در میان قدرت های اروپای غربی (بویژه آلمان، فرانسه و بریتانیا) نگرانی توام با ترسی از تکرار تاریخ جنگ جهانی دوم این بار از سوی روسیه آنها را به تکاپو وادشته است. ولی این بار برخلاف دوره جنگ جهانی دوم، آمریکا حاضر به پشتیبانی از اروپا نیست.
در آستانه مذاکرات با رئیسجمهور چین، ترامپ به پنتاگون دستور داد تا آزمایشهای هستهای را «بر مبنای برابر» با چین و روسیه از سر بگیرد و این امر منجر به تغییر عمدهای در سیاست چند دههای ایالات متحده شد.
به نظر می رسد این انتخابات و این نتیجه کمک خواهد کرد تا ارتباط بین ایران و عراق در آینده گسترش پیدا کند. این چارچوب هماهنگی که هم پیمان ایران است در عراق بالاترین رای را آورد و این مشروعیت، یک مشروعیت سیاسی مهمی است که به سیاست های این مجموعه داده شده و مورد تایید مردم است و این به گسترش رابطه با ایران کمک خواهد کرد.
آنچه در نیویورک اتفاق میافتد، در نیویورک نمیماند. از جنبشهای مدنی دهههای پیشین گرفته تا تحرکات فرهنگی، نیویورک پیشران و شکلدهنده به تحولات در سایر نقاط آمریکا بوده است.
ونس که در جلسه ترامپ با رهبران آسیای مرکزی حضور داشت، تصمیم توکایف برای پیوستن به پیمان ابراهیم را یک «سیگنال» توصیف کرد. میتوان گفت که سیگنال مورد اشاره ونس، فقط برای رهبران کشورهایی همچون عربستان، سوریه یا لبنان ارسال نشده است، بلکه سران دیگر کشورهای آسیای مرکزی را نیز عملاً به پیوستن به پیمان ابراهیم به مثابه مقدمه اجرای گام به گام پروژه خاورمیانه جدید فرامیخواند.
روایتهای چینیها هم در مورد آمریکا رنگارنگ است. در چین، روایتی آمادگی تقابل نظامی با آمریکا را جدی میبیند و روایت دیگری همکاری با آمریکا را ضروری میداند و بین تقابل و همکاری، روایتهای دیگری نیز وجود دارد.
چنانکه جمهوری اسلامی ایران خواهان به رسمیت شناخته شدن قدرت و جایگاهش در نظم آینده منطقه غرب آسیا است، باید در گام نخست سیاستهایش را با مقدورات داخلی و خارجی اش هماهنگ سازد.
در جهان ترامپی که مبتنی بر آپارتاید هستهای است، آمریکا با وجود سابقه تاریک در حوزه اتمی به خود حق میدهد همچنان زرادخانه اتمیاش را تقویت و سلاحهای هستهای مرگبارتری بسازد اما برخی کشورها بهرغم رعایت کامل مقررات آژانس و پایبندی به معاهده انپیتی و پروتکلهای الحاقی آن و همزمان نظارت گسترده بازرسان آژانس، حق برخورداری از دانش هستهای صلحآمیز را نیز ندارند.
آمریکای ترامپ، ناراضی از موقعیت جهانی آمریکاست و میخواهد هژمونی جهانی را برقرار کند، اما این تجدیدنظرطلبی با همه آسیبها و تخریبها به هژمونی جهانی آمریکا منجر نخواهد شد.
پژوهش جدید مرکز «پیو» نشان میدهد اعتماد به دموکراسی در جهان بهویژه در آمریکا، بهشدت فرو ریخته است. بحران کنونی دیگر مدیریتی نیست، بلکه «ایمانی» است؛ مردم نهفقط از عملکرد دولتها، بلکه از خودِ قواعد بازی دموکراتیک سرخوردهاند. نهادهایی که روزی بیطرف تلقی میشدند، اکنون سیاسی و جانبدار دیده میشوند. این فروپاشی اعتماد زمینهساز صعود پوپولیسم بهویژه راستگرای انتقامجو شده است. احیای دموکراسی، نه با اصلاحات اقتصادی، بلکه با بازسازی ایمان و اعتماد عمومی ممکن است.
ایجاد صلح و ثبات پایدار در منطقه و بین همسایگان ، آرزوی کشورهای مسلمان و همسایه در منطقه است و کشورها دوست تلاش خواهند کرد با استفاده از ظرفیت های دیپلماتیک به این روند کمک کنند.