ابهام در سیاست ترامپ؛ عاملی برای تشدید جنگ یا فرصتی برای دستیابی به صلح؟
  • مرداد ۱۲, ۱۴۰۵ ساعت: ۱۴:۲۸
  • شناسه : 107343
    1
    مجله فارن افرز در تحلیلی نوشت: ابهام، پیام‌های متناقض و تغییر مکرر مواضع دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا درباره جنگ علیه ایران، به جای ایجاد بازدارندگی، موجب افزایش سوءبرداشت‌ها و تشدید تنش‌ها شده است. این تحلیل تاکید می‌کند که واشنگتن برای دستیابی به یک آتش‌بس پایدار و جلوگیری از بازگشت درگیری، باید اهداف و خطوط قرمز خود را شفاف‌تر و با ثبات بیشتری دنبال کند.
    پ
    پ

    مجله فارن افرز در تحلیلی نوشت: ابهام، استفاده از ادبیات مبهم، ارسال پیام‌های متناقض و تغییر مکرر سیاست‌ها، به یکی از ویژگی‌های اصلی رویکرد ایالات متحده در قبال جنگ با ایران تبدیل شده است.

    دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا تقریبا از همان آغاز درگیری، بارها درباره هدف جنگ، میزان ریسکی که حاضر است بپذیرد و اینکه آمریکا چه چیزی را پیروزی تلقی می‌کند، مواضعی متناقض اتخاذ کرده است.

    او یک‌بار ایران را به نابودی کامل تهدید کرد، اما اندکی بعد توافق آتش‌بس را امضا کرد. سپس از احتمال تصرف جزیره خارک، مرکز اصلی صنعت نفت ایران، سخن گفت، اما خیلی زود از این موضع عقب‌نشینی کرد. همچنین پیشنهاد وضع عوارض ۲۰ درصدی بر عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را مطرح کرد، اما پس از آن اعلام کرد این آبراه باید برای همه آزاد باشد.

    در برخی موارد، ابهام می‌تواند به پایان جنگ‌ها کمک کند. رهبران کشورها گاهی با استفاده از پیام‌های غیرشفاف، زمینه کاهش تنش یا دستیابی به توافق صلح را فراهم می‌کنند؛ زیرا هر دو طرف می‌توانند مدعی پیروزی شوند. همچنین اگر دولت‌ها خطوط قرمز خود را به‌طور دقیق مشخص نکنند، در صورت وقوع حملات، الزام کمتری برای تشدید واکنش خواهند داشت و فضای بیشتری برای کاهش تنش ایجاد می‌شود.

    اما به اعتقاد نویسنده، پیام‌های متناقض واشنگتن درباره جنگ با ایران بیش از آنکه مفید باشد، زیان‌بار بوده است. مجموعه تهدیدهای ترامپ باعث شد تهران جنگ را تهدیدی علیه موجودیت خود تلقی کند و با حداکثر توان واکنش نشان دهد. همچنین نبود شفافیت درباره وضعیت تنگه هرمز، تفاهم‌نامه میان دو کشور را بسیار شکننده کرد.

    نویسنده معتقد است اگر دولت ترامپ به دنبال آتش‌بسی پایدارتر است، باید اهداف خود را شفاف‌تر بیان کرده و در پیگیری آنها ثبات بیشتری داشته باشد در غیر این صورت، سوءبرداشت‌ها میان تهران و واشنگتن ادامه خواهد یافت و احتمال فروپاشی دوباره هرگونه آتش‌بس وجود دارد.

    شفافیت یا ابهام؛ دو راهبرد در اعمال فشار

    این مجله نوشت:هر کشوری که بخواهد رقیب خود را تحت فشار قرار دهد، باید تصمیم بگیرد چگونه اهداف، توانایی‌ها و خطوط قرمز خود را منتقل کند.

    یک راه، شفافیت است؛ یعنی هدف به‌صورت روشن اعلام شود، پیامدهای عدم تبعیت مشخص باشد و طرف مقابل بداند در صورت پذیرش خواسته‌ها چه اتفاقی خواهد افتاد. این روش می‌تواند رقیب را از هزینه‌های اقداماتش آگاه کرده و او را به خویشتنداری ترغیب کند.

    اما شفافیت بیش از حد نیز خطراتی دارد زیرا اگر طرف مقابل دقیقا بداند تا چه نقطه‌ای می‌تواند پیش برود بدون آنکه با واکنش روبه‌رو شود، ممکن است تا همان آستانه پیشروی کند.

    راه دیگر، ابهام است. این روش نیز پیامدهای متفاوتی دارد. اگر کشوری نداند واکنش دشمنش چه خواهد بود، ممکن است از ترس پاسخ شدید، دست به اقدام نزند. اما ارسال پیام‌های متناقض می‌تواند محاسبات طرف مقابل را بر هم بزند و سوءتفاهم‌هایی ایجاد کند که خود عامل شکل‌گیری یا تشدید بحران شوند.

    ابهام، عامل شکست تفاهم‌نامه تنگه هرمز

    فارن افرز نوشت: ابهام نه‌تنها موجب تشدید جنگ شد، بلکه روند پایان دادن به آن را نیز با مشکل روبه‌رو کرد. تفاهم‌نامه ماه ژوئن(خردادماه) قرار بود درگیری‌ها را متوقف کند، تنگه هرمز را بازگشایی کرده و زمینه مذاکرات ۶۰ روزه را فراهم آورد، اما به دلیل ابهام در متن آن با شکست مواجه شد.

    در این سند آمده بود که ایران «با به‌کارگیری حداکثر تلاش خود، مقدمات عبور ایمن کشتی‌های تجاری را فراهم خواهد کرد.»

    آمریکا این عبارت را به معنای بازگشایی کامل تنگه برای همه کشتی‌ها تفسیر کرد، اما ایران آن را تاییدی بر حق حاکمیت خود بر این آبراه دانست و معتقد بود تنها باید بخشی از مسیر را که به سواحل ایران نزدیک‌تر است، باز نگه دارد.

    در پایان ماه ژوئن(اوایل تیرماه)، ایران به سوی کشتی‌هایی که از مسیرهای مورد تایید تهران عبور نمی‌کردند، تیراندازی کرد.

    هم‌زمان، معاون وزیر امور خارجه ایران در شبکه‌های اجتماعی نوشت که «عبور ایمن کشتی‌ها در چارچوب توافق‌های مبهم تضمین‌شده نیست.»

    آمریکا این اقدام را نقض آتش‌بس تلقی کرد و با حملات پاسخ داد. در اواسط ژوئیه(اواسط تیر) نیز دور مشابهی از حملات متقابل رخ داد که به ادامه جنگ انجامید.

    راه دستیابی به توافقی پایدار

    به گزارش ایرنا، در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که حفظ سطحی محدود از ابهام در برخورد با درگیری‌های کوچک نظامی می‌تواند مسیرهایی برای کاهش تنش ایجاد کند، اما در مجموع بهترین راه برای پایان دادن به جنگ، شفاف‌تر شدن اهداف آمریکا است.

    به گفته نویسنده، اهداف ایران روشن است؛ جلوگیری از حملات آینده، حفظ کنترل بر تنگه هرمز، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و کاهش تحریم‌ها.

    اگر واشنگتن نیز خواسته‌های خود را به‌صورت دقیق و با ثبات بیشتری بیان کند، دو طرف خواهند توانست مذاکرات را هدفمندتر پیش ببرند و برنامه‌های عملی‌تری برای اجرای توافق‌ها تدوین کنند؛ موضوعی که می‌تواند به دستیابی به توافقی پایدارتر منجر شود.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.