تارنمای شبکه خبری اماسانبیسی در گزارشی نوشت: وقتی وارد تارنمای کاخ سفید میشوید، نخستین چیزی که میبینید ویدئویی از تصاویر الهامبخش رئیسجمهور آمریکا است و متنی که ادعا میکند: «در دولت دوم دونالد ترامپرئیسجمهور آمریکا، ایالات متحده وارد عصر تازهای از شکوفایی شده است؛ دورانی که با رشد اقتصادی بیسابقه و جذب هزاران میلیارد دلار سرمایهگذاری جدید بخش خصوصی، در نتیجه اصلاحات مالیاتی، مقرراتزدایی و تمرکز دوباره بر نوآوری آمریکایی، همراه بوده است.» با پایین رفتن در صفحه نیز بخشی برای عضویت در خبرنامه دیده میشود که با حروف درشت نوشته است: «به عصر طلایی خوش آمدید!»
اگر قرار باشد جایی در واشنگتن بتوان از «عصر طلایی» سخن گفت، آنجا فقط دفتر بیضیشکل کاخ سفید است؛ جایی که ترامپ دیوارها و گوشهوکنار آن را با انبوهی از تزئینات طلایی پر کرده است. اما برای کسانی که سلیقه پرزرقوبرق رئیسجمهور را نمیپسندند، نشانی از چنین «عصر طلایی» در کشور دیده نمیشود.
وزارت بازرگانی آمریکا روز پنجشنبه(۸ مرداد) تازهترین آمار تولید ناخالص داخلی را منتشر کرد که نشان میدهد اقتصاد این کشور در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ با نرخ سالانه ۱.۵ درصد رشد کرده است. این رقم فاجعهآمیز نیست؛ اقتصاد آمریکا بسیار بزرگ و مقاوم است و توان تحمل تصمیمگیریهای نادرست زیادی را در واشنگتن دارد. با این حال، این رشد نیز چندان مطلوب نیست و فاصله زیادی با آنچه «عصر طلایی» خوانده شده، دارد.
رشد دستمزدها بهسختی با نرخ تورم ۳.۵ درصدی و بهمراتب بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو، همگام شده است. به همین دلیل، کمیته تعیین نرخ بهره تصمیم گرفت نرخهای بهره را بدون تغییر نگه دارد؛ تصمیمی که برای افرادی که قصد خرید خانه دارند، خبر خوشایندی نیست. همچنین سهم کارگران از تولید ناخالص داخلی به پایینترین سطح از زمان آغاز ثبت این شاخص در سال ۱۹۴۷ رسیده است. اعتماد مصرفکنندگان نیز، بسته به نوع نظرسنجی، یا نزدیک به پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد یا همچنان در سطحی پایین است.
به گزارش ایرنا، این تارنما نوشت: اقتصاد آمریکا دستکم فعلا وارد رکود نشده است، اما آنچه ترامپ ارائه کرده، اقتصادی معمولی و کمرمق است.
البته در مقایسه با برخی سناریوهای دیگر، شاید این وضعیت چندان هم بد به نظر نرسد. مدیریت اقتصادی ترامپ ترکیبی از سیاستهای ناموفق آشنای دولتهای جمهوریخواه پیشین، مانند کاهش مالیات ثروتمندان، و برخی سیاستهای نسنجیده خود او بوده است. تعرفههای متغیر و غیرقابل پیشبینی او میلیاردها دلار هزینه اضافی به مصرفکنندگان تحمیل کرده و رشد اقتصادی را کاهش داده است.
همچنین دولت او با انرژیهای پاک، که یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد اقتصاد جهان به شمار میرود، مقابله کرده است.
«لایحه بزرگ و زیبا» جمهوریخواهان نیز باعث شده میلیونها نفر پوشش بیمه درمانی و کمکهای غذایی خود را از دست بدهند؛ در حالی که بانکهای غذا برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده با مشکل روبهرو هستند.
سیاستهای سختگیرانه ترامپ در قبال مهاجرت نیز، افزون بر انتقادهای اخلاقی، از جنبه اقتصادی پیامدهای منفی متعددی از جمله کمبود نیروی کار در صنایع کلیدی، کاهش درآمدهای گردشگری و افت شمار دانشجویان بینالمللی، به همراه داشته است. افزون بر این، جنگ علیه ایران که از سوی منتقدان «بیهوده» توصیف میشود، بحران جهانی انرژی را تشدید کرد و قیمت سوخت را بهشدت افزایش داد.
اماسانبیسی افزود: ترامپ با وعده مهار تورم به ریاستجمهوری رسید و در جریان کارزار انتخاباتی گفته بود: «وقتی پیروز شوم، از همان روز اول قیمتها را پایین میآورم.» او وعده داده بود که تورم از بین خواهد رفت، تعرفهها موجب رونق تولید صنعتی خواهند شد و همه از شکوفایی بیحد و مرزی که ایجاد میکند، قدردانی خواهند کرد.
اما واقعیت چیز دیگری است. بر اساس نتایج یک نظرسنجی جدید شبکه سیانان، ۶۵ درصد پاسخدهندگان معتقدند سیاستهای ترامپ اقتصاد را بدتر کرده است، در حالی که تنها ۲۲ درصد گفتهاند این سیاستها موجب بهبود اوضاع اقتصادی شده است. همچنین میانگین نظرسنجیهای تهیهشده توسط نیت سیلور نشان میدهد میزان رضایت خالص از عملکرد اقتصادی ترامپ به منفی ۲۷.۷ درصد رسیده است.
پاسخ ترامپ به این نارضایتیها این است که به مردم بگوید هرگز تا این اندازه وضعیت خوبی نداشتهاند. او اخیرا مدعی شد: «در دوره نخست ریاستجمهوریام بهترین اقتصاد تاریخ کشور را داشتیم. حالا هم با وجود آن ماجرای کوچک در کشور دوستداشتنی ایران، از آن هم بهتر عمل میکنیم… اقتصاد در حال شکوفایی است.»
دستیاران او نیز به جای انکار آشکار واقعیتهای کنونی، وعده میدهند که روزهای خوب در راه است. اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا، آبان سال گذشته گفت: «فکر میکنم سال ۲۰۲۶ سالی فوقالعاده خواهد بود.» هاوارد لوتنیک وزیر بازرگانی آمریکا نیز آذرماه اعلام کرد: «بیشترین رشد اقتصادی تاریخ آمریکا را شاهد خواهیم بود.»
او در آغاز سال پیشبینی کرده بود رشد اقتصادی سهماهه نخست به پنج درصد و تا پایان سال از ۶ درصد فراتر خواهد رفت، اما رشد واقعی سهماهه نخست تنها ۲.۱ درصد بود؛ رقمی قابل قبول، اما بسیار کمتر از آنچه وعده داده شده بود.
کوین هست رئیس شورای ملی اقتصاد آمریکا، نیز اردیبهشتماه گفته بود: «ممکن است رشد اقتصادی به بیش از چهار، پنج و حتی ۶ درصد برسد.»
این نخستین دولتی نیست که در متقاعد کردن افکار عمومی نسبت به موفقیت سیاستهای اقتصادی خود با مشکل روبهرو شده است؛ نمونه آن دولت باراک اوباما و شعار «تابستان رونق اقتصادی» در سال ۲۰۱۰ بود. اما آنچه دولت کنونی را از دولتهای پیشین متمایز میکند، اغراقهای غیرواقعبینانه درباره وضعیت کنونی و آینده اقتصاد است.
ترامپ در دوران فعالیت خود بهعنوان فعال حوزه املاک، چهره تلویزیونی و تاجر، آموخت که میتوان با تحریف واقعیتها و دادن وعدههای بزرگ، توجه مردم را جلب کرد.
اما هیچ دولتی نمیتواند برای مدت طولانی با چنین روشی پیش برود. مردم شرایط اقتصادی را در زندگی روزمره خود تجربه میکنند و تصویری که کاخ سفید از اقتصاد ارائه میدهد، باید دستکم تا حدی با واقعیت همخوانی داشته باشد.
اگر چنین نباشد، آمریکاییها ممکن است به این نتیجه برسند که نهتنها نمیتوانند به گفتههای دولت اعتماد کنند، بلکه رئیسجمهور نیز درک درستی از نحوه اداره اقتصاد ندارد. اقتصاد را میتوان با شاخصهای مختلفی سنجید؛ برخی از آنها، مانند عملکرد بازار سهام، وضعیت نسبتا مطلوبی دارند، اما بسیاری دیگر تنها تصویری متوسط یا حتی ضعیف ارائه میکنند. بنابراین، توصیف وضعیت کنونی به عنوان «عصر طلایی» تنها برای کسانی باورپذیر است که حاضر باشند بدون توجه به واقعیتها، ادعاهای دونالد ترامپ را بپذیرند.





ثبت دیدگاه