عطف شکست این راهبرد میداند؛ چراکه تهران نه تسلیم شده و نه از پا درآمده، بلکه با تکیه بر تابآوری و اهرم تنگه هرمز، هزینههای واشنگتن را افزایش داده است.
اقدامات جدید بسنت با هدف فشار اقتصادی علیه ایران و هدف قرار دادن کشورها و شرکتهایی است که در پنج بخش، یعنی داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی، با تهران تجارت میکنند.