بن‌بست راهبردی اسرائیل، هم در جبهه داخلی و هم در جبهه خارجی
  • فروردین ۳۱, ۱۴۰۵ ساعت: ۱۸:۳۳
  • شناسه : 104034
    0
    واقعیت‌های میدانی و آمارهای اقتصادی می‌گویند: اسرائیل در آستانه ۷۹ سالگی، در میان شعله‌های جنگی فرسایشی و بن‌بست‌های راهبردی گرفتار شده است. از فروپاشی امنیت در قلب تل‌آویو و فلج شدن اقتصاد تحت هزینه‌های میلیاردی، تا تبدیل شدن به یک "مستعمره سیاسی" آمریکایی.
    پ
    پ
    رژیم صهیونیستی در حالی به دهه‌ی هشتم حیات خود نزدیک می‌شود که دکترین امنیتی آن، موسوم به «دیوار آهنین»، با جدی‌ترین چالش موجودیتی از سال ۱۹۴۸ تاکنون روبه‌روست. تحلیل داده‌های میدانی و مواضع تحلیلگران ارشدی چون «یوآف لیمور» نشان می‌دهد که اسرائیل در وضعیتی گرفتار شده که می‌توان آن را «فلج استراتژیک» نامید. این رژیم که روزگاری برتری خود را در «جنگ‌های برق‌آسا» و «انتقال نبرد به خاک دشمن» می‌دید، اکنون در یک جنگ فرسایشی چندبعدی، نه تنها ابتکار عمل را از دست داده، بلکه به یک «تحت‌الحمایه» یا «مستعمره» مطلق برای ایالات متحده تبدیل شده است.
    فرسایش بازدارندگی و شکست دکترین «نبرد بین جنگ‌ها»اسرائیل سال‌ها بر این تصور بود که با راهبرد «جدا کردن جبهه‌ها» می‌تواند محور مقاومت را تکه‌تکه کرده و جدا از هم به جنگ با آنها برود. اما واقعیتِ پس از اکتبر ۲۰۲۳ و به‌ویژه تقابل مستقیم با ایران، نشان داد که این راهبرد به شکستی فاحش منجر شده است. امروز جبهه‌های غزه، لبنان، یمن و ایران به یک «واحد استراتژیک» تبدیل شده‌اند. ناتوانی در «کسب پیروزی مطلق» یا یک‌سره‌سازی نبرد در غزه پس از ۹۰۰ روز و پذیرش آتش‌بسی تحمیلی حزب‌الله در جنوب لبنان، و اعلام آمادگی یمن در ورود به میدان به مقتضای امر، ثابت کرد که دستاوردهای تاکتیکی نتانیاهو و ارتش‌اش (ترورها و بمباران‌ها) دیگر قابلیت تبدیل شدن به «نتیجه راهبردی» را ندارند. حزب‌الله و حماس با وجود ضربات سنگین، با بازسازی سریع ساختار خود، عملاً مفهوم «پیروزی مطلق» نتانیاهو را به یک شوخی سیاسی تبدیل کرده‌اند.
    جبهه داخلی؛ فروپاشی از دروننقطه عطف بحران کنونی، انتقال میدان نبرد به عمق استراتژیک سرزمین‌های اشغالی یعنی «تل‌آویو» است. گزارش‌های شهرداری تل‌آویو مبنی بر غیرقابل سکونت شدن بیش از ۱۰۰۰ مجتمع، تنها یک آمار عمرانی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده شکست لایه‌های پدافندی گنبد آهنین و آرو در برابر «دقت» موشک‌ها و پهپادهای نسل جدید جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله است. برخورد موشک‌ها به قلب اقتصادی رژیم (تل‌آویو، رمات‌گان و بنی‌براک)، «قرارداد اجتماعی» بین شهروند و حکومت را از بین برده است. وقتی حکومت قادر به تأمین امنیت مراکز و موسسات اقتصادی در پایتخت خود نیست، «احساس ناامنی» به یک اپیدمی تبدیل می‌شود که نتیجه قهری آن، فرار سرمایه و مغزهاست.
    هزینه‌های کمرشکن اقتصادیهزینه ۱۷.۵ میلیارد دلاری برای تنها ۴۰ روز جنگ با ایران و لبنان، ضربه‌ای هولناک به بودجه‌ای است که پیش از این نیز با کسری مزمن روبه‌رو بود. واقعیت هولناک‌تر این است که حتی درگیری‌های کوتاه‌مدت (مانند نبرد ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵) هزینه‌های میلیاردی برای جبران خسارت شرکت‌ها در پی دارد. این «جنگ غرامت‌ها» به همراه ۳۰ هزار پرونده خسارت باز، صندوق‌های ملی را خالی کرده است. وابستگی به آمریکا دیگر تنها در حوزه تسلیحاتی نیست؛ بلکه اسرائیل برای سرپا نگه داشتن خدمات اجتماعی و جلوگیری از سقوط کامل اقتصادی، به «تنفس مصنوعی» واشنگتن محتاج شده است. این وابستگی مالی، استقلال سیاسی را از بین برده و تحقیر علنی نتانیاهو توسط ترامپ در فضای مجازی، نمادی از تبدیل شدن «متحد راهبردی» به یک «مستعمره سیاسی» است.
    بحران در جبهه شمال و تهدید مهاجرت معکوس جبهه شمال برای اسرائیل به یک زخم باز تبدیل شده است. فروپاشی بخش غیرنظامی در شمال و شکاف اعتماد میان ساکنان مرزی و نهادهای امنیتی، به معنای از دست رفتن حاکمیت بر بخشی از سرزمین‌های اشغالی است. وعده‌های «نبرد نهایی» اکنون در ذهن ساکنان شمال، مترادف با «دروغ‌های حکومتی» است. تسریع روند مهاجرت معکوس در این منطقه، توازن جمعیتی را به نفع رقبای منطقه‌ای تغییر داده و می‌تواند در میان‌مدت، به تخلیه دائمی شهرک‌های استراتژیک منجر شود که خود به معنای انقباض مرزهای اسرائیل است.
    گسست اجتماعی و بحران هویت داخلی لیمور به‌درستی اشاره می‌کند که اصلاح وضعیت باید از «درون خانه» آغاز شود. شکاف میان «کسانی که خدمت می‌کنند» و «کسانی که تنها مصرف‌کننده‌اند» (اشاره به حریدی‌ها و تندروهای مذهبی)، در کنار تعداد غیرقابل باور تلفات نظامی، انسجام داخلی را به پایین‌ترین سطح خود رسانده است. ارتش که روزی عامل وحدت‌بخش جامعه بود، اکنون خود به کانون تنش‌های طبقاتی و سیاسی تبدیل شده است.
    نتیجه‌گیری راهبردیدر جمع‌بندی نهایی، اسرائیل با یک «بحران ترکیبی» (Hybrid Crisis) روبه‌روست که در آن شکست نظامی، سقوط اقتصادی و گسست اجتماعی هم‌افزایی می‌کنند. تصویر پیروزی که نتانیاهو به دنبال آن است، در برابر واقعیتِ «ایرانِ قدرتمندتر» و «محور مقاومتِ متحدتر»، رنگ باخته است. اسرائیل در آستانه ۷۹ سالگی، نه به عنوان یک قدرت جهانی، بلکه به عنوان بازیگری که حتی توانایی حفاظت از مراکز و مناطق به ویژه در پایتخت خود را ندارد، شناخته می‌شود. ادامه این روند، رژیم صهیونیستی را در سراشیبی سقوط و فروپاشی قرار داده است که هر تلاش نظامی جدید، تنها سرعت سقوط اقتصادی و انزوای بین‌المللی آن را بیشتر خواهد کرد. راه خروج، دیگر در میدان‌های نبرد نیست؛ چرا که ابزارهای نظامی اسرائیل در برابر اراده و تکنولوژی ایران و محور مقاومت، کارایی استراتژیک خود را از دست داده‌اند.
    منبع: فارس

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.