منطق واقعگرایی در سیاست خارجی هشدار میدهد که «ابزار بازدارندگی» به خودی خود یک هدف نهایی نیست، بلکه «کارت چانهزنی» برای دستیابی به تأمین امنیت، ثبات و منافع ملی است.
ترامپ از ادبیات و سیاستی بهره گرفته که نشانههایی از انگاره «نه جنگ و نه صلح» را منعکس میسازد. چنین انگارهای را میتوان به معنای سازوکاری دانست که مشابهت بسیار زیادی با دورههای گذشته دارد. دورانی که نشانههایی از ابهام را منعکس نموده و نتیجه آن غافلگیری ایران در عملیات تاکتیکی امریکا و اسراییل بوده است.
دستگاه دیپلماسی ایران باید به گونه ای کشورهای حوزه خلیج فارس را در توافق صلح درگیر سازد که تداوم آن به معنای تداوم منافع مشترک آنها با ایران و نقض این توافق مساوی با نقض منافع و امنیت آنها باشد.
این سئوال مهم مطرح است که چرا آمریکا با این شدت و باوجود حملات گسترده به مراکز هسته ای ایران در جنگ تحمیلی دوم و سوم و ترور دانشمندان هسته ای، بر خلع اورانیومی تهران اصرار دارد؟
گلوگاه هرمز در اقتصاد سیاسی بینالملل، یک «نقطه تراکم آسیبپذیری» است؛ گلوگاهی که در آن انرژی، تجارت، بیمه، حملونقل، امنیت غذایی، بازار ارز، نرخ بهره و رشد اقتصادی به هم متصل میشوند.
رفتار غیراخلاقی ایالات متحده آمریکا بهعنوان مظهر سلطه غرب در دیپلماسی مسألهای نیست که تنها به یک دولت یا یک رئیسجمهور محدود شود بلکه ریشه در یک نگاه تاریخی و تمدنی دارد. برای فهم این شیوه رفتاری میتوان آن را از دو منظر «کلان» و «خرد» مورد تحلیل قرار داد.
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست. شریان حیاتی اقتصاد جهانی و نقطه تلاقی امنیت انرژی، تجارت بینالمللی و ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم است.
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: طرفین جنگ و کشورهای پیرامونی هم بیش از جنگ، به توافق تمایل دارند. این أرادهای است که میتواند بر جنگ غلبه کند.
با جنگ رمضان و آشکار شدن شدت آسیبپذیری نظامی آمریکا در برابر ایران و محور مقاومت، باردیگر زمزمه اخراج آمریکا از منطقه بیشتر به گوش میرسد.
شرایط کنونی در واقع فرصتی برای بازتنظیم سیاست اقتصادی ایران و بهرهگیری از ظرفیتهای رو به رشد کشورهای همسو همچون چین و روسیه و سایر کشورهای عضو بریکس است.
تمدید آتشبس از زاویه دید دونالد ترامپ بهطور اجمالی سه کارکرد دارد؛ اول، با توجه به اینکه نقشه جنگ به شکل مطلوب پیش نرفت، دشمن نیاز به فضای تنفسی برای بازسازی نظامی دارد. ارتش آمریکایی ــ صهیونیستی متناسب با اهدافشان خود را نیازمند دورهای برای تدارک حمله بعدی میبینند بهخصوص که تجهیز و بازآماد سامانههای دفاعی زمانبر است.