سیدجلال دهقانی فیروز آبادی دوشنبه (۴ آبان ماه) در همایش بین المللی ایران و نظم نوین جهانی با محوریت تحولات پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: اعلام نظم نوین جهانی از زمان اعلام رسمی آن توسط بوش پدر کلید خورد و از آن زمان تاکنون تلاشها برای یافتن جایگاهی مناسب در این نظم جریان داشته است. همچنین در اینکه نظم پیشین فروپاشیده تردیدی وجود ندارد و همه بر آن اتفاقنظر دارند.
ماهیت نظم پیشین و نظم در حال ظهور
استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی برای فهم نظم در حال ظهور، بررسی ماهیت نظم پیشین و نظم جایگزین را ضروری دانست و افزود: نظم بینالملل به صور گوناگونی تعریف میشود؛ گاهی نظام بینالملل و نظم بینالمللی مترادف گرفته میشوند یا بر اساس قطبیت و ساختار نظام تعریف میگردند. اما نظم بینالملل ابعاد دیگری نیز دارد؛ از جمله ترتیبات تکرارشونده، الگوهای رفتاری و قواعد حاکم بر روابط بینالملل که به معنای لغوی نظم نزدیکتر است. به نظر من، نظم، ترکیبی از همه این ابعاد است و باید دید ارکان، اضلاع و ابعاد آن چیست و کدامیک قرار است تغییر کند.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با طرح این پرسش که آیا تغییر نظم بینالملل به معنای تغییر کلی در همه ابعاد است یا تغییر جزئی، توضیح داد: ما با دو نوع تغییر مواجهیم؛ تغییر کلی و تغییر جزئی. اما واقعیتها، فرایندها، نهادها و قواعد متفاوت هستند و آنچه امروزه بیشتر میبینیم، تغییر در ارکانی نظیر نهادهای موجود، شکلگیری نهادهای جدید و دگرگونی در قواعد حاکم بر نظام بینالملل همچون عدم مداخله، حاکمیت ملی و عدم توسل به زور است. به تعبیر خود غربیها، مبنای قواعد و بنیانهای نظم قاعده محور تغییر کرده است.
نظم آینده، نظامی پساآمریکایی و پساغربی است
این پژوهشگر روابط بینالملل با بیان اینکه نظم آینده، نظامی پساآمریکایی و پساغربی خواهد بود، تصریح کرد: این امر به معنای نابودی یا از بین رفتن غرب نیست و حتی به این معنا نیست که غرب یکی از مراکز قدرت نخواهد بود؛ چرا که اساساً نظام بینالملل مدرن، اروپامحور بوده است اما این منطق در حال تغییر است.
دهقانی اضافه کرد: از زمان شکلگیری دولتهای سرزمینی و ملی در اروپا تا جنگ جهانی اول، تاریخ روابط بینالملل بر محوریت اروپا چرخش داشته است. حتی والت طولانیترین صلح در نظام بینالملل (۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰) را مطرح میکند، در حالی که بیشترین اتفاقات و جنگها در همین دوره به وقوع پیوسته است؛ از جمله تجاوز هشتساله صدام به ایران. منظور از این ثبات این است که قدرتهای بزرگ با یکدیگر نمیجنگیدند و بعید میدانم قدرتهای بزرگ دیگر به معنای کلاسیک آن بتوانند با هم بجنگند، چرا که جنگ بین قدرتهای بزرگ منسوخ شده است.
قدرت در حال انتقال به خارج از اروپا و غرب است
وی با بیان اینکه قدرت در حال انتقال به خارج از اروپا و غرب است، تصریح کرد: نظریههای افولگرا که از اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی مطرح شدهاند، افول آمریکا را به معنای فروپاشی آن نمیدانند، چرا که قدرت در نظام بینالملل امری نسبی است. قدرتهای بزرگ را نسبت به یکدیگر میسنجیم تا جایگاه آمریکا را بسنجیم. بر همین اساس قدرت در یک مرکز جغرافیایی متمرکز نخواهد بود و انتقال قدرت از غرب به سمت شرق با نامزدی اصلی چین، و حضور کشورهایی چون هند و روسیه و سایر قدرت های نوظهور در جریان است.
فاصله سایر قدرتها با آمریکا کم شده است
استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه در طول تاریخ نظام بینالملل مدرن، قدرت دوم که در این زمان چین است نسبت به قدرت برتر که آمریکا است، به این اندازه نزدیک نبوده است، گفت: بنابراین، هرچند آمریکا همچنان قدرت برتر است، اما فاصله چین نسبت به آمریکا و فاصله سایر قدرتها با آمریکا کم شده است. از سوی دیگر، افول آمریکا در زمینه تنظیم دستور کار و مناسبات بینالمللی نیز مشهود است؛ چنانکه از زمان جنگ آمریکا با عراق در سال ۲۰۰۳ ثابت شد که آمریکا جنگ را میبرد اما نمیتواند صلح را برقرار کند.
جایگاه ایران در ساختار چندقطبی پیچیده جهان ارتقا یافته است
این استاد دانشگاه با اشاره به فضای چندقطبی در جهان تصریح کرد: این مدل با واقعیتهای امروز انطباق بیشتری دارد جایی که تنوع و تعدد بازیگران، وابستگی متقابل اقتصادی و پراکندگی قدرت در حوزههای ایدئولوژیک و ارزشی را شاهد هستیم. نئولیبرالها سالهاست مطرح میکنند که نظام بینالملل تنها یک ساختار واحد نظامی ندارد، بلکه در هر حوزه، ساختار و واحدهای متفاوتی وجود دارد؛ مثلاً اقتصاد ممکن است چندقطبی باشد اما نظام نظامی سه قطبی باشد. یعنی لزوما قطبهای اقتصاد در ساختار نظامی قدرت حضور ندارند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظم جدید جهانی تأکید کرد: بهرغم همه خسارتهایی که دیدهایم، جایگاه ایران در نظم منطقهای و بینالمللی نسبت به گذشته ارتقا پیدا کرده است. البته این به معنای آن نیست که ما در همه زمینهها قدرت چندبعدی هستیم؛ چرا که همچنان در حوزه اقتصاد و فناوری با دیگر کشورها فاصله داریم. اما همین که ایران با تابآوری و استقامت در جنگ اخیر، شکستنخورده بیرون آمده، بسیار حائز اهمیت است.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی تأکید کرد: منطقه و نظام بینالملل اکنون درک میکنند که جمهوری اسلامی ایران به واسطه مولفههای قدرت نظامی و ژئوپلیتیک تعیینکننده خود، جایگاه مهمتری نسبت به گذشته دارد.
انزواگرایی با ذات ایران ناسازگار است
وی با تأکید بر اینکه انزواگرایی با ذات ایران ناسازگار است، به سه ویژگی ژئوپلیتیک بینالمللی ایران، فرهنگ فراملی و دین اسلام اشاره کرد و گفت: انزواگرایی با ایران تناقضی ذاتی دارد؛ هرچند قدرتهای بزرگ ممکن است بخواهند ما را منزوی کنند، اما منزوی کردن با انزواگرایی پیشه کردن دو مقوله متفاوت است.
دهقانی فیروزآبادی، شناخت دقیق نظم نوین جهانی، سرمایهگذاری بر روی فناوری و هوش مصنوعی و جایابی در زنجیره تأمین و ارزش منطقهای و جهانی را حیاتی خواند و خاطرنشان کرد: مهمترین چالش و تهدید ما در آینده این است که در نظم منطقهای و بینالمللی که در حال شکلگیری است، دچار بیربطی نشویم. منظور حذف ژئوپلیتیک نیست، بلکه این است که نباید از زنجیره تأمین و ارزش منطقهای و جهانی حذف شویم. وجود تنگه هرمز و اهمیت آن نشان میدهد که نقشآفرینی در این زنجیرهها چقدر بر قدرت ملی ما تأثیرگذار است.





ثبت دیدگاه