چشمانداز دستیابی به یک صلح پایدار میان ایران و آمریکا همچنان نامطمئن توصیف میشود. برنامه هستهای، توان موشکی و پهپادی ایران و گروههای همسو با تهران همچنان پابرجاست، وضعیت تنگه هرمز مورد مناقشه قرار دارد و حمایت روسیه و چین میتواند به بازسازی توان نظامی ایران کمک کند. در مقابل، جنگ اخیر نیز برخی آسیبپذیریهای نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و محدودیت ذخایر مهمات و موشکهای رهگیر آمریکا را آشکار کرده است. در چنین شرایطی، پرسش فقط چگونگی پایان درگیری کنونی نیست؛ بلکه این است که اگر دور تازهای از جنگ آغاز شود، آیا آمریکا و متحدانش میتوانند از تکرار خسارتهای گسترده جلوگیری کنند؟
سناریویی برای جنگ آینده
نویسندگان مقاله، استیسی پتیجان و فیلیپ شیرز از مرکز امنیت آمریکای نوین، برای بررسی این پرسش دو بازی جنگی را با سناریویی در اواخر سال ۲۰۲۷ طراحی کردهاند. در این سناریو، یک عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران به دور تازهای از درگیری منجر میشود. فرض بر این بوده که تا آن زمان روسیه و چین به بازسازی و ارتقای زرادخانه موشکی و پهپادی ایران کمک کردهاند و ایران نیز برخی تاکتیکهای عملیاتی روسیه را برای افزایش کارآمدی حملات خود به کار گرفته است.
در مقابل، فرض شده آمریکا و شرکای منطقهای آن نیز سامانههای دفاعی بیشتری در اختیار دارند و ذخایر موشکهای پاتریوت، تاد، اسام-۳ و اسام-۶ را تا حدی بازسازی کردهاند. با این حال، حتی با در نظر گرفتن این شرایط نسبتاً مطلوب برای طرف آمریکایی، نتیجه هر دو بازی جنگی برای آمریکا و متحدانش دشوار بوده است.
حملات متمرکز؛ نقطه ضعف اصلی پدافند
در هر دو سناریو، ایران و نیروهای همسو با آن در روزهای نخست توانستند خسارت قابل توجهی به اهداف منتخب وارد کنند. موشکهای بالستیک باندهای فرودگاهها را هدف قرار دادند و پهپادها و موشکهای کروز به انبارها، سوخت، هواپیماها و رادارهای پدافندی حمله کردند.
در برخی سناریوها، پایگاههای آمریکا برای مدتی از کار افتادند و پایگاههای هوایی اسرائیل نیز با اختلال مواجه شدند. حملات همچنین زیرساختهای حیاتی اسرائیل از جمله شبکه برق و یک تأسیسات آبشیرینکن را هدف قرار دادند و باعث قطعی برق و سهمیهبندی آب شدند یکی از مهمترین یافتههای بازیهای جنگی، ظرفیت ایران برای افزایش حجم حملات و تمرکز آنها بر تعداد محدودی هدف بود. در جریان جنگ ۲۰۲۶، ایران بهطور متوسط روزانه حدود ۳۰ تا ۵۰ موشک و ۱۰۰ پهپاد را در سراسر منطقه شلیک کرده بود. اما در سناریوهای بازی جنگی، نیروهای «قرمز» گاهی ۱۵۰ تا ۳۰۰ سلاح را تنها به سمت یک هدف شلیک کردند. چنین حملاتی میتواند ذخایر آماده موشکهای رهگیر را با سرعت زیادی مصرف کند؛ زیرا سامانههای دفاعی برای مقابله با موجهای متوالی حملات به زمان و مهمات کافی نیاز دارند.
مشکل ذخایر موشکهای رهگیر
یکی از موضوعات اصلی، سرعت پایین بازسازی ذخایر مهمات دفاع هوایی آمریکاست. نویسندگان میگویند صنایع دفاعی آمریکا نمیتوانند موشکهای رهگیر پیشرفتهای را که در جنگ اخیر مصرف شدهاند، با سرعت کافی جایگزین کنند. بر اساس نتایج این بازیها، اگر در آینده نزدیک جنگی گسترده با ایرانِ بازسازیشده آغاز شود، نیروهای ائتلاف ممکن است ذخایر موشکهای پاتریوت، تاد و موشکهای استاندارد را ظرف چند روز مصرف کنند.
در چنین شرایطی، اتکا صرف به حملات تهاجمی برای از بین بردن سامانههای موشکی ایران نیز راهحل کاملی نخواهد بود. یافتن و نابودی پرتابگرهای متحرک و پراکنده دشوار است و فاصله گرفتن هواپیماهای آمریکایی از مناطق درگیری برای کاهش آسیبپذیری آنها، عملیات علیه این اهداف را پیچیدهتر میکند.
یکی از پیشنهادهای اصلی مقاله، ایجاد یک شبکه یکپارچهتر برای شناسایی و مقابله با تهدیدات هوایی در خلیج فارس است. موشکها و پهپادها ممکن است تنها چند دقیقه زمان واکنش در اختیار مدافعان قرار دهند؛ بنابراین شناسایی زودهنگام میتواند فرصت بیشتری برای تصمیمگیری، هماهنگی و واکنش فراهم کند.
آمریکا سالها در زمینه اشتراک اطلاعات میان کشورهای خلیج فارس نقش داشته است، اما به گفته نویسندگان، برخی شرکای منطقهای همچنان در زمینه تبادل اطلاعات و مشارکت در شبکههای مشترک محدودیتهایی دارند.
مسئله دیگر، نحوه مصرف موشکهای رهگیر گرانقیمت است. موشکهای پاتریوت پیایسی-۳ نباید در برابر هر پهپاد مورد استفاده قرار گیرند، زیرا هزینه و ظرفیت تولید آنها اجازه مصرف نامحدود را نمیدهد.
به گزارش فرارو به نقل از فارن پالسی، بازیهای جنگی پیشبینی قطعی آینده نیستند، اما امکان بررسی سناریوهای مختلف و شناسایی نقاط ضعف را فراهم میکنند. نتیجه این بررسیها یک هشدار روشن برای برنامهریزان دفاعی آمریکا است: اگر واشنگتن رویکرد خود به دفاع هوایی و موشکی در خاورمیانه را تغییر ندهد، درگیری بعدی میتواند فشار بسیار بیشتری بر ذخایر مهمات، پایگاههای نظامی و زیرساختهای منطقهای وارد کند.





ثبت دیدگاه