روزنامه لبنانی الاخبار در گزارشی نوشت: در مقایسه با مراحل اولیه جنگ علیه ایران، دور کنونی تشدید تنشها از سوی ایالات متحده، نشاندهنده محدود شدن آشکار سقف عملیات است. در آغاز درگیری، حملات به عمق خاک ایران کشیده میشد؛ اقدامی که با امید به فروپاشی گسترده ساختار نظام یا دستکم تضعیف بنیادین و سرنگونی آن صورت میگرفت، اما امروز دامنه اقدامات خصمانه محدودتر شده است، با این وجود، این محدود شدن، احتمال بازگشت به جنگی فراگیرتر را منتفی نمیکند. این تحول، منعکسکننده تغییری در موضع راهبردی هر دو طرف است؛ بهویژه آمریکا که هدف نهایی آن اکنون به حفاظت از نیروها و منافع خود در منطقه و همچنین باز نگه داشتن تنگه راهبردی هرمز محدود شده است.
عوامل بنیادین و دستاوردساز ایران
روزنامه الاخبار مینویسد، بخشی از این مسئله را میتوان ناشی از محاسبات نادرست آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص انسجام نظام ایران و ماهیت جامعه آن و همچنین اثربخشی حملات هدفمند در ایجاد پیامدهای سیاسی دانست. با این حال، این عامل به تنهایی برای بیان توانایی ایران جهت مقاومت در برابر حملات، بازسازی قدرت، حفظ توانمندیهای پاسخ به حملات و بالا بردن هزینههای جنگ کافی نیست. این موضوع، عوامل بنیادینی را برجسته میکند که مانع از آن شدهاند تا دشمنان ایران بتوانند برتری نظامی خود را به دستاوردهای سیاسی و راهبردی تبدیل کنند.
مهمترین این عوامل، ماهیت نظام و دولت و نهادهای آن در ایران است. جنگ نشان داد که جمهوری اسلامی نظامی شکننده و وابسته به یک رهبر واحد نیست که در آن، شهادت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید، موجب فلج شدن زنجیرهای امور شود، بلکه ساختاری نهادی و بسیار منسجمتر از تصور مخالفانش دارد و از ارکان فرماندهی و تصمیمگیری برخوردار است که قادرند حتی تحت فشارهای شدید به کار خود ادامه دهند. علاوه بر این، هویت ایدئولوژیک و سیاسی نقشی محوری در استقامت این نظام ایفا میکند؛ به طوری که در ایران، مسائلی همچون استقلال سیاسی، توانمندیهای نظامی بومی و رد دیکتههای خارجی، اجزای جداییناپذیر نظام محسوب میشوند؛ عواملی که دشواری به زانو درآوردن آن را روشن میکنند.
براساس این گزارش، در حالی که ایالات متحده در انتظار امتیازدهی احتمالی تهران برای جلوگیری از جنگ بود، ایران هرگونه امتیازی از این دست را فرصتی برای تحمیل خواستههای بیشتر میدانست؛ از این رو، هزینه جنگ را کمخطرتر از تسلیم شدن ارزیابی کرد. ایران به جای تلاش برای همترازی با آمریکا و رژیم صهیونیستی در زمینه برتری هوایی و فناوری، توانمندیهایی را توسعه داد که با ماهیت جنگ نامتقارن تناسب بیشتری داشتند؛ از جمله این توانمندیها موشکهای بالستیک و کروز، پهپادها، سامانههای متحرک و قابلیتهای پراکنده و پنهان هستند. دلیل آن نیز این است که توزیع نیرو در پایگاهها، سکوها و بسترهای متحرک، شناسایی، ردیابی و هدف قرار دادن آن را به مراتب دشوارتر میسازد. از این منظر، تداوم پاسخهای ایران و توانایی تهدید پایگاهها و منافع حساس در حکم رد عملی روایتی است که مدعی نابودی کامل توانمندیهای نظامی ایران بود.
پیوند قدرت و عامل اجتماعی
الاخبار مینویسد، این قدرت با عامل اجتماعی پیوندی ناگسستنی دارد؛ آمریکاییها و صهیونیستها تصور میکردند که نارضایتیهای اجتماعی-اقتصادی به معنای آمادگی خودکار برای حمایت از یک جنگ خارجی است؛ تصوری که نادرستی آن با وقوع جنگ به اثبات رسید. در واقع جنگ باعث شد هویت ملی بر شکافهای داخلی در ایران غلبه کند و نوعی همبستگی دفاعی حتی در میان بخشهایی از جامعه که با همه سیاستهای نظام همسو نبودند، شکل بگیرد؛ سیاستهایی که از حمایت پایگاه اجتماعی مستحکمی برخوردارند و انسجام نظام را در شرایط فشار تقویت میکنند.
علاوه بر این نقاط قوت، موقعیت راهبردی ایران در تنگه هرمز ابزاری برای بازدارندگی و اهرمی سیاسی و اقتصادی در اختیار این کشور قرار میدهد؛ ایران با تکیه بر این موقعیت میتواند جریان انرژی و کشتیرانی را محدود کند، هزینههای حفاظت نظامی را افزایش دهد و بخشی از پیامدهای جنگ را متوجه دشمنی کند که هزاران کیلومتر دورتر قرار دارد.
مجموع این عوامل، تفاوت میان برخورداری از برتری نظامی و توانایی تبدیل آن برتری به دستاوردی سیاسی را آشکار میکند؛ همچنین این عوامل نشاندهنده کاهش دامنه برد عملیاتی آمریکا هستند.
روزنامه لبنانی مینویسد: «اما درباره رژیم صهیونیستی باید بگوییم این واقعیت که ایران از یک جنگ تمامعیار سربلند بیرون آمده و متعاقبا از موضع دفاعی به سمت ابتکار عمل حرکت کرده است، این رژیم را ناچار به بازنگری در اصول بنیادین امنیت داخلی خود میکند؛ چراکه رژیم صهیونیستی مدتها بر برتری هوایی و اطلاعاتی خود تکیه داشت، اما اکنون با حریفی روبرو است که نمیتوان صرفا با نابودی بخش بزرگی از توانمندیهایش، او را از میدان نبرد خارج کرد؛ در واقع، این حریف ممکن است در حال تحمیل الگوی جدیدی باشد که توازن بازدارندگی منطقهای را دگرگون ساخته و آزادی عمل رژیم صهیونیستی در استفاده از نیروی نظامی در آینده را محدود میکند.»





ثبت دیدگاه