یکی از نکتههای شگفتآور در جنگ نظامی، سیاسی و اقتصادی کنونی علیه ایران این است که این کشور در مذاکره بهتر از میدان جنگ و اطلاعاتی عمل میکند. توان مذاکرهی ایران بالا و چشمگیر است و میتوان آن را «هنر مدیریت بحران» نامید. گفتن این نکته برای ما عربها سخت نیست؛ حتی با اینکه آسیبهای بسیار سنگینی که از جانب ایران در این جنگ و قبلتر از آن به ما وارد شده است.
در واقع، اگر با دقت نگاه کنیم، میتوانیم از نحوهی مذاکرهی ایران با دولت ترامپ نکتهها و درسهایی برداشت کنیم. باید صادق بود: این مهارت تازهپیدا نیست. و همین موضوع وقتی با سابقهی مذاکرات برخی کشورهای عربی با اسرائیل مقایسه شود، تفاوت بزرگی را نشان میدهد؛ از مذاکرات انور سادات با کیسنجر بعد از جنگ ۱۹۷۳ گرفته تا موافقت عبدالفتاح السیسی با حضور نتانیاهو در شرمالشیخ در کنار ترامپ در نشست پایان جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۵ آن هم تنها با یک تماس تلفنی گذری. این موضوع حتی در مذاکرات محرمانهای که به «توافق اسلو» منجر شد و مذاکرات بعد از آن هم دیده میشود.
در بیش از بیست سال مذاکرهی مستقیم و غیرمستقیم دربارهی پروندهی هستهای، ایران هیچ وقت از خطوط قرمز اصلیاش عقبنشینی نکرده است. البته در مواردی امتیازهای کوچک داده، اما چارچوب کلی را حفظ کرده است. مسئولان ایرانی همیشه میگویند امریکا باید از خواستههای غیرمنطقیاش دست بردارد. جواد ظریف هم در سال ۲۰۱۵ گفته بود رسیدن به توافق ممکن است، اگر امریکا خواستههای اغراقآمیز مطرح
در همین حال هم با وجود آتشبس، ایرانیها «انگشتشان روی ماشه است». در حالی که هواپیمای هیئت امریکایی آمادهی پرواز به اسلامآباد بود و حتی گفته میشد معاون رئیسجمهور امریکا، جیدی ونس، قرار است در مذاکرات شرکت کند. اما رسانههای ایرانی دائم نقل میکردند که مذاکرهکنندگان ایرانی تا وقتی پیشنهادهای قابل قبول دریافت نکنند، به اسلامآباد نمیروند. حتی پس از فشارها و تماسهای متعدد مقامهای پاکستانی، تهران حاضر نشد هیاتش را راهی اسلامآباد کند.





ثبت دیدگاه