آمریکا از قدرتی منطقهگرا به یکی از معماران نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شد، اما استفاده فزاینده از حق وتو، حمایت از اسرائیل در جنگ غزه، فشار بر آنروا و دیوان کیفری بینالمللی و محدودیت علیه مقامهای فلسطینی، شکاف میان قدرت واشنگتن و قواعد نظم جهانی را برجسته کرده است.
در حالی که جهان پس از پایان جنگ غزه بهدنبال برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه است، تحلیلگران هشدار میدهند که کابینه راستگرای افراطی رژیم صهیونیستی ممکن است مسیر درگیری را به سوریه بکشاند.
دفترچه دیپلماسی ترامپ، که در خاورمیانه کارآمد است، در رقابت طولانی و ساختاری با چین کارایی ندارد.
خبرنگار وبسایت آکسیوس در این خصوص نوشت: (رژیم) اسرائیل از قبل به آمریکا اطلاع داده بود که قصد حمله به غزه را دارد.
اگر پس از دریافت سامانههای KM-SAM جنگ دیگری میان ایران و اسرائیل درگیرد، عراق از لحاظ نظری توان بیشتری برای مقابله با هواپیماهای اسرائیلی در آسمان خود خواهد داشت.
درخواست جدید پوتین به طور قابل توجهی به ضرر اوکراین بوده و میتواند مانعی برای صلح باشد.
رسانه آمریکایی گزارش داد، اعتراضات «نه به پادشاه» نزدیک به ۷ میلیون معترض آمریکایی را در سراسر ایالات متحده به خود جذب کرد.
تهران اعلام کرد محدودیتهای برنامه هستهای با انقضای توافق «پایان یافته» است.
حرکت ترامپ برای از سرگیری گفتوگو با پوتین سایهای بر دیدار نسبتاً صمیمانه او با رئیسجمهور اوکراین انداخت، دیداری که در آن دو رهبر پیش از ناهار خصوصی با خبرنگاران صحبت کردند.
این بندر قرار است در شهر پَسنی، واقع در منطقهی گوادر از استان بلوچستان، احداث شود؛ استانی که با افغانستان و ایران هممرز است و از آن به عنوان دروازهی صادرات مواد معدنی حیاتی پاکستان یاد میشود.
ترامپ چنان مواضع عمومی متغیری دارد که نمیتوان او را از نظر ایدئولوژیک در هیچ قالبی گنجاند. او در نخستین سخنرانیاش در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده، من همیشه آمریکا را در اولویت قرار خواهم داد، همانطور که شما، بهعنوان رهبران کشورهای خود، باید کشور خود را در اولویت بگذارید».