گزارش ۱۰ اکتبر آسوشیتدپرس نشان میدهد که جنگ هفتماهه ایران و آمریکا، با وجود خسارتهای سنگین نظامی و اقتصادی، همچنان در بنبست راهبردی قرار دارد. واشنگتن با تشدید فشارهای نظامی، محاصره دریایی و محدود کردن صادرات نفت ایران در پی تحمیل خواستههای خود است؛ اما تهران با وجود آسیبهای گسترده، از پذیرش توافقی که آن را فاقد تضمینهای معتبر میداند، خودداری میکند. همزمان، نزدیکشدن انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر، هزینههای سیاسی جنگ را برای دونالد ترامپ افزایش داده، بیآنکه الزاما محاسبات راهبردی دو طرف را تغییر دهد.
در هنگامه شدتگرفتن رقابتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی، آمریکای ترامپ و راست افراطی در اروپا در تلاش برای افزایش ثروت و قدرت خود به سیاستهایی روی آوردهاند که میتوان آن را نئومرکانتیلیستی نامید.
حامیان ترامپ او را منجی آمریکا میدانند، اما سیاستهای او، از ملیگرایی پوپولیستی تا حمایت از اکثریت سفیدپوست، بر تشدید شکافهای داخلی و تضعیف جایگاه جهانی آمریکا دامن زده است. درحالیکه چین نفوذ اقتصادی و نظامی خود را گسترش میدهد، ترامپ با کاهش تعهدات بینالمللی، متحدان را به سوی قدرتهای نوظهور سوق داده است. این قمار، نهتنها نظم جهانی را تضعیف میکند، بلکه در بلندمدت به زیان خود آمریکا تمام خواهد شد.
لیبرالیسم غربی که پس از جنگ سرد بهعنوان نظم غالب شناخته میشد، اکنون با چالشهای جدی از سوی جریانهای پوپولیستی راستگرا، سیاستهای حمایتی ترامپ و قدرتیابی مدلهای غیردموکراتیک مانند چین مواجه است. در حالی که کاهش دموکراسی جهانی، بحران اقتصادی ۲۰۰۸ و جنگ تعرفهای آمریکا ضربههایی اساسی به آن وارد کرده، برخی کشورها مانند اسپانیا و ایرلند همچنان مدل لیبرالی را پیش میبرند. با این حال، بازگشت ترامپ نظم لیبرال را در موقعیت شکنندهای قرار داده است.
محققان و مفسران سیاسی باید هر از گاهی به پیشبینیهای خود نگاهی بیندازند و بررسی کنند که در چه مواردی اشتباه کردهاند.
تحلیلگران «شورای روابط خارجی» آمریکا اعتقاد دارند از دیدگاه «دونالد ترامپ» متحدان واشنگتن خود مشکلی برای ایالات متحده هستند و نه راهحل، همین نگاه کشورها را سردرگم کرده است.
ترامپ با سیاستهای بیثبات و تصمیمات لحظهای، اقتصاد آمریکا را به لبه پرتگاه کشانده است. جنگ تعرفهای، حمله به بوروکراسی فدرال و کاهش بودجه خدمات اجتماعی، بازارها را متزلزل و سرمایهگذاران را دچار وحشت کرده است. او در حباب اطلاعاتی خود، واقعیتهای اقتصادی را انکار کرده و به تبلیغات راست افراطی متکی است. اما در نهایت، مردم آمریکا متوجه خواهند شد که او چگونه زندگیشان را فقیرتر و کشورشان را بیثباتتر کرده است.
از برآیند تحولات منطقه ای و بینالمللی در ۱۴۰۳می توان نتیجه گرفت سال ۱۴۰۳به لحاظ ثبت اقدامات خلاف موازین بین المللی و ضربه به روند نهادینه شدن اصول و مقررات بینالمللی که عمدتا از سوی آمریکا و اسرائیل صورت گرفته است رکورد دار است و بیم آن می رود با بی احترامی به مقررات و هنجارهای بینالمللی چارچوب مندی نظام بینالملل بیش از پیش از هم گسیخته شود.
واشنگتن احتمالا رویکردی دوگانه درپیش می گیرد یعنی از یک سو دولت مستعفی منصور هادی را مسلح می کند و به آن کمک می کند حوثی ها را تحت پیگرد قرار دهد و از سوی دیگر عملیات هوایی را برای حمله به سکوهای شلیک موشک و مخفیگاه های نظامی افزایش می دهد.
نیروهای اوکراینی تقریباً بهطور کامل از منطقه کورسک در روسیه عقبنشینی کردهاند و به این ترتیب، به عملیات هجومی پایان دادهاند که تابستان گذشته کرملین را با سرعت و جسارت خود غافلگیر کرده بود.
بعید میدانم پای ایران به این ماجرا کشیده شود. اگر برخی اینطور تصور میکنند که انصارالله نیروی نیابتی ایران است، یک تلقی نادرست است. انصارالله با حمایتی که از مردم غزه انجام میدهد همیشه به طور شفاف اعلام کرده هدفش از این اقدام به هم زدن امنیت خطوط دریایی نیست یعنی مسئولانه این موضوع را قبول دارد که خطوط باید امن باشد. تنها هدف انصارالله این بود که اسرائیل را زیر فشار بگذارد که غذا و دارو را از مردم غزه محروم نکند. اتفاقا این به عهده جامعه جهانی بود که در این رابطه اقدامی انجام دهد تا انصارالله مجبور نباشد تا این مرحله پیش برود و به عملیات نظامی رو بیاورد. استفاده اسرائیل از غذا و دارو به عنوان یک اسلحه و تحریم مردم غذه یک جنبه جنایت جنگی دارد و شاهد کم کاری نهادهای بین المللی، سازمان ملل و امثالهم هستیم.