منابع آگاه میگویند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که چند ماه است افت محبوبیت خود در نظرسنجیها و اثر تصمیمات خود، از جمله جنگ علیه ایران را بر موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای انکار کرده است، نظرات صریحی از مشاورانش درباره وضعیت حزبش دریافت کرده و برداشت او به واقعیت نزدیکتر شده است.
افشای اختلافات پشتپرده ترامپ و هگست بر سر جنگ متجاوزانه علیه ایران، همزمان با بررسی گزینه حمله به کوبا، از شکاف در تصمیمگیری نظامی واشنگتن و تردید درباره ادامه جنگ متجاوزانه با تهران پرده برداشت.
یک شبکه آمریکایی گزارش داد که برنامهریزان نظامی آمریکا در حال بررسی مجموعهای از گزینههای احتمالی برای اقدام نظامی علیه کوبا هستند که یکی از این طرح ها انجام یک عملیات هوایی با اعزام هزاران سرباز آمریکایی است.
روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی پیرامون تغییر موضع ۱۸۰ درجه ای رئیس جمهوری آمریکا در مورد اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز نوشت که این عقب نشینی «نشان داد که او چقدر در پیشبرد جنگ علیه ایران سردرگم است».
رسانه صهیونیستی جزئیات تازهای از طرح ادعایی موساد برای تغییر حکومت در ایران منتشر کرده و مدعی شده است این طرح شامل تضعیف نظامی و انتظامی در مناطق مرزی ایران و عراق و ورود نیروهای کرد به داخل ایران بود، اما در نهایت با شکست مواجه شد.
روزنامه انگلیسی در مطلبی با اشاره به اینکه آمریکا توان لازم برای پیروزی در جنگ علیه ایران را ندارد، گزارش داد ترامپ آمریکا و جهان را وارد بحرانی کرده که خروج از آن دشوار است.
نتایج یک نظرسنجی موسسه گالوپ که در روز سهشنبه منتشر شد، نشان میدهد کمتر از یکسوم آمریکاییها به نهادهای کلیدی ایالات متحده اعتماد دارند؛ رقمی که به پایینترین سطح خود بسیار نزدیک است.
شبکه سیانان با اشاره به تنش تازه میان ایران و آمریکا علیه ایران نوشت: به نظر میرسد که تهران ترامپ را طبق قواعد خودش به بازی گرفته تا معضل جنگ او را عمیقتر کند.
وبسایت «whowhatwhy» در مطلبی به طرح جدید دونالد ترامپ برای دریافت ۲۰ درصد عوارض از کشتیهای عبوری تنگه هرمز واکنش نشان داد و آن را «باجگیری به سبک مافیایی» توصیف کرد.
پایگاه خبری آکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی مدعی شد دونالد ترامپ پیش از حمله عربستان سعودی به فرودگاه صنعا، حمایت خود را از اقدام نظامی محمد بن سلمان علیه یمن اعلام کرده بود؛ اقدامی که میتواند آتشبس غیررسمی چند سال اخیر را با خطر فروپاشی مواجه کند.
اتکای اسرائیل به نظامیگری نتوانسته به ثبات سیاسی منجر شود. در عوض، منطقه شاهد چرخههای مداوم اشغال، مداخلات فرامرزی، جنگهای نامتقارن، محاصره، تجزیه سیاسی کشورها و افزایش نظامیگری بوده است.