خالد الجابر، مدیر اجرایی شورای خاورمیانه در امور جهانی در یادداشتی تحلیلی برای پایگاه خبری الجزیره نوشت که تقویم دیپلماتیک پکن در سال جاری میلادی بازتابدهنده وزن روزافزون این کشور در عرصه بینالمللی است. دیپلماتها و رهبران ارشد کشورهای خلیج فارس، از جمله سفر اخیر نخستوزیر قطر به پکن و دیدارهای مقامات عالیرتبه امارات و عربستان، موید گسترش روزافزون نقش پکن در خلیج فارس است.
این منطقه که به طور سنتی با ایالات متحده همپیمان بوده، اینک شاهد رقابت روزافزون میان دو قدرت جهانی است؛ اما این رقابت به معنای تلاش پکن برای جایگزینی نقش نظامی آمریکا نیست، بلکه چین از طریق ابزارهای تجاری و فناوری وارد شده تا با برنامههای توسعهای کشورهای منطقه همخوانی داشته باشد.
الگوی نظامی آمریکا؛ منطقی که چین تمایلی به بازتولید آن ندارد
این تحلیلگر مسائل بینالملل تاکید کرد که ایالات متحده همچنان مهمترین شریک نظامی خارج از منطقه برای کشورهای خلیج فارس باقی مانده و پیمانهای دفاعی، ارتباطات اطلاعاتی، سامانههای تسلیحاتی و ناوگانهای دریایی آن ارکان اصلی معماری امنیتی منطقه هستند.
الجابر تصریح کرد سالهاست واشنگتن میزان نفوذ چین را با خطکش قدرت نظامی خود میسنجد و با این معیار، چین فرسنگها با جایگزینی آمریکا فاصله دارد؛ اما این معیار برای سنجش موفقیت استراتژیک نادرست است. چین علاقه چندانی به رقابت نظامی در خلیج فارس نشان نداده زیرا مستقیماً از امنیتی که واشنگتن تامین کرده سود برده است. برای دههها، نیروی دریایی آمریکا به امنیت مسیرهای مواصلاتی دریایی کمک کرده تا انرژی خلیج فارس به بازارهای آسیایی برسد و پکن بدون پرداخت هزینه، توانسته تجارت و سرمایهگذاری کند.
مدیر اجرایی شورای خاورمیانه افزود از نگاه چین، جایگزینی سیستم امنیتی آمریکا به معنای پذیرش هزینههای سنگین سیاسی، مالی و نظامی است. در عوض، چین تمرکز خود را بر بخشهایی معطوف کرده که اهرمهای اقتصادی ایجاد میکنند؛ مانند سهامداری شرکت دولتی کوسکو (COSCO) در ترمینال خلیفه بندر ابوظبی امارات، یا ورود به حوزههای آیندهساز چون انرژیهای تجدیدپذیر، مخابرات، لجستیک، خودروهای برقی و زیرساختهای دیجیتال. هنگامی که این سیستمها متصل میشوند، گسست از آنها هزینههای بالایی دارد؛ یک ناو هواپیمابر میتواند منطقه را ترک کند اما سرمایهگذاری در بنادر و شبکهها به راحتی قابل حذف نیست.
منافع کشورهای خلیج فارس و راهبرد تنوعبخشی
این پژوهشگر ارشد روابط بینالملل یادآور شد برای کشورهای خلیج فارس مانند عربستان، امارات و قطر، هیچ تناقضی در دنبال کردن روابط قوی با هر دو قدرت وجود ندارد. آنها خواستار همکاری امنیتی با آمریکا و دریافت فناوریهای غربی هستند و همزمان به دنبال بازارهای مصرف، ظرفیتهای تولیدی و سرمایهگذاری از طریق چین میباشند تا از وابستگی مفرط به یک قدرت واحد جلوگیری کنند.
الجابر خاطرنشان کرد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که منجر به اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و آسیب به پایگاههای آمریکا در سراسر خلیج فارس از جمله پایگاه العدید در قطر شده است، نشان داد که چرا استراتژی تنوعبخشی حیاتی است. وابستگی مفرط به یک بازیگر یا یک حوزه واحد، آسیبپذیری ایجاد میکند.
این نویسنده تصریح کرد تنوعبخشی صرفاً در حوزه امنیتی نیست و کشورهای منطقه در حال ساخت اقتصادهای فراتر از نفت هستند. توسعه هوش مصنوعی (مانند پروژه HUMAIN در عربستان و G42 در امارات) نیازمند تراشههای پیشرفته، مراکز داده، انرژی و سرمایه است و کشورهای خلیج فارس به دنبال شرکایی هستند که در این تحول اقتصادی نقشآفرینی کنند.
حضور نظامی به معنای قدرت مطلق نیست
الجابر در بخش پایانی تحلیل خود تاکید کرد واشنگتن باید در نحوه ارزیابی خود از قدرت استراتژیک تجدیدنظر کند؛ چرا که پرسش تعیینکننده دیگر این نیست که یک کشور چه تعداد پایگاه نظامی در منطقه دارد، بلکه این است که حذف آن کشور از سیستم منطقهای تا چه حد دشوار است.
به گزارش خبرآنلاین این تحلیلگر برجسته افزود آمریکا همچنان از طریق روابط دفاعی و مالی عمیقاً در خلیج فارس ریشه دارد، اما چین در حال ایجاد شکل دیگری از ادغام از طریق تجارت و زیرساخت است. گزینه برتر برای ایالات متحده این است که به جای اجبار عربها به انتخاب میان واشنگتن و پکن، وارد رقابت واقعی شود و فناوریهای برتر، تامین مالی معتبر و مشارکتهای صنعتی عمیقتری ارائه دهد. تضمینهای امنیتی همچنان ضروری هستند، اما دیگر تفوق و برتری را در تمامی بخشها تضمین نمیکنند.




ثبت دیدگاه