این تحلیلگر جهان عرب در یادداشتی با طرح این پرسش که چرا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) گزارشی محرمانه درباره احتمال فروپاشی قریبالوقوع اسرائیل منتشر کرده و این گزارش بر چه دلایلی استوار است، به بررسی احتمال لغو توافق اسلو از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی اخراج تشکیلات خودگردان فلسطین و رئیس آن از رامالله به اردن پیش از انتخابات و پیامدهای این تحولات برای جنگ ایران پرداخته است.
عطوان در یادداشت خود نوشت: بله، نتانیاهو زمانی که اخیرا مدعی شد در تغییر خاورمیانه موفق شده است، راست گفت؛ زیرا همه نشانهها این واقعیت را تأیید میکنند. در نتیجه، خاورمیانه جدید بدون حضور رژیم اشغالگر اسرائیل در سرزمین و نقشههای خود شکل خواهد گرفت.
این صرفاً دیدگاه ما نیست، بلکه تام باراک، سفیر آمریکا و فرستاده این کشور در امور سوریه و عراق نیز چنین دیدگاهی دارد؛ موضعی که به گزارشی محرمانه از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا متکی است. مهمترین نکته این گزارش، تأکید بر آن است که اسرائیل با خطر فروپاشی از درون روبهروست و به آستانه جنگ داخلی نزدیک شده است. این وضعیت دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
نخست: افزایش هزینههای نظامی در پی جنگها در ایران، لبنان و نوار غزه؛ هزینههایی که از زمان عملیات «طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ که شاخه عزالدین القسام، بازوی نظامی جنبش حماس به رهبری شهید یحیی السنوار آن را اجرا کرد، بهشدت افزایش یافته است.
دوم: تشدید درگیری میان حریدیها و سکولارها؛ تقابلی که ممکن است روند فروپاشی رژیم اشغالگر را تسریع کند.
سوم: افزایش فشارهای اقتصادی در نتیجه هزینههای جنگ در هفت جبهه که اسرائیل در هیچیک از آنها پیروز نشده است.
چهارم: وقوع تغییری بنیادین در حمایت مالی و نظامی آمریکا. بیش از ۶۰ درصد جمهوریخواهان و ۷۰ درصد دموکراتها هیچ علاقهای به رژیم اشغالگر ندارند و آن را مسئول کشاندن کشورشان به جنگ علیه ایران میدانند؛ جنگی که به گفته آنان، آمریکا نه سودی از آن میبرد و نه منفعتی در آن دارد. آنان خواستار توقف تأمین مالی اسرائیل از مالیاتهای مردم آمریکا و اختصاص این منابع به مقابله با بحرانهایی از جمله افزایش هزینههای زندگی و فروپاشی خدمات عمومی هستند که مردم آمریکا با آنها دستوپنجه نرم میکنند.
پنجم: جنگ فرسایشی نظامی و اقتصادی آمریکا در ایران که بنا بر این یادداشت، دو سال است ادامه دارد و تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه به همراه داشته است. این جنگ اعتبار آمریکا را بهعنوان یک قدرت بزرگ از بین برده و واشنگتن در شکست دادن ایران، تغییر نظام این کشور، محروم کردن آن از جاهطلبیها و برنامههای موشکی و هستهای و خلع سلاح متحدانش در یمن، لبنان، عراق و نوار غزه ناکام مانده است.
عملیات شهادتطلبانه اخیر که یک ایست بازرسی نظامی اسرائیل را در شهر الخلیل در کرانه باختری هدف قرار داد و به کشته شدن دو نظامی صهیونیست و زخمی شدن سه نفر دیگر انجامید، به ضربهای نزدیک به ضربه نهایی علیه نتانیاهو و افسانه دروغین امنیت اسرائیل تبدیل شد.
این عملیات نهتنها چهار روز پیش از انتخابات سراسری رژیم صهیونیستی انجام شد، بلکه از نظر کیفیت اجرا نیز قابل توجه بود؛ عملیات بیش از ۲۰ دقیقه ادامه یافت، در حالی که شمار مجریان آن از دو مبارز بیشتر نبود و سلاحهای آنان نیز تنها به یک تفنگ و یک تپانچه محدود میشد. تصور کنید اگر آنان موشک، بمب یا پهپاد در اختیار داشتند، چه اتفاقی میافتاد.
بزرگترین خطری که موجودیت رژیم اشغالگر را به نابودی تهدید میکند، در دو وضعیت اساسی خلاصه میشود: نخست، فروپاشی داخلی و ازهمگسیختگی اجتماعی؛ دوم، نبود یک قدرت بزرگ جهانی که پروژه صهیونیستی را در آغوش بگیرد، از آن در برابر شکستها محافظت کند و ابزارهای قدرت را در اختیارش قرار دهد.
در ابتدا، امپراتوری بریتانیا این نقش را بر عهده داشت و پس از فروپاشی آن، امپراتوری آمریکا جایگزینش شد. اکنون نیز آمریکا بهتدریج در حال کنار کشیدن از این بار سنگین صهیونیستی است؛ روندی که اسرائیل را به دولتی منفور در تقریباً سراسر جهان تبدیل کرده است.
اسرائیل همچنین یکی از مهمترین ابزارهای خود را از دست داده است؛ ابزاری که بر ظلم و رنج، یهودستیزی و هولوکاست استوار بود. این وضعیت پس از جنگ نسلکشی، گرسنگی دادن، محروم کردن مردم از آب و کشتار کودکان در نوار غزه، کرانه باختری و جنوب لبنان رخ داده است.
طبق نوشته عطوان، احتمال برگزاری انتخابات رژیم صهیونیستی در موعد مقرر اکنون محدود شده و این انتخابات با خطر تعویق و حتی لغو روبهروست؛ زیرا پیروزی نتانیاهو و حزب لیکود در آن غیرممکن است. دلایل این وضعیت همان مواردی است که پیشتر به آنها اشاره شد: شکافهای داخلی و عملیات الخلیل که شکنندگی امنیت را آشکار کرد.
تهدید نتانیاهو به انجام اقدامی غافلگیرکننده علیه تشکیلات خودگردان فلسطین، از جمله انحلال و خلع سلاح نیروهای امنیتی آن، لغو توافق اسلو و اخراج رهبران آن به اردن، ممکن است به گلولهای مرگبار تبدیل شود که به سوی خود او بازمیگردد و به زندگی سیاسی آن پایان میدهد. این اقدامات شاید آغاز شمارش معکوس برای پایان موجودیت این رژیم نیز باشد.
فراتر از همه اینها، چنین تحولاتی میتواند به معنای فروافتادن پرده از دروغ توافق اسلو باشد؛ توافقی که بزرگترین دروغ در تاریخ معاصر است.
عطوان در پایان تأکید میکند که آنچه خاورمیانه و نقشههای قدیمی آن را تغییر خواهد داد، محور مقاومت و جنگ دفاعیای است که این محور به رهبری ایران و متحدانش در یمن، لبنان، فلسطین و عراق پیش میبرد.
او این پایداری نظامی و سیاسی را که از آن با عنوان پایداری اسطورهای یاد میکند، برجستهترین جلوه پیروزی این محور و شکست طرف آمریکایی ـ اسرائیلی و همه متحدان عرب و مسلمان آنها میداند.
به گزارش ایسنا به نوشته عطوان، رویارویی آینده و شاید قریبالوقوع، در صورتی که رژیم صهیونیستی آتش آن را میان این محور مقاومت اسلامی ـ عربی و محور آمریکایی ـ اسرائیلی شعلهور کند، رویارویی تعیینکنندهای خواهد بود؛ جنگی که شاید آخرین جنگ بزرگ جهانی باشد، پیروزی بزرگ آمریکا و غرب در جنگ جهانی دوم را به حاشیه براند، نقشه قدرت در جهان را از نو ترسیم کند و به سلطه آمریکا بر جایگاهی که بیش از ۸۰ سال در اختیار داشته است، پایان بدهد.





ثبت دیدگاه