کشورهای اروپای غربی بهتدریج موضع خود را در قبال جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تغییر دادهاند. دولتهایی که در آغاز حملات ۲۸ فوریه از محکوم کردن صریح عملیات نظامی واشنگتن و تلآویو خودداری کردند، اکنون درباره پیامدهای دور تازهای از درگیری هشدار میدهند و خواستار بازگشت به مسیر دیپلماسی هستند.
این تغییر موضع در شرایطی رخ میدهد که اختلال در عرضه جهانی انرژی، افزایش قیمت سوخت و بالا رفتن هزینه کالاهای اساسی، بحران معیشتی در اروپا را تشدید کرده است. همزمان، موج اعتراضات به هزینههای زندگی، مسکن، دستمزدها و خدمات عمومی در کشورهای مختلف اروپایی ادامه دارد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران روز یکشنبه به تغییر موضع آلمان اشاره کرد. او اظهارات پیشین فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان در جریان حملات اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ را یادآوری کرد که گفته بود اسرائیل با این اقدامات «کار کثیف را برای همه ما انجام میدهد». بقایی این سخنان را با هشدارهای اخیر مقامهای آلمانی درباره ضرورت جلوگیری از تشدید درگیری مقایسه کرد.
چرا اروپا با ازسرگیری جنگ مخالفت میکند؟
در روزهای نخست جنگ، رهبران بریتانیا، فرانسه و آلمان با انتشار بیانیهای مشترک، حملات تلافیجویانه ایران به کشورهای منطقه را محکوم کردند، اما حملات اولیه آمریکا و اسرائیل را بهصراحت محکوم نکردند. آنها در عین حال خواستار ازسرگیری مذاکرات شدند. اکنون، نزدیک به هشت ماه پس از آغاز جنگ، موضع اروپا محتاطانهتر شده است. روز جمعه، وزیران خارجه بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا در استانبول با همتایان خود از ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر دیدار کردند تا درباره جنگ و وضعیت تنگه هرمز گفتوگو کنند.
ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه هشدار داد که تشدید درگیری میان ایران و آمریکا تنها بازندگان بیشتری ایجاد خواهد کرد و پیامدهای بسیار جدی برای قیمت نفت و سایر حاملهای انرژی خواهد داشت. او تأکید کرد که اولویت این کشورها باید دعوت از طرفین برای خویشتنداری حداکثری باشد؛ زیرا منطقه و اقتصاد جهانی توان تحمل دور تازهای از تشدید تنش را ندارند.
این موضعگیری نشان میدهد که دولتهای اروپایی دیگر مانند گذشته درباره نحوه مواجهه با جنگ اتفاقنظر ندارند. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، از ابتدا با عملیات آمریکا و اسرائیل مخالفت کرده و در نشست اخیر اتحادیه اروپا نیز این جنگ را «غیرقانونی، ناعادلانه و غیرموجه» خوانده است. او هزینههای اقتصادی جنگ برای اروپا را نیز مورد انتقاد قرار داده است.
اختلاف بر سر پایگاههای نظامی؛ شکاف در ائتلاف غربی
یکی از آشکارترین نشانههای اختلاف میان کشورهای اروپایی، نحوه برخورد آنها با درخواستهای آمریکا برای استفاده از پایگاههای نظامی و حریم هواییشان بوده است. آلمان در آغاز جنگ اعلام کرد محدودیتی برای استفاده آمریکا از پایگاههای خود از جمله پایگاه رامشتاین اعمال نخواهد کرد. این پایگاه یکی از مهمترین مراکز نظامی آمریکا در اروپا به شمار میرود.
بریتانیا در ابتدا اجازه استفاده از پایگاههای خود برای حملات اولیه را نداد، اما بعداً با انجام آنچه «حملات دفاعی محدود و مشخص» توصیف کرد، موافقت کرد.
فرانسه به هواپیماهای پشتیبانی آمریکا اجازه استفاده از پایگاه ایستر را داد، اما تأکید کرد که این هواپیماها برای دفاع از شرکای منطقهای به کار گرفته میشوند نه برای مشارکت در حملات علیه ایران. پاریس همچنین بعداً مانع عبور یک پرواز حامل تسلیحات به مقصد اسرائیل شد که با عملیات نظامی مرتبط بود.
اسپانیا موضع سختگیرانهتری اتخاذ کرد. مادرید ابتدا اجازه استفاده از پایگاههای مشترک روتا و مورون برای حمله به ایران را نداد و سپس حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای آمریکایی دخیل در جنگ بست. این تصمیمها محدودیتهایی یکسان با اهدافی مشابه نبودند، اما همگی اختلافی اساسی را آشکار کردند: آیا تعهدات ائتلافی، دولتهای اروپایی را ملزم میکند از جنگی حمایت کنند که خود آغازگر آن نبودهاند؟
دونالد ترامپ در واکنش به موضع اسپانیا، این کشور را «افتضاح» خواند و تهدید کرد روابط تجاری با آن را قطع میکند. مارک هیلبورن، مدرس ارشد دانشکده مطالعات امنیتی کینگز کالج لندن معتقد است اختلافی که ابتدا عمدتاً دیپلماتیک بود، اکنون به مسئلهای عملی تبدیل شده است. به گفته او، احتمال دارد دولتهای اروپایی در برابر درخواستهای بعدی واشنگتن برای پشتیبانی از عملیات نظامی مقاومت بیشتری نشان دهند.
بحران انرژی؛ هزینه جنگ به خانههای اروپایی رسیده است
افزایش هزینههای اقتصادی جنگ، یکی از مهمترین عوامل تغییر موضع اروپا محسوب میشود. اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا در آغاز جنگ نسبت به خطر گسترش بیثباتی هشدار داده بود. تا ۱۶ اکتبر، پیام او بیش از هر چیز بر هزینههای اقتصادی جنگ برای اروپا متمرکز شده بود. فون در لاین اعلام کرد که خانوارها و صنایع اروپایی بهای جنگی را میپردازند که هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای این قاره جریان دارد. به گفته او، هزینه واردات سوختهای فسیلی اروپا ۱۰۶ میلیارد یورو افزایش یافته، قیمت گاز از اواخر فوریه حدود ۱۴۰ درصد بالا رفته و قیمت گازوئیل دو برابر شده است.
اختلال در عرضه انرژی از خلیج فارس و محدودیتهای کشتیرانی در تنگه هرمز نیز به افزایش شدید قیمتها دامن زده است. نفت خام برنت که در ۲۷ فوریه، پیش از آغاز جنگ، با قیمت ۷۲٫۴۸ دلار در هر بشکه تسویه شده بود، در پایان آوریل به ۱۲۶٫۴۱ دلار رسید و همچنان بالاتر از ۱۰۰ دلار قرار دارد. جولی نورمن، پژوهشگر وابسته به چتمهاوس میگوید افزایش هزینه انرژی در آستانه زمستان، فشار اقتصادی و سیاسی بر دولتهای اروپایی را بیشتر میکند.
پیامدهای جنگ به نفت و گاز محدود نیست. هیلبورن هشدار میدهد که اختلال در عرضه کودهای شیمیایی نیز قیمت مواد اولیه کشاورزی را افزایش داده است. خلیج فارس یکی از مراکز مهم تولید و صادرات کودهای نیتروژنی است و اختلال در عرضه آن قیمت اوره را حدود ۷۰ درصد بالا برده است. شرکتهای کشتیرانی نیز با افزایش شدید هزینه بیمه و ضرورت تغییر مسیر برخی کشتیها مواجه شدهاند؛ عواملی که میتوانند هزینه حملونقل و در نهایت قیمت کالاها را افزایش دهند. هیلبورن تأکید میکند که تأثیر جنگ ایران بر قیمتهای اروپا مستقیم، قابلاندازهگیری و سریع بوده است.
از فشار بر ذخایر سوخت تا اختلاف بر سر روسیه
بحران انرژی اختلافات تازهای میان اروپا و آمریکا ایجاد کرده است. واشنگتن از دولتهای اروپایی خواسته ذخایر اضطراری گازوئیل خود را آزاد کنند. ترامپ نیز برای کاهش قیمتها، محدودیتهایی را که بر گازوئیل روسیه اعمال شده بود، کاهش داده است. این اقدام انتقاد اوکراین و حامیانش را برانگیخته است؛ آنها هشدار میدهند که افزایش درآمدهای انرژی روسیه میتواند به تقویت توان مسکو برای ادامه جنگ در اوکراین کمک کند.
در نتیجه، دولتهای اروپایی با معادلهای دشوار روبهرو هستند: از یک سو باید هزینه انرژی را برای خانوارها و صنایع کاهش دهند و از سوی دیگر نمیخواهند سیاستهایشان به تقویت روسیه یا حمایت از تشدید جنگ در خاورمیانه منجر شود.
اعتراضات خیابانی؛ نگرانی نسل جوان از آینده
پیامدهای اقتصادی جنگ در فضایی بروز میکند که اعتراضات به هزینههای زندگی، مسکن، دستمزدها و خدمات عمومی در فرانسه، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، یونان و آلبانی گسترش یافته است. این اعتراضات یک جنبش هماهنگ و یکپارچه نیستند و در هر کشور دلایل خاص خود را دارند. با این حال، فشار معیشتی و افزایش قیمتها در پی جنگ ایران به یکی از دغدغههای مشترک معترضان تبدیل شده است.
دوناتلا دلا پورتا، جامعهشناس و دانشمند علوم سیاسی میگوید مخالفت با جنگ یکی از محورهای اصلی اعتراضات اخیر جوانان اروپایی بوده است؛ اعتراضاتی که در کنار نگرانیهای اقتصادی، به افزایش هزینههای نظامی در مقایسه با بودجه رفاه عمومی نیز واکنش نشان میدهند. به گفته او، بخشی از این مخالفتها متوجه جذب نیروهای نظامی در مدارس، پژوهشهای دانشگاهی مرتبط با تسلیحات و استفاده از بنادر برای انتقال سلاح است.
دلا پورتا میگوید جوانان نگراناند که آیندهشان نهفقط به دلیل تغییرات اقلیمی، بلکه در نتیجه جنگهایی که ممکن است آنها را به میدان نبرد بفرستد، از بین برود. او همچنین به نقش اعتراضات گسترده علیه اقدامات اسرائیل در فلسطین در شکلگیری نگرش سیاسی نسل جوان اشاره میکند.
به گزارش فرارو به نقل از الجزیره اگر آمریکا و اسرائیل حملات گستردهتری را از سر بگیرند، اختلافات بر سر پایگاههای نظامی، حریم هوایی و حمایت لجستیکی ممکن است عمیقتر شود. در چنین شرایطی، شکاف میان دو سوی آتلانتیک دیگر صرفاً یک اختلاف دیپلماتیک نخواهد بود، بلکه میتواند به محدود شدن همکاری عملی میان متحدان غربی بینجامد.





ثبت دیدگاه