دست ایران همچنان روی ماشه است
  • شهریور ۱, ۱۴۰۵ ساعت: ۱۱:۵۵
  • شناسه : 108071
    1
    ایران، هم قادر است از طریق حزب‌الله بر نتانیاهو فشار بیاورد و هم قادر است بر ترامپ از موضوع تنگه هرمز و مدیریت آن و مانع شدن از محاصره دریایی ایران استفاده کند.
    نویسنده : مجتبی امانی/ سفیر سابق ایران در لبنان
    پ
    پ

    به علت خوی تجاوزگری رژیم صهیونیستی، درگیری در مرز‌های لبنان و رژیم صهیونیستی یک تاریخ چند دهه‌ای از زمان تشکیل این رژیم اشغالگر دارد. به‌خاطر همین، سال‌های زیادی است که نیرو‌های پاسدار صلح سازمان ملل در این مرز مستقرند تا از درگیری‌ها جلوگیری کنند.

    درواقع در طول این سال‌ها، ما سه جنگ مشخص در لبنان داشتیم: جنگ و اشغالگری اسرائیلی‌ها در سال ۱۹۸۲ که با مقاومت مجبور به ترک لبنان و درواقع بازگشت به نقاط مرزی شدند، جنگ ۱۹۸۲ که ۱۶روز طول کشید و جنگ ۲۰۰۶ که ۳۳روز طول کشید، اما در جنگ اخیر (جنگ حاضر) برخلاف دفعات قبل، این درگیری بسیار طولانی شد. این درگیری را که در آستانه رسیدن به پایان سه سال آن هستیم، می‌توانیم به چند دوره تقسیم کنیم.
    دوره اول درگیری‌های محدودی است که از مهر ۱۴۰۲ شروع شد و تا اواخر شهریور ادامه داشت. جنگ در نقاط مرزی بیشتر با هدف‌گیری‌هایی بود که رژیم صهیونیستی بعضا به‌صورت محدود و معدود انجام می‌داد. با انفجارها، جنگ وارد مرحله خودش شد و رژیم صهیونیستی برخلاف دفعات قبل به این نتیجه رسیده بود که این جنگ اگر در هر مرحله متوقف شود، حیات رژیم صهیونیستی در آینده غیرممکن خواهد بود. این تصوری بود که نتانیاهو داشت و براساس آن جنگ را گسترش داد؛ تا آنجا که الان درواقع به جنگ وجودی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده.
    دوره دوم جنگ سه‌ساله از حملات پیجری شروع شد و تا شهادت شهید سیدحسن نصرالله و فرماندهان و کادر‌های مهم حزب‌الله ادامه پیدا کرد. این مسأله شرایط را برای حزب‌الله بسیار سخت کرد و این جنگ شدید حدود بیش از دو ماه ادامه داشت. سپس با یک توافق، جنگ محدود شد. رژیم در این دوره که ۱۵ماه به طول کشید و تا اسفند ۱۴۰۴ این شرایط ادامه داشت، گاه و بیگاه حملاتی را انجام می‌داد. پهپادهایش بر بالای بیروت و مناطق دیگر حضور داشتند و سعی می‌کرد حضور نظامی خودش را در آنجا تقویت کند.
    همزمان با حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا در ۹اسفند ۱۴۰۴ دوره سوم این جنگ در لبنان آغاز شد که بعد از ۱۵ماه سکوت حزب‌الله در حمایت از کشورمان همزمان و در چند جبهه، حملات خودشان را به اسرائیل شروع کردند.
    به‌واسطه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد حملات در لبنان متوقف شد و با آن توافق که ایران و متحدینش شاهد ورود به یک مرحله جدید شدند، اما دولت لبنان تحت تاثیر فشار‌های خارجی و محاسبات طایفه‌ای داخلی ترجیح داد از تفاهم‌نامه ایران و آمریکا خارج شود. این در حالی است که این تفاهم‌نامه رژیم صهیونیستی را از هرگونه حمله به لبنان منع می‌کرد و از طرف مقابل برای پایان دادن به اشغال سرزمینی لبنان تعهد گرفته شده بود، اما دولت لبنان راه دیگری را که راه مذاکره مستقیم با رژیم صهیونیستی بود انتخاب کرد.
    طبیعتا این مذاکره به دلایل مختلف و وجود اسناد بالادستی در لبنان و میثاقیه‌ای که باید در تصمیمات مهم، همه طوایف لبنان در آن شرکت کنند از جایگاه و اعتبار لازم برخوردار نیست.
    در هر حال دوره‌های مختلف چنین مذاکراتی انجام شده، اما براساس نظر همه تحلیلگران همچنین اظهارات شیخ نعیم قاسم، آنچه رژیم صهیونیستی را از ادامه حملات باز داشته و آن را مجبور کرده حملات خودش را بعد از یادداشت تفاهم ایران و آمریکا کاهش دهد و برخی از دوره‌ها به صفر برساند، فقط ترس از اقدامی است که ایران می‌تواند در مقابل تهاجم رژیم صهیونیستی و استناد به بند اول تفاهم‌نامه ایران و آمریکا انجام دهد.
    در این میان ترامپ که به این تفاهم‌نامه نیازمند است، در پشت پرده به نتانیاهو فشار آورده که این باعث شده او کمتر به حملات خودش ادامه دهد. البته نتانیاهو هم به‌درستی تشخیص داده روندی که در منطقه وجود دارد، به نابودی خود او و رژیم صهیونیستی منتهی می‌شود؛ بنابراین تلاش می‌کند روند دیگری را غیر از روندی که ترامپ در منطقه انتخاب کرده دنبال کند.
    از سوی دیگر ترامپ با توجه به محاسبات اقتصادی و مالی‌ای که دارد ترجیح می‌دهد شرایط در لبنان از ثبات نسبی برقرار باشد تا ایران را به واکنش وادار نکند.
    مشخص است در شرایط فعلی مثلثی به‌وجود آمده. از یک طرف ترامپ خواهان گسترش درگیری نیست و از طرف دیگر رهبران اروپایی هم به او تذکر داده‌اند. این در حالی است که نتانیاهو برای بقای خودش نمی‌تواند ساکت بنشیند و مجبور است به اطراف خودش حملاتی داشته باشد.
    جمهوری اسلامی ایران هم دستش روی ماشه است و هشدار داده اگر نتانیاهو و رژیم صهیونیستی به توافق یادداشت تفاهم ایران پایبند نباشند، آنها از ابزار نظامی خود برای وادار کردن نتانیاهو و عدم حمله استفاده می‌کنند.
    تجربه‌های پیشین نشان داده رژیم صهیونیستی و به‌خصوص نتانیاهو جز زبان زور، زبان دیگری متوجه نمی‌شوند.
    الان با توجه به معادله‌ای که جمهوری اسلامی ایران بر منطقه تحمیل کرده و آنها را مجبور نموده به این معادله پایبند باشند، نتانیاهو درصدد فضا‌سنجی است تا واکنش ترامپ و ایران را ببیند.
    با توجه به این‌که دنیا و آمریکا و رژیم صهیونیستی به این باور رسیده‌اند که ایران به آنچه قول داده عمل خواهد کرد، مانند همان دفعه‌ای که نتانیاهو به بیروت حمله کرد و ایران مستقیما فقط به‌خاطر همین کار اسرائیل را مورد هدف قرار داد، صهیونیست‌ها مجبورند دست به عصا راه بروند.
    نتانیاهو در این شرایط به اصطلاح در حال نبض‌سنجی محیط خودش است و این مثلثی که شکل گرفته، ایران هم از ابزار‌های لازم برای برقراری توازن و معادله مورد نظر خودش برخوردار است.
    آنچه امکان فعال کردن این ابزار‌ها را مهیا می‌کند درک موقعیتی است که ما در آن قرار داریم و نتانیاهو هم منتظر همین شرایط است که واکنش‌های اطراف مقابل را ببیند.
    ایران، هم قادر است از طریق حزب‌الله بر نتانیاهو فشار بیاورد و هم قادر است بر ترامپ از موضوع تنگه هرمز و مدیریت آن و مانع شدن از محاصره دریایی ایران استفاده کند.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.