جنگ امریکا علیه ایران در شرایط موجود بیش از هر دوران دیگری ماهیت غریزی پیدا کرده است، بنابراین طبیعی است که در 40 روز آینده، زمینه برای بهرهگیری از سازوکارهای جدید نظامی علیه ایران وجود داشته باشد.
در چرایی پیوند میدانهای ایران و لبنان، عوامل زیادی را میتوان مورد اشاره قرار داد. مهمترین عامل، به نظر من، روند تکاملی مقاومت در منطقه است؛ مقاومتی که به دلیل وجود رژیم صهیونیستی و سلطهطلبیهای آمریکا شکل گرفت. این روند تکاملی، از همکاریها و کمکهایی که در ابتدا انجام میشد، بهتدریج باید به این مرحله از حیات خود میرسید که وارد عرصه حمایت نظامی نیز شود.
تصمیم برای ورود به مذاکره در این مقطع، تصمیمی درست و مفید بوده است. ما در تاریخ معاصر ایران کمتر و شاید اصلا در شرایطی مشابه با شرایط امروز قرار نداشتهایم. ما وارد یک جنگ ناخواسته شدیم اما در این جنگ ناخواسته، به حول و قوه الهی، با عنایت حضرت حق، با برکت خون شهدا، بهویژه رهبر شهیدی که خونش با مظلومیت هرچه تمامتر بر زمین ریخت و همچنین با همت مردم بزرگ ایران و شجاعت رزمندگان، توانستیم از یک وضعیت بسیار دشوار به موقعیتی برسیم که در آن دست بالا و برتری را داریم.
در روند جنگ رمضان با نشانههایی از غافلگیری تاکتیکی روبهرو شد به همین دلیل است که در روز نخستین جنگ، هزینههای زیادی را متقبل شد.
سیدحسین موسویان دیپلمات پیشین ایران در یادداشتی به تفاهم ایران و امریکا پرداخت.
تجربه جنگ اخیر نشان داد اهمیت تنگه هرمز صرفا در جغرافیا خلاصه نمیشود. این گذرگاه دریایی به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی ایران تبدیل شده است که نحوه مدیریت آن میتواند جایگاه ایران را در معادلات منطقهای و جهانی سالهای آینده تعیین کند.
ترامپ از ادبیات و سیاستی بهره گرفته که نشانههایی از انگاره «نه جنگ و نه صلح» را منعکس میسازد. چنین انگارهای را میتوان به معنای سازوکاری دانست که مشابهت بسیار زیادی با دورههای گذشته دارد. دورانی که نشانههایی از ابهام را منعکس نموده و نتیجه آن غافلگیری ایران در عملیات تاکتیکی امریکا و اسراییل بوده است.
دستگاه دیپلماسی ایران باید به گونه ای کشورهای حوزه خلیج فارس را در توافق صلح درگیر سازد که تداوم آن به معنای تداوم منافع مشترک آنها با ایران و نقض این توافق مساوی با نقض منافع و امنیت آنها باشد.
این سئوال مهم مطرح است که چرا آمریکا با این شدت و باوجود حملات گسترده به مراکز هسته ای ایران در جنگ تحمیلی دوم و سوم و ترور دانشمندان هسته ای، بر خلع اورانیومی تهران اصرار دارد؟
گلوگاه هرمز در اقتصاد سیاسی بینالملل، یک «نقطه تراکم آسیبپذیری» است؛ گلوگاهی که در آن انرژی، تجارت، بیمه، حملونقل، امنیت غذایی، بازار ارز، نرخ بهره و رشد اقتصادی به هم متصل میشوند.
رفتار غیراخلاقی ایالات متحده آمریکا بهعنوان مظهر سلطه غرب در دیپلماسی مسألهای نیست که تنها به یک دولت یا یک رئیسجمهور محدود شود بلکه ریشه در یک نگاه تاریخی و تمدنی دارد. برای فهم این شیوه رفتاری میتوان آن را از دو منظر «کلان» و «خرد» مورد تحلیل قرار داد.