تحولات اخیر در بابالمندب و حمله به خط لوله شرقی-غربی عربستان، از گسترش فشارهای چندجبههای بر متحدان آمریکا حکایت دارد. کنترل بابالمندب توسط انصارالله و اختلال در مسیر جایگزین نفتی عربستان، هزینههای انرژی، کشتیرانی و بیمه را افزایش میدهد. این اقدامات بخشی از راهبرد فرسایشی ایران توصیف شده که هدف آن شکست نظامی آمریکا نیست، بلکه افزایش هزینههای جنگ و فشار بر محاسبات سیاسی واشنگتن است. همزمان، خویشتنداری عربستان نشاندهنده تلاش ریاض برای موازنه میان تهران و واشنگتن است.
روزنامه نیویورک تایمز با ترسیم پنج زنگ خطر، از پیوند بحرانهای اوکراین، خاورمیانه، تایوان و کره شمالی تا شکاف غرب و شکنندگی اقتصاد جهانی، هشدار میدهد که انباشت منازعات منطقهای میتواند جهان را بهتدریج به آستانه جنگی فراگیر بکشاند.
نشریه آمریکایی گزارش داده است که بعید است فشار اقتصادی آمریکا در بازه زمانی مورد انتظار ترامپ به آنچه «فروپاشی» اقتصاد ایران یا «تسلیم» سیاسی تهران میخوانند، منجر شود.
روزنامه گاردین در یادداشتی با اشاره به این که جنگ پرهزینه ایران به عنوان ضربهای سخت به حیثیت آمریکا و نقطه عطفی در سرنوشت دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تاریخ ثبت خواهد شد، تحلیل کرد که ترامپ با وجود برخورداری از امکاناتی که قدرت نظامی و ثروت آمریکا در اختیارش قرار میدهد و کنگرهای که مطیع اوست، همچنان ناکارآمد و درمانده به نظر میرسد و اتحادهای این کشور را بیش از پیش تضعیف کرده است.
جنگ متجاوزانه آمریکا علیه ایران با افزایش قیمت سوخت و کود، بحران کشاورزان غلات آمریکا را تشدید کرده است؛ رکودی کمسابقه که کاهش درآمد، زیان میلیاردی و نگرانی انتخاباتی را بهدنبال دارد.
در حالی که دولت دونالد ترامپ تهدید کرده است کشورهایی را که به تجارت با ایران ادامه میدهند، تحت فشار قرار خواهد داد، عراق میتواند نخستین نمونه برای سنجش جدیت واشنگتن در اجرای این تهدید باشد؛ کشوری که هم روابط اقتصادی گستردهای با ایران دارد و هم برای دسترسی به منابع مالی و درآمدهای نفتی خود به نظام مالی تحت کنترل آمریکا وابسته است.
شبکه خبری سیانان در گزارشی تحلیلی تأکید کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا برای پیشبرد «جنگ اقتصادی جدید» خود علیه ایران، به شدت نیازمند همکاری پکن است؛ با این حال، جلب موافقت و همراهی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین برای واشنگتن آزمونی فوقالعاده دشوار و تقریباً غیرممکن خواهد بود.
آیا بروکسل هم جرات چنین اقدامی را دارد و میتواند با خواستههای رئیس جمهوری آمریکا مخالفت کند؟ این روند میتواند برای اروپا پیچیدهتر باشد.
نویسنده گزارش معتقد است دونالد ترامپ که زمانی در بازاریابی سیاسی و جلب افکار عمومی مهارت بالایی داشت، در دوره دوم ریاستجمهوریاش این توانایی را از دست داده است. کاهش محبوبیت او در آمریکا و جهان، نتیجه سیاستهایی چون جنگ تجاری، فشار بر ایران و تهدید متحدان ارزیابی میشود. به باور نویسنده، ترامپ بهجای اقناع دیگران، بر زور و تهدید تکیه کرده، اما مقاومت ایران، چین، کانادا و حتی اسرائیل نشان داده این رویکرد اعتبار و قدرت بازدارندگی او را تضعیف کرده است.
جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که نه تهران توان بستن کامل تنگه هرمز را دارد و نه واشنگتن قادر به بازگشایی کامل آن است. ایران با هزینهای نسبتاً پایین توانسته عبور نفتکشها را مختل کند و آمریکا نیز برای حفظ مسیر آزاد با هزینههای نظامی و اقتصادی سنگینی روبهروست. پرداخت عوارض عبور و همکاری احتمالی ایران و عمان میتواند راهحلی عملی باشد؛ توافقی که جایگاه منطقهای ایران را تقویت و ثبات بازار انرژی را افزایش دهد.
یک منبع سیاسی در رژیم صهیونیستی گفت تلآویو در حال بازنگری در سیاستهای سختگیرانه خود در قبال سوریه است و در تلاش است تا راهی برای دستیابی به توافق امنیتی با دمشق پیدا کند.