روزنامه «القدس العربی » در یاداشتی به قلم «حسین مجدوبی» تحلیلگر سیاسی و نویسنده مغربی نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باعث ایجاد شکاف قابل توجهی در اردوگاه غرب شده است، این جنگ و موارد اختلافی دیگر، باعث ایجاد سوالات جدی در مورد آینده این اتحاد قدیمی و تلاش اروپایی ها برای حفظ استقلال راهبردی خود شده است.
القدس العربی افزود: اکنون این سوال مهم مطرح است که چرا از زمان جنگ جهانی دوم، هیچ جنگی از میان جنگ هایی که آمریکا به راه انداخته، به اندازه جنگ ضد ایران به بهانه حذف برنامه هستهای اش، باعث ایجاد چنین تنشی بین طرفهای اروپایی و آمریکایی نشده است؟
آمریکا از زمان پایان جنگ جهانی دوم وارد جنگهایی شده است که از بزرگترین جنگها در نوع خود محسوب میشوند، به ویژه جنگ کره که منجر تقسیم آن به دو کشور شد و جنگ ویتنام که در افکار عمومی جهانی سوالات زیادی در مورد آینده صلح تحت سلطه ماشین جنگی آمریکا ایجاد کرد. سپس جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ که به دلیل حمله رژیم صدام حسین به کویت تا حدودی مورد استقبال غربی ها قرار گرفت و همین امر در مورد جنگ علیه طالبان در افغانستان نیز صدق میکند.
این روزنامه فرامنطقه ای در ادامه نوشت: با این حال، زنگهای خطر با جنگ دوم عراق در سال ۲۰۰۳ به صدا درآمدند، زمانی که اعتیاد واشنگتن به جنگ برای جهان آشکار شد، به ویژه پس از آنکه جریان محافظهکاری که به روایتهای مسیحی-صهیونیستی و جنگ تمدنها اعتقاد داشت، به کاخ سفید راه یافت مرحله اول با ظهور نومحافظهکاران به رهبری «جورج دبلیو بوش» بود و اکنون نسخه رادیکالتر آن با رئیس جمهور «دونالد ترامپ »وتیم همراهش است.
القدس العربی در ادامه در مورد وجوه اختلاف نظر غربی ها نوشت: جنگ ضد ایران به طور قانعکنندهای نشان میدهد که چگونه دولتهای آمریکایی و اروپایی، با وجود توافق اساسی بین آنها که به ندرت مورد اختلاف است، از دیدگاههای مختلف به بحرانهای بینالمللی می نگرند. این توافق اروپایی –آمریکایی مبنی بر تلاش برای حفظ هژمونی و برتری غرب در نظام بینالملل بر سایر تمدنها و فرهنگها است.
با این حال، تفاوت میان اروپا و آمریکا، در روش مدیریت این هژمونی است؛ در حالی که برخی از کشورهای اروپایی دیپلماسی و گفتوگو را به عنوان وسیلهای برای حل و فصل مناقشات ترجیح دهند، به نظر میرسد دولت فعلی آمریکا کمتر به اثربخشی راهحلهای دیپلماتیک واز جمله از طریق سازمان ملل متحد اعتقاد و گرایش دارد.
از سوی دیگر، دو طرف در مورد ارزیابی سود و زیان ناشی از جنگ اختلاف نظرهایی دارند؛ دولت آمریکا در پی تحقق دو هدف اصلی است : هدف اول: جلوگیری از دستیابی کشورهای اسلامی به سلاح هستهای در آینده و توسعه صنایع نظامی پیشرفته مانند صنایع موشکی است.
علت این نوع رویکرد آمریکا، قائل بودن این کشور به جنگ های دینی است که یکی از توجیهات اصلی جنگ محسوب می شود. برای اثبات این امر کافی است به اظهارات ،«پیت هگست»، وزیر جنگ آمریکا پس از شروع جنگ ضد ایران توجه شود. روزنامه انگلیسی «گاردین» پس از این اظهارات، او را به عنوان پیامآور یک جنگ صلیبی جدید توصیف کرد.
هدف دوم مربوط به ابعاد ژئوپلیتیکی و اقتصادی است، یعنی محروم کردن چین از یک منبع انرژی حیاتی مهم است، زیرا پکن تا حدودی به نفت ایران متکی است.بنابراین، تضعیف این رابطه و محروم کردن چین از این دارایی راهبردی، به عنوان وسیلهای برای مهار ظهور قدرتی که رقیب واقعی هژمونی واشنگتن بر نظام بینالملل است، تلقی میشود.
این در حالی است که دیدگاههای اروپایی با توجه به حضور احزاب لیبرال و سوسیالیست در قدرت، که برخلاف راست افراطی ملیگرا که از روایتهای مذهبی حمایت میکنند، متفاوت است، پدرو سانچز نخست وزیر اسپانیا، هفته گذشته به وضوح نگرانیهای اروپا را بطور خلاصه بیان کرد و اظهار داشت که این جنگ ضد ایران قوانین بینالمللی را نقض میکند و منجر به تراژدیها و مشکلاتی مانند مهاجرت صدها هزارنفر، اگر نگوییم میلیونها نفر، از افراد آسیبدیده و افزایش تنش بین اروپا و جهان عرب و اسلام خواهد شد.
دومینیک دو ویلپن نخست وزیر فرانسه، نیز در اظهارات جسورانه خود یر مخالفت با این جنگ، این موضوع را تکرار کرد و اظهار داشت که اروپا بار سنگین جنگهای ایالات متحده در خاورمیانه را که باعث مهاجرتهای گسترده شده است، مانند جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و قبل از آن، جنگ در افغانستان، بر دوش کشیده است.القدس العربی در
ادامه افزود: یکی از تناقضاتی که باید در مورد مهاجرت به آن پرداخته شود این است که دولت ترامپ از اروپا به دلیل سهلانگاریاش در قبال مهاجرت انتقاد میکند و از تغییر فرهنگی در این قاره اظهار هراس می کند، در حالی که خود – دولت واشنگتن – در حال دامن زدن به جنگهایی است که میلیونها نفر را از سواحل جنوبی دریای مدیترانه به دلیل این جنگها و بحرانها مجبور به مهاجرت به شمال میکند.
روزنامه اسپانیایی «ال پایس» یکشنبه گذشته سرمقالهای با عنوان «جنگ آشوب» منتشر کرد و استدلال کرد که «تنها راه برای جلوگیری از کشیده شدن اروپا به این جنگ که توسط ترامپ با تحریک نتانیاهو به راه افتاده است، اتخاذ یک موضع واحد از سوی اروپایی ها در مورد آن است.»
این روزنامه تأکید کرد که احترام به قوانین بینالمللی تنها راه مقابله با این جنگ تجاوزکارانه است .چیزی که اروپاییها را نگران میکند این است که این جنگ با هدف تغییر قواعد جنگ و ترسیم مجدد نقشه خاورمیانه، توسط زوج ترامپ-نتانیاهو به راه افتاده است، در حالی که اروپایی ها به استثنای سانچز، نخستوزیر اسپانیا که با صدای بلند مخالفت خود را ابراز کرده است، بیتفاوت ایستادهاند.
دومینیک دو ویلپن اظهار داشت که «سانچز با موضع ضد جنگ خود، اعتبار و آبروی اروپا را نجات داد.»
القدس العربی در پایان نوشت: با این مقدمات مشخص می شود که از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید، شکاف میان اتحادیه اروپا و آمریکا بر سر مسائل راهبردی مانند کنترل تسلیحات، مهاجرت و نحوه مدیریت امور بینالمللی مانند خاورمیانه و همچنین تمایل واشنگتن برای به قدرت رساندن نیروهای راست افراطی در کشورهای کلیدی مانند انگلیس، فرانسه و آلمان، عمیقتر شده است. همه اینها باعث میشود تصمیمگیرندگان سیاسی اروپایی این سوال را مطرح کنند که آیا جنبش ملیگرای جدید آمریکایی به دنبال تجزیه اروپا است؟ این همان چیزی است که امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه، را بر آن داشت تا خواستار لزوم دستیابی به استقلال راهبردی از ایالات متحده شود.
منبع: ایرنا




ثبت دیدگاه