توماس فریدمن ستوننویس روزنامه نیویورک تایمز که در مینه سوتا بزرگ شده و بخش زیادی از دوران کاری خود را در سفر به خاورمیانه گذرانده، وضعیت مینیاپولیس درجریان شورشهای رخ داده پس از کشته شدن یک معترض را مشابه وضعیت غزه تحت اشغال اسرائیل میداند.
وبسایت خبری بلومبرگ از قول منابعی آگاه نوشت که اروپاییها به دلیل ادعاهای ترامپ برای تصرف گرینلند، به دنبال تقویت نظامی در این جزیره واقع در قطب شمال هستند.
دونالد ترامپ پس از سرنگونی نیکلاس مادورو، با تکیه بر قرائتی شخصی از دکترین مونرو، سیاستی تهاجمی در نیمکره غربی در پیش گرفته و از ونزوئلا تا کلمبیا، کوبا و گرینلند را با زبان تهدید هدف قرار داده است. محور این رویکرد، نه دموکراسی، بلکه نفت، منابع راهبردی و انحصار نفوذ آمریکاست. این سیاست معاملهمحور، با نادیدهگرفتن قواعد حقوقی و هنجاری، اروپا و جهان را نگران بازگشت منطق سلطه و بیثباتی کرده است.
احزاب سیاسی در گرینلند امروز -شنبه- با انتشار بیانیه مشترکی اعلام کردند: «ما نمیخواهیم آمریکایی باشیم.»
نشریه آمریکایی به نقل از یک دیپلمات اتحادیه اروپا گزارش داد این اتحادیه در بحبوحه ادعاهای رئیس جمهور آمریکا درخصوص گرینلند، خواستار آمادگی برای رویارویی مستقیم با او شده است.
«واکنش ضعیف اروپا به حمله دولت ترامپ به ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور این کشور و تهدید آمریکا برای الحاق گرینلند ناشی از ترس سران اروپایی از برانگیختن خشم رئیس جمهور آمریکا است.رضایت اروپاییها، اصول حقوقی پشت مخالفت با تهاجم روسیه به اوکراین را تضعیف میکند، چرا که آنها برای جلب حمایت رئیس جمهور آمریکا تلاش میکنند.»
طرح ایده کنترل گرینلند توسط آمریکا نهتنها نگرانیهای جدی در ناتو ایجاد کرده، بلکه این پرسش اساسی را مطرح ساخته است که این ائتلاف بدون حضور آمریکا تا چه اندازه کارآمد خواهد بود.
سرنگونی مادورو نشان داد دولت ترامپ برای پیشبرد منافع خود، از اقدام نظامی یکجانبه ابایی ندارد. حالا از کوبا و کلمبیا تا گرینلند، نگرانیها درباره «هدف بعدی واشنگتن» رو به افزایش است.
عملیات برقآسای آمریکا علیه نیکلاس مادورو، نهتنها پایان یک دیکتاتوری، بلکه افشاگر محدودیت واقعی قدرت چین و روسیه بود. واشنگتن بار دیگر نشان داد در حیاطخلوت خود، قواعد بازی را یکجانبه تعیین میکند.
برکناری مادورو توسط ترامپ گمانهزنیها درباره طراحی نظم نوین جهانی جدید توسط آمریکا را اقزایش داده است.
گزارش فوقمحرمانه از اطلاعات امارات متحده عربی نشان میدهد که اسرائیل با آن نه بهعنوان یک شریک، بلکه به عنوان یک «تابع عملیاتی» رفتار کرده و این مسئله افسانهای بهنام «عادیسازی» را از بین میبرد.